What do you think?


Lady Oracle
From the bestselling author of The Handmaid's Tale and The Testaments—the"brilliant and funny" story (Joan Didion, bestselling author of Let Me Tell You What I Mean) of a woman whose attempts to escape herself become instead an occasion for confronting the self-deception that has driven her since childhood.
Joan Foster is a woman with numerous identities and a talent for shedding them at will. She has written trashy gothic romances, had affairs with a Polish count and an absurd avant-garde artist, and played at being a politically engaged partner to her activist husband.
After a volume of her poetry becomes an unexpected literary sensation, her new fame attracts a blackmailer threatening to reveal her secrets. Joan’s response is to fake her own death and flee to a hill town in Italy.
Studded with hair-raising comic escapades and piercing psychological insights, Lady Oracle is both hilarious and profound.
Joan Foster is a woman with numerous identities and a talent for shedding them at will. She has written trashy gothic romances, had affairs with a Polish count and an absurd avant-garde artist, and played at being a politically engaged partner to her activist husband.
After a volume of her poetry becomes an unexpected literary sensation, her new fame attracts a blackmailer threatening to reveal her secrets. Joan’s response is to fake her own death and flee to a hill town in Italy.
Studded with hair-raising comic escapades and piercing psychological insights, Lady Oracle is both hilarious and profound.
346 pages, Paperback
First published September 27, 1976
About the author
Margaret Atwood
572 books93.3k followersMargaret Atwood was born in 1939 in Ottawa and grew up in northern Ontario, Quebec, and Toronto. She received her undergraduate degree from Victoria College at the University of Toronto and her master's degree from Radcliffe College.
Throughout her writing career, Margaret Atwood has received numerous awards and honourary degrees. She is the author of more than thirty-five volumes of poetry, children’s literature, fiction, and non-fiction and is perhaps best known for her novels, which include The Edible Woman (1970), The Handmaid's Tale (1983), The Robber Bride (1994), Alias Grace (1996), and The Blind Assassin, which won the prestigious Booker Prize in 2000. Atwood's dystopic novel, Oryx and Crake, was published in 2003. The Tent (mini-fictions) and Moral Disorder (short stories) both appeared in 2006. Her most recent volume of poetry, The Door, was published in 2007. Her non-fiction book, Payback: Debt and the Shadow Side of Wealth in the Massey series, appeared in 2008, and her most recent novel, The Year of the Flood, in the autumn of 2009. Ms. Atwood's work has been published in more than forty languages, including Farsi, Japanese, Turkish, Finnish, Korean, Icelandic and Estonian. In 2004 she co-invented the Long Pen TM.
Margaret Atwood currently lives in Toronto with writer Graeme Gibson.
Associations: Margaret Atwood was President of the Writers' Union of Canada from May 1981 to May 1982, and was President of International P.E.N., Canadian Centre (English Speaking) from 1984-1986. She and Graeme Gibson are the Joint Honourary Presidents of the Rare Bird Society within BirdLife International. Ms. Atwood is also a current Vice-President of PEN International.
Throughout her writing career, Margaret Atwood has received numerous awards and honourary degrees. She is the author of more than thirty-five volumes of poetry, children’s literature, fiction, and non-fiction and is perhaps best known for her novels, which include The Edible Woman (1970), The Handmaid's Tale (1983), The Robber Bride (1994), Alias Grace (1996), and The Blind Assassin, which won the prestigious Booker Prize in 2000. Atwood's dystopic novel, Oryx and Crake, was published in 2003. The Tent (mini-fictions) and Moral Disorder (short stories) both appeared in 2006. Her most recent volume of poetry, The Door, was published in 2007. Her non-fiction book, Payback: Debt and the Shadow Side of Wealth in the Massey series, appeared in 2008, and her most recent novel, The Year of the Flood, in the autumn of 2009. Ms. Atwood's work has been published in more than forty languages, including Farsi, Japanese, Turkish, Finnish, Korean, Icelandic and Estonian. In 2004 she co-invented the Long Pen TM.
Margaret Atwood currently lives in Toronto with writer Graeme Gibson.
