Collections of short stories of noted Canadian writer Alice Munro of life in rural Ontario include Dance of the Happy Shades (1968) and Moons of Jupiter (1982); for these and vivid novels, she won the Nobel Prize of 2013 for literature.
People widely consider her premier fiction of the world. Munro thrice received governor general's award. She focuses on human relationships through the lens of daily life. People thus refer to this "the Canadian Chekhov."
اولین کتابی که از آلیس مونرو خوندم کتاب زندگی عزیز بود که بسیار دوست داشتم، این کتابش هم داستان خیلی جالبی داشت. بزرگترین مهارت مونرو در توصیف شخصیت ها و فضای داستانه که واقعا آدم رو در همون محیط و حس و حال قرار میده.
واقعنگری عجیب داستانهای آلیس مونرو همیشه برایم جذّابه و ذهن خلاقش باعث شده یکی از نویسندههای مورد علاقهم باشه.
این کتاب هم یک داستان کوتاهست٬ مثل اغلب کارهای مونرو یک زن مسن شخصیت اصلی داستان است. نیتا زنی مسن است مبتلا به سرطان که شوهرش را به تازگی از دست دادهست و با یک موقعیت غیرمنتظره روبهرو میشود. آلیس مونرو در واقع متخصص تشخیص شرایط مناسب برای قرار دادن شخصیت اول داستان است.
البته این کار به قوت زندگی عزیز و ما یک خانهی آبی داریم نیست و حتّی از نظر من چندان قابل توصیه به دیگران به نظر نمیرسد ولی آلیس مونرو برای من یکجورایی حکم سلینجر را دارد٬ همان قدر جذّاب و دوستداشتنی که مرا به خواندن تمام چیزهایی که مینویسند ملزم میکند.
× رادیکالهای آزاد واقعاً آزاردهنده و نفرتانگیزند.
داستانی کوتاه که شخصیت اصلی آن بیوه ای در دهه هفتم زندگی و درگیر سرطان است. روزی غریبه ای وارد خانه او می شود و ... فضا سازی خوبی دارد و از اواسط داستان کمی هیجان انگیز می شود.
"نیتا گفت: رادیکالهای آزاد*. - این دیگه یعنی چی؟ - خاصیت شراب قرمز است، درست یادم نیست، شاید باعث میشه بیشتر تولید بشن چون برای بدن خوبن، شاید آنها را از بین میبرد چون برای بدن مضرند.."
* رادیکال آزاد، به اتم، مولکول یا یونی گفته میشود که دارای الکترون جفتنشده در لایهٔ الکترونی است. به عبارت دیگر پوسته الکترونی آن ناقص باشد؛ و تجمع آنها در بدن خطرناک است و عامل بیماریهای خطرناکی چون سرطان میباشد.
اوایل همه مدام زنگ میزدند تا مطمئن شوند نیتا نه خیلی افسرده است نه خیلی تنها، نه خیلی کمغذاست و نه خیلی در نوشیدن افراط میکند (چنان قهار بود که خیلیها یادشان میرفت نوشیدن حالا بهکل برایش ممنوع شده). نمیگذاشت کسی نزدیکش شود بیآنکه با عزادار بودنش فخر بفروشد یا غیرعادی خوشحال یا حواسپرت یا گیجومنگ به نظر بیاید. میگفت به خواروبار نیازی ندارد و دارد با قضایا کنار میآید. داروهایی که برایش تجویز شده و نیز تمبر کافی برای فرستادن نامههای تشکرش دارد.
آلیس مونرو نویسنده کانادایی و برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۳ ، استاد داستان کوتاه معاصر است. از خوندن کتاب لذت بردم. تصویر سازی قوی داشت. اول کتاب حس و حال افسرده و مردهای داشت اما اواخر داستان هیجان انگیز میشه 💜