Jump to ratings and reviews
Rate this book

چمدان معطل

Rate this book
مجموعه شعر

64 pages, Paperback

2 people are currently reading
9 people want to read

About the author

مهدی فرجی

14 books18 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (14%)
4 stars
17 (35%)
3 stars
18 (37%)
2 stars
4 (8%)
1 star
2 (4%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Mohammad Hanifeh.
336 reviews88 followers
December 7, 2016
من گم شده‌ام هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست
Profile Image for Sharabenab.
15 reviews1 follower
March 26, 2016
با شوق و ذوق زیادی کتاب چمدان معطل را خریدم و خوشحال که غزل های جدیدی از مهدی فرجی میخوانم. از حق نباید گذشت که مهدی فرجی از شاعر های خوب و خوش قریحه ی معاصر است. خاطرات خوبی با کتاب قبلی که از ایشان خواندم داشتم و بیت های خوبی را از کتاب جدا کردم. اما متأسفانه این کتاب یعنی چمدان معطل اصلا مورد پسندم واقع نشد. از 26 غزلی که در این کتاب آمده، به سختی می توان 5 غزل را پسندید و ابیات ضعیف زیادی دارد. گویا آقای فرجی فقط خواسته اند به مجموعه ی شعرهایشان اضافه کنند و الحق کیفیت را فدای کمیت کرده اند.
در هر صورت ابیاتی از این کتاب را که پسندیدم می نویسم تا یادگاری باشد از خواندن آخرین دفتر شعر مهدی فرجی:

غزل اول:
غم شهریاری ساخت از مردی دهاتی
کاری که حالا کرده با من آرزویت

غزل سوم:
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا
من لال شوم از تو بغیر از تو بخواهم

با عقل چه خوبی که نکردم سر یک عشق
از چاله در آوردم و انداخت به چاهم

غزل چهارم:
وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی
چشم بد دور، غزلخوان شده باشی جایی

ماه من طایفه ی روزه بگیران چه کنند
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی

من نشستم بروی می بخری برگردی
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی

غزل ششم:
هنوز گیره ی گلدار، پشت موهایش
هنوز رد شدنش بوی عطر نسترنش

نبود هیچکدامش نبود و من بودم
که احمقانه نشستم به پای آمدنش

غزل هشتم:
ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست

غزل نهم:
شاعر شدم تا چند سطری از تو بنویسم
تقدیر ما را در دهان این و آن انداخت

غزل یازدهم:
زنی به هیئت دوشیزه های دربار است
که چشم روشن او قهوه های قاجار است

مرا کشانده به شیراز دوره ی سعدی
خجالتم بدهد ، بهتر از تو بسیار است

به گریه گفتمش از اشتباه من بگذر
به خنده گفت که در انتقام مختار است

زنی که بوی شراب از نفس زدن هایش
اگر به قم برسد، کار ملک ری زار است

غزل چهاردهم:
دل عزیز! که سرگرم کشتنم هستی
چه کرده ام که تو اینقدر دشمنی با من؟

غزل شانزدهم:
تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را
من شاعر به چه تشبیه کنم یلدار را؟

فال می گیرم و می خوانی و من می خندم
بنشین چای بخور، خسته نباشی یارا

غزل بیست و یکم:
دلشوره ای دارم، گمانم ماهی سرخی
در عمق دریایی به قلابی نظر دارد . . .

غزل بیست و سوم:
نوشت چیزی و در سطل زیر میز انداخت
نوشت: رفته ای ای عشق و دربه در شده ام

به چند موی سفیدم نگاه کن ، بگذر
تو سنگ تر شده ای ، من شکسته تر شده ام

غزل بیست و پنجم:
مرا رضای شفیعی کدکنی کافی است
تو گر رضای جهان در سخنوری داری

غزل بیست و ششم:
عصری که گریان از خیابان آمدی گفتی:
لعنت به شهری که سگی در هر قدم باشد
Profile Image for echpiar.
78 reviews29 followers
March 30, 2022
حتّی درست تا لب ریل قطار رفت‌

ترسید شاعرانه نمیرد، کنار رفت‌

 

برگشت پشت پنجره‌ی خانه‌اش نشست‌

یک دور مثل باد دقیقه شمار رفت‌

 

ـ من اینهمه مداد و ورق نفله کرده‌ام

در بیست و چند سال که بر یک مدار رفت‌

 

تقویم را ورق زد دنبال بچگی‌ش

حتی سراغ آلبومش چند بار رفت‌

 

لحظه به لحظه عقربه‌ها تندتر شدند

ساعت چهار آمد، ساعت چهار رفت‌

 

حتی غروب آمد، حتی غروب رفت‌

حتی بهار آمد، حتی بهار رفت‌

 

از صندلی بلند شد و مشت زد به میز

فرصت نشد قبول کند، زیر بار رفت

 

فردا درست ساعت نه‌ ... روزنامه ها؛

یک شاعر روانی زیر قطار رفت‌

پ.ن:قدیمی:)))))
Profile Image for Zeinab Ghadimi.
108 reviews13 followers
December 16, 2018
به نظرم غزل ها چندان پر شور نیامدند، به عبارتی شاهکار نبودند صرفاً بعضی از شعر ها حس خوبی را منتقل می کردند. شاید نظرم برمی گردد به حال و هوای خودم!


"هلا یهودی سرگردان! عنان قافله برگردان"
کسی در این شبِ بی پایان نشسته منتظرت جایی
Profile Image for Yasaman A.
233 reviews48 followers
October 19, 2020
وای از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی
چشم بد دور، غزلخوان شده باشی جایی

بله! یک روز تو هم حال مرا می فهمی
چون که در آینه حیران شده باشی جایی

بی گناهی است که تهمت زده باشند به او
باد، وقتی که پریشان شده باشی جایی

ماه من! طایفه ی روزه بگیران چه کنند؟
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی

صورت پنجره در پرده نباشد از شرم
کاش ! وقتی که تو عریان شده باشی جایی

من نشستم بروی می بخری برگردی
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی
699 reviews29 followers
April 20, 2021
به این غریبه بیا قدری آشنایی کن

به من بگو چه کنم بیش تر خدایی کن

به من بگو غزلی باشم و تو شاعر باش

مرا سپید کن و آشنا زدایی کن

به من که شاه قدر قدرتی تهی مغزم

طپانچه ای بچکان میرزا رضایی کن

به تیشه ای مثلاً کوه را بگو بکنم

مرا بهانه ی عمری غزل سرایی کن
Profile Image for negar heshmat.
104 reviews6 followers
December 30, 2020
برای من مثل بقیه آثار مهدی فرجی دلچسب نبود،
اما این چیزی از ارزش های مهدی فرجی کم نمیکنه:))
Profile Image for Amir Sahbaee.
397 reviews22 followers
October 29, 2020
این کتاب ۲۶ تا غزل داره که شاید ۱۰تاش واقعا خوب بود.خوندنش دوست داشتنی و غمگین بود
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.