Associations: Margaret Atwood was President of the Writers' Union of Canada from May 1981 to May 1982, and was President of International P.E.N., Canadian Centre (English Speaking) from 1984-1986. She and Graeme Gibson are the Joint Honourary Presidents of the Rare Bird Society within BirdLife International. Ms. Atwood is also a current Vice-President of PEN International.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
January 14, 2022
من کتاب رو دوست داشتم با اینکه ریتم کندی داشت و ممکنه برای بعضیا خسته کننده به نظر بیاد. داستان دختری است با یک مادر مریض از لحاظ روانی که بیشترین ضربههای روانی و روحی رو از همین مادر میخوره. کسیکه تلاش میکنه با روشهای نادرست اونو تربیت کنه و اعتماد به نفسش به شدت تخریب میکنه. از دوران کودکی شروع به روایت میکنه و تا زمانیکه به نویسندگی علاقه پیدا میکنه و ...
November 23, 2017
«پشت سرم آن همه اتفاق افتاده بود و من بیخبر بودم: خیانتها و قحطیها، کودتاهای دیپلماتیک، قتلهای عقیدتی و کارهای قهرمانانهای که پایانی شوم داشتند. چرا هیچکس به من نگفته بود؟ شاید گفته بودند، اما من گوش نمیکردم. فقط نگران وزنم بودم.»
«او زندگیاش را وقف ما کرده بود، او طبق آموزشی که دیده بود، تمام هم و غمّش را برای خانوادهاش گذاشته، و از ما مراقبت کرده بود.»
«انگار فقط در مسیر اوجگیری یا در زمان سقوط بود که من برایش وجود داشتم؛ در غیر این صورت، فقط برایش قطرهای مغذّی بودم. روابط عاطیفان هم فقطدر فواصل زمانی بین اوج و فرودها عینیت مییافت. وقتی در اوج بود، وقت نداشت، و وقتی رو به افول بود، انرژی نداشت.»
«مادرم همیشه میپرسید: «فکر کردی کی هستی؟» اما هیچوقت منتظر جواب نمیماند.»
*
اتوود، فمینیستیتش را با نمایش زنی مستقل و موفق به رخ نمیکشد. بلکه دقیقا میخواهد فضای فشار جامعه بر زنانی که مجبور میشوند «زنانه» فکر کنند را توصیف کند. کتاب خانم اتوود داستانی است از کودکی تا میانسالی دختری چاق، که مادرش و جامعهی سرمایهداری کانادا او را به خاطر میزان نبودن با معیارهای رایج موفقیت پس میزند.
توصیفهایش از نظام امپریالیستی هم دقیق است، ولی باز رمان را با شعارهای کمونیستی پر نمیکند. در عین حال جنبش چپ را هم زیاد جدی نمیگیرد و بنظرم با دیدگاهی منصفانه و جامع، همهی جناحها را به نقد میکشد.
«او زندگیاش را وقف ما کرده بود، او طبق آموزشی که دیده بود، تمام هم و غمّش را برای خانوادهاش گذاشته، و از ما مراقبت کرده بود.»
«انگار فقط در مسیر اوجگیری یا در زمان سقوط بود که من برایش وجود داشتم؛ در غیر این صورت، فقط برایش قطرهای مغذّی بودم. روابط عاطیفان هم فقطدر فواصل زمانی بین اوج و فرودها عینیت مییافت. وقتی در اوج بود، وقت نداشت، و وقتی رو به افول بود، انرژی نداشت.»
«مادرم همیشه میپرسید: «فکر کردی کی هستی؟» اما هیچوقت منتظر جواب نمیماند.»
*
اتوود، فمینیستیتش را با نمایش زنی مستقل و موفق به رخ نمیکشد. بلکه دقیقا میخواهد فضای فشار جامعه بر زنانی که مجبور میشوند «زنانه» فکر کنند را توصیف کند. کتاب خانم اتوود داستانی است از کودکی تا میانسالی دختری چاق، که مادرش و جامعهی سرمایهداری کانادا او را به خاطر میزان نبودن با معیارهای رایج موفقیت پس میزند.
توصیفهایش از نظام امپریالیستی هم دقیق است، ولی باز رمان را با شعارهای کمونیستی پر نمیکند. در عین حال جنبش چپ را هم زیاد جدی نمیگیرد و بنظرم با دیدگاهی منصفانه و جامع، همهی جناحها را به نقد میکشد.
June 15, 2015
بانوی پیشگو
مارگارت اتوود
سهیل سمی
اولین داستانی بود که از آتوود میخوندم بنظرم شروع خوبی داشت که تا آخر ادامه پیدا نکرد ولی کتاب خوبی بود.
