Jump to ratings and reviews
Rate this book

او را که دیدم زیبا شدم

Rate this book

72 pages

First published January 1, 2004

21 people want to read

About the author

شیوا ارسطویی

16 books26 followers
شیوا ارسطویی، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ تهران با تحصیلات کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی بهداشت صنعتی از دانشگاه تهران است.

مجموعه داستان‌های «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمان‌های «بی‌بی شهرزاد» و «افیون» از آثار اوست. کتاب «آفتاب مهتاب» برندهٔ جایزهٔ گلشیری و نیز برندهٔ جایزهٔ یلدا در سال ۸۲ شده‌است. ارسطویی سابقهٔ تدریس داستان‌نویسی در دانشگاه هنر تهران و دانشگاه فارابی را داشته٬ و اکنون در یکی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی هنر در حال تدریس است. همچنین ده سال است کارگاه داستان‌نویسی وانکا را برگزار می‌کند. او بازیگری در چند فیلم کوتاه را تجربه کرده؛ از جمله فیلمی که بر اساس یکی از داستان‌های جان بلاهری ساخته شده‌است.


Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (9%)
4 stars
7 (12%)
3 stars
18 (32%)
2 stars
16 (29%)
1 star
9 (16%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for لیلی.
111 reviews49 followers
September 14, 2025
از مجموعه آثاری که مطمئنت می‌کنن اگر ایده‌ی زایش رو از داستان فارسی بگیری چندان چیزی از اونچه که به‌عنوان «نوشتار زنانه» این سالها به ما فرو کرده‌ن نمی‌مونه.
و صدالبته در ذهنت درودی می‌فرستی به همه‌ی زن‌هایی که در این سالها به هر نحوی فاصله گرفته‌ن از این حوزه‌ی تک‌خطی بی‌خاصیت. از منیرو و (بعضا) شهرنوش گرفته تاااا الان و امثال عطیه عطارزاده. این فایده رو داشت دستکم.
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews80 followers
September 14, 2025
والا حتی ممکن بود از این کتاب خوشم بیاد.
یعنی از نظر فرمی به نظرم پتانیسل داشت، حتی محتوایی (اگر شخصیت اصلی، شهرزاد، رو یکم شیرین‌عقل در نظر بگیریم.)
ولی خب خیلی خوشم نیومد.
در وهله‌ی اول نتونستم ارتباط زیادی به متن کوتاه کتاب برقرار کنم. برام بیشتر جنس توصیفی داشت. توصیف که می‌گم منظورم اینه که ما مثلا از بدبختی ابوطالب و بی‌کس شدن بابک می‌خونیم، اما خیلی کم می‌فهمیم که جایگاه فکری قهرمان رمان چیه. یعنی علی رغم فرم جالبش، من نمی‌تونم بگم کتاب «جالب« بود.
قهرمان ما انگار ارتباطش با همه چیز از طریق زاییدنه. چه اون‌چیزی که می‌خواد بزاد، چه اون چیزی که دوست داره بزاد، چه اون کسی که سبب زاییدنه. خب من اینو اصلا نمی‌فهمم. و به نظرم خیلی مسخره‌ست اگه نویسنده خواسته باشه انقدر بولد و تابلو ارتباط زن رو با زایش وصل نگه داره.
تنها چیزی که داشت اون مسئله‌ی اخلاقی بود، که مثلا جامعه مادر بودن رو وصل به شوهر داشتن می‌کنه.
قسمت‌های عاشقانه‌ش هم خیلی لخت و عور رها شده بودن.
موکدا اگر قهرمان ما یقینا یه قهرمان خل‌وضع بود، موضوع فرق می‌کرد. نمی‌دونم ولی. شایدم بوده وما باید از معدلش و سوداهاش مطمئن می‌شدیم.
درنهایت این‌که اگر کتاب بلندتر بود، و من درک بهتری از اندیشه‌ی قهرمان پیدا می‌کردم، و یا حتی اگر عشق رو در این کتاب چیزی بیشتر از هدف زاییدن می‌دیدم، بیشتر دوستش می‌داشتم. برای من چیزی نبود جز آرزوها و حسرت‌ها و اندوه زنی تنها که جهان رو از دریچه‌ی مادر شدن می‌بینه.
یه چیز دیگه هم که شاید بهش بد نباشه پرداخته بشه، ارتباط مادر و وطنه.
به هرحال بخش بزرگی از کتاب داره از احتضار مردی می‌گه که در اثر جنگ مجروح شده و شهرزاد داره مادرانه (حتی در جایگاه یه عاشق) ازش نگه‌داری می‌کنه.
یه چیز دیگه‌ای که ای کاش بود و کتاب رو از این وارفتگی در میاورد، به نظرم حضور بیشتر اون مردیه که شهرزاد او را دیده و زیبا شده.
حضور اون می‌تونست یه چالش جالب در کتاب به وجود بیاره. چون تنها مردی بود که شهرزاد به چشم مادری نگاهش نمی‌کرد و مشخصا داشت عقده‌ی پدر از دست رفته رو با اون باز می‌کرد. (اشاره داریم که پیره.) ولی حیف که اینم رها شد...
Profile Image for Maryam.
2 reviews
July 15, 2012
مادر، مادر، مادرجان! این‏جا که نمی‌دانم کجاست خیلی تنها هستم. پدر که نمی‌دانم کجاست، خیلی گرفتار است. تو که نمی‌دانم چه می‌خواهی، خیلی سرگردانی. آخر ما کِی دور هم جمع می‌شویم؟ این رحم سرگردان و خالی تو که
مال من و ابوطالب و بابک بود، و هیچ کدام از ما را به خودش راه نداد، همه را سرگردان کرده است. خانه‌ی ما کجاست؟
....خواندن کتابهای خانم ارسطویی برای من مثل نوشیدن چایی داغ میمونه نمی تونی ترکش کنی و بزاری برای یه وقت دیگه ... باید یک نفس تا ته نوشید.. احساسات شخصیت داستان به شدت زنانه و باور پذیر است شاید علتش هم این باشه که خانم ارسطویی خودشون به عنوان امدادگر داوطلب در جنگ حضور داشتند
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.