Jump to ratings and reviews

The Chase

Fiction Introduction by Timothy Brennan Three works of fiction by the inventor of magic realism-now back in print! "In a nameless, Havana-like city, an anonymous man flees a team of shadowy, relentless political assassins, and ultimately takes refuge in a symphony auditorium during a performance of Beethoven's Eroica. . . . This nightmarish novel does not so much tell a story as map the secret political infrastructure of cities, governments, churches, music, and bodies." The Independent "Carpentier was one of the early giants of modern Latin American literature, a man whose writing helped shape and define the period of 'magic realism.' . . . [The Chase is] a masterpiece." New York Times Book Review "A taut tale of political violence and psychological suspense." San Francisco Chronicle "One of the few perfect novellas in Spanish." G. Cabrera Infante Perhaps Cuba's most important intellectual figure of the twentieth century, Alejo Carpentier (1904-1980) was a novelist, a classically trained pianist and musicologist, a producer of avant-garde radio programming, and an influential theorist of politics and literature. Best known for his novels, Carpentier also collaborated with such luminaries as Igor Stravinsky, Darius Milhaud, Georges Bataille, and Antonin Artaud. Born in Havana, he lived for many years in France and Venezuela but returned to Cuba after the 1959 revolution.

121 pages, Paperback

First published January 1, 1956

Loading...
Loading...

About the author

Alejo Carpentier

208 books557 followers
Writings of Cuban author, musicologist, and diplomat Alejo Carpentier influenced the development of magical realism; his novels include El siglo de las luces! (1962) and The Kingdom of This World (1949).

Alejo Carpentier Blagoobrasoff, an essayist, greatly influenced Latin American literature during its "boom" period.

Perhaps most important intellectual figure of the 20th century, this classically trained pianist and theorist of politics and literature produced avant-garde radio programming. Best known Carpentier also collaborated with such luminaries as Igor Stravinsky, Darius Milhaud, Georges Bataille, and Antonin Artaud. With Havana, he strongly self-identified throughout his life. People jailed and exiled him, who lived for many years in France and Venezuela but after the revolution of 1959 returned. He died in Paris, but survivors buried his body in Havana.

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
107 (18%)
4 stars
183 (31%)
3 stars
197 (33%)
2 stars
73 (12%)
1 star
26 (4%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Rosa .
207 reviews101 followers
March 9, 2025
"تعقیب" برای من شبیه ی کویر بی آب و علفی بود که در مرکزش ی دشت پر از گل آفتابگردون پرورش دادن که صبح ها سرشون رو به سوی ماه بلند میکنن و با ریتم فالش و غمگین، با حرکاتی موزون و شاد، با کلماتی آشنا و جملاتی نمادین، شعر مبهمی رو میخونن که هرچقدر به انتهای این شعر نزدیک تر میشن، محتوای اون واضح تر و قابل درک تر میشه، تا بی عدالتی و جنایاتی رو به تصویر بکشه که برگرفته از جریاناتی سیاسی و اعتراضیه...
تعقیب، همین قدر مبهم و سخت و بی ربط، اما قابل درکه!
" دوران حکم های اعدامی بود که از دور قرائت می شد، دوران شجاعت فروتنانه، دوران بازی مرگ و زندگی. دوران اعدام حیرت انگیز بود که ماموری به لبخندی سنگدلانه تدارکش می دید و حکم، به باز کردن کتابی یا دریافت هدیه ای در عید پاک، در لفافه ی کاغذ کاغذرنگی مزین به نقش دارواش و ناقوس، جاری می شد. دوران محاکمه بود...."
"اجرا کنندگان حکم سلاح هاشان را می آورند و اندکی بعد صدای شلیک از پای تنومندترین درخت بلند می شود. اکنون در برابر کسی که فروافتاده است، سادگی از بین بردن هستی غرقه ی حیرتم می کند. همه چیز طبیعی می نماید: آن که حرکت می کرد دیگر هرگز نخواهد جنبید؛ صدایش در دهانی پرخون خاموش شد که اکنون همین خون همچون تکه ای میناکاری فشرده چانه ی اصلاح نشده اش را می پوشاند؛ هر احساس ممکن محسوس شد و سکون یگانه چرخه ی تکرار را شکسته است. همه می‌گویند " لازم بود"، وجدانشان به سخن آمده است، خودشان را در تاریخ می جویند. همه در شب پراکنده می شوند و دیگر لازم نیست پنهان شوند، لازم نیست به سایه ها مظنون باشند چون دوران عوض شده است، هربار به صدای بلندتر تکرار می کنند این کار لازم بود تا ورودشان به دوران، که عوض شده است، خالص تر باشد...."
چه قصه ی آشنایی....!
Profile Image for Cloudy.
73 reviews54 followers
December 24, 2020
| دوران حکم‌های اعدامی بود که از دور قرائت می‌شد، دوران شجاعت فروتنانه، دوران بازی مرگ و زندگی. |

