ادبیات داستانی قرن نوزده روسیه، آینهی نمام نمای جامعه بود که تمام جنبههای زندگی روسی – روستائیان، نجیب زادگان، کودکان، بینوایان و ... را منعکس میکرد. نویسندگان داستانهای این کتاب از خلال فقر و، احتیاج، ناحقی، درد و رنج و بیعدالتی، جنبههای روشن زندگی مانند": محبت و حقیقت را نشان میدهند. داستان در پانسیون اعیان داستایفسکی، حکایت مهربانی و نامهربانی است؛ داستان آنتون چخوف، کاشتانکا، روایتی است از وفاداری؛ یملیای شکارچی سیبیریاک داستان عشق و محبت است؛ در اسیر قفقاز تولستوی عشق و همدردی و غمخواری میجوشد و ...
نویسندگان این داستانها مدتهاست که دیگر حضور ندارند، اما هنگام نوشتن داستانهایشان نه تنها بدیها و جنبههای منفی زندگی خود را کتمان نکردند، خوبیها و جنبههای مثبت زندگی را نیز به فراموشی نسپردند، زیرا در غیر این صورت ممکن نبود زندگی کرد و نفس کشید و فکر کرد.
توو این کتاب داستان هایی از ۹ نویسنده برجسته روسیه از قرن نوزده رو میخونیم. نمیدونم چرا فکر کردن باید بگن این کتاب مناسب کودکان یا در مورد کودکانه در صورتی که فقط یک بزرگسال میتونه عمق این روایت هارو حس و درک کنه. برام جالب و جذاب بود که سه تا از داستان ها مرتبط به نشون دادن وفاداری سگ ها به صاحب هاشون و تاثیر حضورشون تو زندگی انسان ها بود. باید بگم ترجمه سلیس زنده یاد آلک قازاریان عزیز این کتاب رو دو چندان برام جذاب کرده بود. آنتون چخوف / ایوان تورگنف / مامین سیبیریاک / نیکلای تلشوف / لئونید آندری یف / آلکساندر کوپرین / فیودور داستایفسکی / کنستانتین استانیوکوویچ / لئو تولستوی. برامون داستان های از وفاداری، خرافات و گذر زمان، انسان دوستی و محبت، رنج و بی عدالتی، فقر و حسرت، ناحقی ، معجزه و نجات، همدردی و عشق ، میگن.
به عنوان نمونه ای کوتاه از ادبیات کلاسیک روسیه و داستان های کوتاهش خیلی خوبه داستان ها بعضی ها عالی هستن و بعضی دیگه ساده و گذرا و این که داستان چمنزار بژین خیلی چسبید !