جون فاستر تنها راه تحمل تحقیرهای مادر و آزار دیگران و غلبه به حس اضطراب و تنهاییش رو در خوردن میبینه همونطور که خودش میگه, خودش رو توی یه هیکل چاق دفن میکنه برای دیده نشدن
تجربه ازدواج و علاقه مند شدنش هم بیشتر مثل فرار از خودشه تا دوست داشتن واقعی یکنفر.
تا جایی که تصمیم میگیره یه زندگی جدید رو شروع کنه.
کاری کنه که همه فکر کنن مُرده اما آخر داستان باز هم نشون میده که در حال فرار از خودشه و هنوز هم احساس خشمی که از کودکی درونش هست رو از خودش دور نکرده
پس زدن پوشش جسم خیلی ساده تر از پس زدن پوشش ذهنه. به همین دلیل, کسی مرد تاس رو مایه وحشت غیر طبیعی نمیدونه اما زن تاس روچرا
و به گمونم یه زن خنگ به لحاظ اجتماعی قابل قبول تر از یه مرد احمقه
گفت : دقیقا همینه در کشور من از اونا به عنوان روسپی استفاده میشه در حالی که مردی که صاحب اندیشه نیست به درد هیچی نمی خوره
صفحه 214
مارگارت اتوود
سهیل سمی
اولین داستانی بود که از آتوود میخوندم بنظرم شروع خوبی داشت که تا آخر ادامه پیدا نکرد ولی کتاب خوبی بود.
جون فاستر تنها راه تحمل تحقیرهای مادر و آزار دیگران و غلبه به حس اضطراب و تنهاییش رو در خوردن میبینه همونطور که خودش میگه, خودش رو توی یه هیکل چاق دفن میکنه برای دیده نشدن
تجربه ازدواج و علاقه مند شدنش هم بیشتر مثل فرار از خودشه تا دوست داشتن واقعی یکنفر.
تا جایی که تصمیم میگیره یه زندگی جدید رو شروع کنه.
کاری کنه که همه فکر کنن مُرده اما آخر داستان باز هم نشون میده که در حال فرار از خودشه و هنوز هم احساس خشمی که از کودکی درونش هست رو از خودش دور نکرده
پس زدن پوشش جسم خیلی ساده تر از پس زدن پوشش ذهنه. به همین دلیل, کسی مرد تاس رو مایه وحشت غیر طبیعی نمیدونه اما زن تاس روچرا
و به گمونم یه زن خنگ به لحاظ اجتماعی قابل قبول تر از یه مرد احمقه
گفت : دقیقا همینه در کشور من از اونا به عنوان روسپی استفاده میشه در حالی که مردی که صاحب اندیشه نیست به درد هیچی نمی خوره
صفحه 214
September 19, 2013
مثل تمام کارهای دیگه اتوود چی میتونم بگم بسیار زیبا و دلچسب وقتی شروع به خوندنش میکنی دیگه نمیتونی کتابو بذاری رمین این هم خودش یه معضلی هستشا
October 16, 2019
داستان در داستان.
نويسنده براي تاكيد موضوع كتاب داستان در داستان ديگر تعريف كرده. كتاب فمينيستى است.
نويسنده براي تاكيد موضوع كتاب داستان در داستان ديگر تعريف كرده. كتاب فمينيستى است.