برخلاف حجم کمش کلی ازم انرژی گرفت. همونطور که گفته می‌شه اثر انگار که سینماییه و می‌بینیمش.
برای من به نوعی سیال بودنش قشنگ بود. از اون کتاب‌هاییه که صحنه‌هاش توی ذهنم ترسیم شدن و می‌مونن.
Profile Image for Tirdad.
101 reviews48 followers
August 30, 2018
یکی از سینمایی‌ترین رمان‌هایی که خوانده‌ام. تلفیق شورانگیزی از تصاویر سینمایی شخصیت‌ها، هاوانای قدیم و موسیقی؛ گویی رمان طرحی‌ست برای فیلم. سمفونی شماره ۳ بتهوون معروف به اروئیکا-به معنای حماسی- نقش کلیدی در رمان ایفا می‌کند. داستان مبارزی انقلابی است که پس از تحمل سختی‌های فراوان در زندان به دوستانش خیانت کرده، آن‌ها را لو می‌دهد و در نهایت نیز توسط رفقای سابقش به قتل می‌رسد. وجه تراژیک داستان این است که قهرمان پس از ترک آرمان و انگیزه‌ی نخستین‌اش پیش از پیروزی می‌میرد. جالب آن که معنای دیگر اروئیکا، آرزوی برآورده نشده، بدیل شگفت‌انگیزی است برای ناکامی قهرمان/ضد قهرمان داستان. لازم به ذکر است که بتهوون ابتدا سمفونی را به ناپلئون تقدیم می‌کند اما پس آن‌که ناپلئون به اتریش حمله می‌کند تقدیم‌نامه را پاره می‌کند.
Profile Image for Farshadkhm.
120 reviews6 followers
September 10, 2020
نوشتن نقد براي اين كتاب شايد كار بسيار سختي باشه. كتابي با روايت جريان سيال ذهن و بسيار سخت خوان كه اگر تجربه خوانش كتابهايي با اين مدل روايت رو نداشته باشيد لذت چنداني نخواهيد برد.
اين كتاب تلفيق زيبايي است از تصاوير سينمايي شخصيت ها، شهر هاوانا قديم و موسيقي. سمفوني شماره ٣ بتهوون معروف به "اروئيكا" نقش اساسي در رمان ايفا ميكند.
يكي از معاني "اروئيكا" آرزوي برآورده نشده است كه گوياي شخصيت اصلي داستان هست، فردي انقلابي كه پس از تحمل سختي هاي فراوان در زندان به دوستانش خيانت كرده و آنها را لو ميدهد و در نهايت هم توسط همان رفقاي سابقش به قتل ميرسد.
نكته جالب در ارتباط با سمفوني ٣ بتهوون اينست كه آن را به ناپلئون تقديم ميكند ولي بعد از حمله ناپلئون به اتريش، تقديم نامه را پاره ميكند.
اين اولين كتابي بود كه من از الخاندرو كارپانتيه نويسنده صاحب نام آمريكاي لاتين ميخوندم و اينكه تنها سه ستاره به آن دادم ناشي از اينست كه هنوز با نثر اين نويسنده انس نگرفته ام. قطعأ از كتاب بعدي اين نويسنده كه جزء بهترين آثارش هم محسوب ميشود يعني "رد گم" لذت بيشتري خواهم برد.
Profile Image for about  my mind .
126 reviews27 followers
April 25, 2020
چیزی که باعث می‌شود ادبیات آمریکای لاتین شگفت‌انگیز باشد ، شیوه‌ی به کار بردن کلمات هست ؛ نثرِ این ادبیات خودْ کلاس درسی‌ هست برای سایر ادبیات .
تعقیب داستانِ کوتاهی هست که سرنوشت دو شخصیت اصلی را به موازات هم پیش می‌برد . داستان شامل تک‌گویی هایی نیز می‌باشد که در نوع خود شاهکار هست ...
کتاب شامل سه بخش هست که بخش سوم ، ادامه‌ی بخش اول هست و بخش دوم که صفحات زیادی را در برمی‌گیرد ، شروع به واکاویِ سرنوشتِ دو شخصیت اصلی می‌کند .
Profile Image for Pejman.
32 reviews7 followers
May 31, 2022
نوع روایت در من کششی ایجاد نمی کرد و توصیفات زیادی از معماری بود که با موضوع و فضا برای من هم خوانی نداشت و مطالعه ی این توصیفات بعضی جاها برایم زننده می شد
تنها نقطه قوت کتاب برای من توصیف بعضی از احساسات و گرفتاری های انسانی بود که حالتی شاعرانه داشت.
Profile Image for Anita.
12 reviews1 follower
August 7, 2018
کتاب مورد پسند من بود و خیلی جاها اتفاقات مشابهی برای من و شخصیت اصلی افتاده بود که باعث میشد احساس نزدیکی پیدا کنم با این کتاب.البته با خیلی از عقایدش موافق نبودم اما سبک نوشتارش از نظر من فوق العاده بود و همینطور ایده اش
Profile Image for فریبرز نوری.
479 reviews5 followers
June 14, 2026
تعقیب، رمان کوتاهی تراژیک است از آلخو کارپانتیه که به گمان خود نویسنده و به نظر ژان پل سارتر برترین اثر اوست.