June 8, 2022
داستان واقعا خوب شروع میشد
در بین داستان کلی حرف بود
راجع به نگاهی که جون به خودش و به دنیا
به روابطش با آدمها داشت
همون قدر ساده اما همون قدر عمیق
اثر مادرش و اثر چاقیش
اما ته جالب تموم نشد من انگار از مارگارت آنوود انتظار دیگه ای داشتم
و بعد هم هرچه بیشتر رو به پایان میرفت انگار رد قلم نویسنده رو حس میکردی
میشه گفت داستان روان و سبک شروع شد و سر دستی تموم
و اینکه چیز جالب دیگه ای که تو ذهن من شکل گرفت البته هیچ ربطی هم شاید نداره (چون این کتاب رو تقریبا یکم بعد از کمونیسم رفت و... خوندم )مقایسه شخصیت جون با داستان های اسلاونکا داراکولیچ بود نمیدونم چرا هی توی ذهنم مرور میشد که اینو ببین چه راحت رفت مستقل شد و چه راحتتتت
در بین داستان کلی حرف بود
راجع به نگاهی که جون به خودش و به دنیا
به روابطش با آدمها داشت
همون قدر ساده اما همون قدر عمیق
اثر مادرش و اثر چاقیش
اما ته جالب تموم نشد من انگار از مارگارت آنوود انتظار دیگه ای داشتم
و بعد هم هرچه بیشتر رو به پایان میرفت انگار رد قلم نویسنده رو حس میکردی
میشه گفت داستان روان و سبک شروع شد و سر دستی تموم
و اینکه چیز جالب دیگه ای که تو ذهن من شکل گرفت البته هیچ ربطی هم شاید نداره (چون این کتاب رو تقریبا یکم بعد از کمونیسم رفت و... خوندم )مقایسه شخصیت جون با داستان های اسلاونکا داراکولیچ بود نمیدونم چرا هی توی ذهنم مرور میشد که اینو ببین چه راحت رفت مستقل شد و چه راحتتتت
January 19, 2020
"بانوی پیشگو" داستان بانویی نویسنده است که مجبور به صحنهسازی خودکشی خود میشود تا بلکه از خطراتی که متوجه خود است رهایی بیابد.
"جون فاستر" شخصیت اول این داستان دختری که در یک خانه مادرسالانه کودکی و نوجوانی خویش را سپری میکند و بدلیل اضافه وزن خویش دچار محکومیتها و پیشداوریهایی بسیاری بودهاست. در ایام جوانی او به ناچار در زندگی خویش برای خود هویتهای جدیدی میآفریند و آغاز به نویسندگی میکند تا زمان نگارش کتاب "بانوی پیشگو" که باعث شهرت پیش از انتظار او میشود، زندگی خصوصی او آبستن حوادث گوناگون میشود و او را به ورطه حوادث گوناگون میکشد.
#مارگارت_اتوود در این کتاب قهرمانی از جنس تمامی بانوان میآفریند،بانوانی که مجبور به قبول برخی از پیشداوریهای جامعه میشوند و باید خویش را با آن وفق دهند، استفاده مارگارت اتوود از خلق موقعیتهایی برای نشان دادن جایگاه زن در جامعه مردسالارانه که حتی در برخی موارد زنهای جامعه هم با آن همراه میشوند باعث خلق موقعیتهایی میشود که حس آشناپنداری در میان خوانندگان بوجود میآورد.
جون فاستر با اشارات خود به خاطرههایش و گذشتهاش خواننده کتاب را بر آن میدارد که هیچ زمانی بدون پیشداوری به قضاوت نرسد، او که بهخاطر چاقی خود در کودکی و نوجوانی بهگونهای از لحاظ عاطفی طرد شده بود در زمان جوانی خویش انتخابهایی میکند که به نوعی لجبازی خود با گذشتهاش میتوان دانست.
#مارگارت_اتوود در این کتاب براستی توانسته است که دوباره قدرت نویسندگی خویش را به نمایش بگذارد، بدون آنکه پیچیدگیهای بزرگ فلسفی درست کند فلسفه انسانی را برای زندگی به چالش بکشد، هر کدام از روابط جون با آدمهای زندگی خود نشاندهنده رابطهای در جهان اطراف ما میباشد. انسانهایی که در پشت حال خویش گذشته اسرارآمیزشان را پنهان میکنند.
"جون فاستر" شخصیت اول این داستان دختری که در یک خانه مادرسالانه کودکی و نوجوانی خویش را سپری میکند و بدلیل اضافه وزن خویش دچار محکومیتها و پیشداوریهایی بسیاری بودهاست. در ایام جوانی او به ناچار در زندگی خویش برای خود هویتهای جدیدی میآفریند و آغاز به نویسندگی میکند تا زمان نگارش کتاب "بانوی پیشگو" که باعث شهرت پیش از انتظار او میشود، زندگی خصوصی او آبستن حوادث گوناگون میشود و او را به ورطه حوادث گوناگون میکشد.
#مارگارت_اتوود در این کتاب قهرمانی از جنس تمامی بانوان میآفریند،بانوانی که مجبور به قبول برخی از پیشداوریهای جامعه میشوند و باید خویش را با آن وفق دهند، استفاده مارگارت اتوود از خلق موقعیتهایی برای نشان دادن جایگاه زن در جامعه مردسالارانه که حتی در برخی موارد زنهای جامعه هم با آن همراه میشوند باعث خلق موقعیتهایی میشود که حس آشناپنداری در میان خوانندگان بوجود میآورد.
جون فاستر با اشارات خود به خاطرههایش و گذشتهاش خواننده کتاب را بر آن میدارد که هیچ زمانی بدون پیشداوری به قضاوت نرسد، او که بهخاطر چاقی خود در کودکی و نوجوانی بهگونهای از لحاظ عاطفی طرد شده بود در زمان جوانی خویش انتخابهایی میکند که به نوعی لجبازی خود با گذشتهاش میتوان دانست.
#مارگارت_اتوود در این کتاب براستی توانسته است که دوباره قدرت نویسندگی خویش را به نمایش بگذارد، بدون آنکه پیچیدگیهای بزرگ فلسفی درست کند فلسفه انسانی را برای زندگی به چالش بکشد، هر کدام از روابط جون با آدمهای زندگی خود نشاندهنده رابطهای در جهان اطراف ما میباشد. انسانهایی که در پشت حال خویش گذشته اسرارآمیزشان را پنهان میکنند.
February 5, 2026
هسته اصلی کتاب بانوی پیشگو فرار است حال چه فرار از قید و بندهای والدین چه فرار از قید و بند های ازدواج چه فرار از قید و بند های خود!!
داستان از زمان حال شروع می شود و در طول قصه به گذشته می رود تا «چوآن» را از کودکی همراه باشیم کسی که قرار بوده مثل جوآن کرافورد شجاع و نترس باشد اما کار به این راحتی نیست
در کتاب رگه طنزی نیز هست بیشتر انتقادی طنزآمیز به گروه های افراطی چپ و همچنین گروه های مذهبی من در آوردی که کتاب را از این نظر جذاب کرده است
ضمنا اینکه جوآن با نام جعلی نویسنده داستان های گوتیگ است لایه ای به داستان اضافه میکند که در پیوند با شخصیت اصلی داستان است. او دوباره نقاب به چهره زده بخاطر ترسش از خود ؟ رابطه شارلوت داستان گوتیگ با او چیست ؟ و این کار هم مثل بدن چاق او در کودکی نوعی نقاب/سپر است ؟
کتاب اگر چه بخوبی شاهکار اتوود سرگذشت ندیمه نبود اما خیلی بهتر از وصیت ها است و قابلیت پیشنهاد خواندن را دارد
امتیاز واقعی به کتاب سه و نیم ستاره است.
داستان از زمان حال شروع می شود و در طول قصه به گذشته می رود تا «چوآن» را از کودکی همراه باشیم کسی که قرار بوده مثل جوآن کرافورد شجاع و نترس باشد اما کار به این راحتی نیست
در کتاب رگه طنزی نیز هست بیشتر انتقادی طنزآمیز به گروه های افراطی چپ و همچنین گروه های مذهبی من در آوردی که کتاب را از این نظر جذاب کرده است
ضمنا اینکه جوآن با نام جعلی نویسنده داستان های گوتیگ است لایه ای به داستان اضافه میکند که در پیوند با شخصیت اصلی داستان است. او دوباره نقاب به چهره زده بخاطر ترسش از خود ؟ رابطه شارلوت داستان گوتیگ با او چیست ؟ و این کار هم مثل بدن چاق او در کودکی نوعی نقاب/سپر است ؟
کتاب اگر چه بخوبی شاهکار اتوود سرگذشت ندیمه نبود اما خیلی بهتر از وصیت ها است و قابلیت پیشنهاد خواندن را دارد
امتیاز واقعی به کتاب سه و نیم ستاره است.