داستان با معرفی سمفونی سه بتهون یا همان اروئیکای معروف به زبان ایتالیایی و در یک سالن اپرا در پایتخت کوبا آغاز می شود. اروئیکا سمفونی است که بتهوون به ناپلئون بناپارت به عنوان سردار آزادی تقدیم کرد اما پس از آن که او تاج امپراطوری بر سر گذاشت تقدیم نامه ی خود را پس گرفت.

تعقیب که با داستان کوتاه دیوار، اثر ژان پل سارتر مقایسه می شود، یک شخصیت اصلی و یک شخصیت محوری دارد. شخصیت اصلی مرد جوانی مبارزی انقلابی  و در حال فرار است و آن دیگری مرد باز هم جوان بلیط فروش سالن اپرای آغاز داستان است. شروع داستان، همچون شروع اروئیکا محکم و تکان دهنده است. بعد از معرفی اروئیکا به ایتالیایی، که بلیط فروش آن را از روی بروشور معرفی اثر خوانده است، دری محکم بسته می شود و صدای آن اورا از جا می پراند. به فاصله ای اندک از شرع داستان و در آستانه ی بسته شدن در های سالن اصلی و آغاز نواخته شدن سمفونی، شخصیت اصلی سرا سیمه وارد فضای انتظار اپرا می شود، قطعه اسکناسی در دست بلیط فروش می گذارد و پیش از آن که بلیط خود را دریافت کند وارد سالن می شود.

مدت زمان روایت معادل طول مدت اجرای اروئیکا، و پایان آن مقارن فیناله یا موومان پایانی آن است که کارپانتیه آن را  با عبارت «ترانه ی سرور و آزادی با بزم ها و رقص هایش، مارش های برانگیزنده و خنده ها و پیچ و خم های غنی واریاسیون هایش» توصیف می کند.

داستان سه فصل دارد که هرکدام به چندین بخش کوتاه تقسیم شده است. روایت اثر ترکیبی از روایت دانای کل و تک گویی درونی است. بخش های تک گویی درونی که مربوط به شخصیت اصلی است تماماً در داخل پرانتز آمده اند.

درشروع داستان به نظر می رسد شخصیت اصلی، قهرمان مبارزی در حال گریز از دست پلیس حکومت دیکتاتوری است، اما از میانه های کار معلوم می شود اروئیکا بی دلیل به عنوان پس زمینه ی رخداد های داستان انتخاب نشده  و موضوع از جنسی به کلی متفاوت است.

ترجمه ی تعقیب کار ونداد جلیلی است و کتاب شامل مقدمه ای تحلیلی و ارزشمند در باره ی داستان و نویسنده است.

 
Profile Image for Ali Shadkam.
31 reviews1 follower
June 18, 2022
تعقیب رمان کوتاه آله خو‌ کارپانتیه ساختاری شبیه به کنسرتوی موسیقی دارد، در سه بخش با روایتی از دو کاراکتر ، یک بلیت فروش سالن اپرا و یک فرد دیگر، فردی که فراری است و تروریست و مبارز و با خصایصی دیگر، جمع در او. ماجرای این رمان کوتاه چندان بلند نیست، اما صحنه ها با عمق و توصیفاتی ساخته می شوند که نمونه اش را تنها در سینمای اورسون ولز دیده بودم. کارپانتیه مبدع رئالیسم جادویی است، همان سبکی که نویسندگان شهیر آمریکای جنوبی چون مارکز و فوئنتس و رولفو و دیگران را به آن می شناسیم ، اما خودش کمتر شناخته شده است ، چه جای آن دارد که آثارش بیشتر از این ها خوانده شوند، زبان و نثر فنی اثر ممکن است فرآیند خوانش را آهسته کند.اگر با این ریتم هماهنگ‌شوید ممکن است مثل من مایل شوید تا برای بار دوم هم آن را بخوانید، شاید هم بیشتر.
Profile Image for Fardokht Sn.
122 reviews80 followers
Read
October 10, 2021
مردی که رمانش را به سبک سونات نوشت!
کلمات بیشتر از آنکه دیده و خوانده شوند ، شنیده میشوند . مثل یک نوت مبهم و نامعلوم
سل سل فا (؟) فا می می(؟) می دووو

-این رئالیسم جادویی دنیای لاتین دارد مجنونم میکند!
Profile Image for Hossein Shiravi.
57 reviews2 followers
February 4, 2022
کتاب تا نیمه ریتم راکدی داره
نه جذابه نه باعث بوجود امدن حس کنجکاوی در خواننده میشه ولی ناگهانی ریتم تغییر میکنه وقایع سریع میشن
ارتباط افراد مشخص میشه
کتاب شاید اگه تنها نیمه ی دومش بود بنظرم خیلی زیبا تر میشد ولی همین کتاب فعلی هم ارزشمنده
Profile Image for Elhamdkh.
65 reviews7 followers
May 27, 2026
کتاب سختی بود، مخصوصا اوایلش که هنوز با داستان و نثر کتاب آشنا نبودم، چندبار خواستم که رها کنم ولی ادامه دادم. تازه از نیمه‌ی دوم، داستان برام واضح‌تر شد. دو و نیم ستاره
Displaying 1 - 14 of 14 reviews