January 25, 2025
زنی که سایه شوم یک مادرسالار بر گذشته اش افتاده،اون میخواد زندگی مستقلی رو شروع کنه و نویسنده رمان های تاریخی عامه پسند بشه ولی سرخوردگی های مکرر عاطفی در نهایت اون رو به سمت و سوی غریبی میکشه
مادری که دائما اون رو تحقیر میکنه و بهش شرم از بدنش رو میده
این تحقیر و حس خودکم بینی اینقدر تاثیر گذاره که دخترش حتی نمیخواد کتابهای پرفروشش با نام اصلی خودش چاپ بشه
این رمان روایتش بین گذشته و حال در رفت و آمده
شخصیت اول داستان جوت فاستر در تمام عمرش به نحوی در حال فراره از مادرش،همسرش و خودش
یعنی تنها چاره برای حل مشکلاتش رو در فرار و تغییر هویتش می بینه
این رمان به من نشون داد که تربیت و آسیب های دوران کودکی چقدر در شکل گیری و نحوه تصمیم گیری بزرگسالی موثره
مادری که دائما اون رو تحقیر میکنه و بهش شرم از بدنش رو میده
این تحقیر و حس خودکم بینی اینقدر تاثیر گذاره که دخترش حتی نمیخواد کتابهای پرفروشش با نام اصلی خودش چاپ بشه
این رمان روایتش بین گذشته و حال در رفت و آمده
شخصیت اول داستان جوت فاستر در تمام عمرش به نحوی در حال فراره از مادرش،همسرش و خودش
یعنی تنها چاره برای حل مشکلاتش رو در فرار و تغییر هویتش می بینه
این رمان به من نشون داد که تربیت و آسیب های دوران کودکی چقدر در شکل گیری و نحوه تصمیم گیری بزرگسالی موثره
September 19, 2024
این کتاب هم مثل باقی کتاب های اتوود حرف زیادی واسه گفتن داره.
مسلما بهترین کتاب اتوود نیست اما در نظر من مثل همیشه با یه لحن دلچسب و زبانی نقادانه یه داستانی رو روایت میکنه که قطعا تو جامعه ملموسه .
در کل کتاب به دل میشینه واقعا
ترجمه ی سهیل سمی هم که مثل همیشه کارو درآورده
مسلما بهترین کتاب اتوود نیست اما در نظر من مثل همیشه با یه لحن دلچسب و زبانی نقادانه یه داستانی رو روایت میکنه که قطعا تو جامعه ملموسه .
در کل کتاب به دل میشینه واقعا
ترجمه ی سهیل سمی هم که مثل همیشه کارو درآورده
July 27, 2021
-_-
خسته شدم خیلی
انتظارم خیلی بیشتر بود شاید
خسته شدم خیلی
انتظارم خیلی بیشتر بود شاید
July 5, 2024
یه وقتایی شاید خستهکننده میشد اونم شاید به دلیل خوندن گروهی و طول کشیدنش بود اما دوستش داشتم
خوب بود از داستان نویسنده در نویسنده کلا کیف میکنم.
خوب بود از داستان نویسنده در نویسنده کلا کیف میکنم.
July 6, 2024
میتونست اینقدر طولانی نباشه
October 19, 2007
روزنامه نگاران به بدترین اخبار نیازمندند، چون فروش روزنامه شان را بالا می برد.... حتی آدم های شریف هم قلبن شیفته ی خواندن مطالبی درباره ی بدبختی دیگران هستند. آلیاس گریس، ص 427
"جوان فاستر" نویسنده ای ست رمانتیک که در زندگی مشکلات بسیاری داشته. رمان مجموعه ای از رجوع به گذشته و روایت حال است. در بازگشت به گذشته، خواننده ابتدا جوان را در هیات طفلی با اضافه وزن می بیند که پیوسته خود را سرزنش می کند و بعد، زندگی گذشته اش به عنوان معشوقه ی یک حسابدار لهستانی، و روابطش با یک بازیگر به نام رویال پورکوپین. او به تازگی یک جلد از اشعار فمینیستی اش را منتشر کرده که موفقیت آمیز بوده و به شهرت رسیده است. اما کسی راز "جوان" را می داند، و از او اخاذی می کند.
"جوان فاستر" نویسنده ای ست رمانتیک که در زندگی مشکلات بسیاری داشته. رمان مجموعه ای از رجوع به گذشته و روایت حال است. در بازگشت به گذشته، خواننده ابتدا جوان را در هیات طفلی با اضافه وزن می بیند که پیوسته خود را سرزنش می کند و بعد، زندگی گذشته اش به عنوان معشوقه ی یک حسابدار لهستانی، و روابطش با یک بازیگر به نام رویال پورکوپین. او به تازگی یک جلد از اشعار فمینیستی اش را منتشر کرده که موفقیت آمیز بوده و به شهرت رسیده است. اما کسی راز "جوان" را می داند، و از او اخاذی می کند.
Displaying 1 - 14 of 14 reviews














