Jump to ratings and reviews
Rate this book

The Chairs

Rate this book
In a house on an island a very old couple pass their time with private games and half-remembered stories. With brilliant eccentricity, Ionesco's 'tragic farce' combines a comic portrait of human folly with a magical experiment in theatrical possibilities.

60 pages, Paperback

First published January 1, 1951

Loading...
Loading...

About the author

Eugène Ionesco

461 books977 followers
Eugène Ionesco, born Eugen Ionescu, was a Romanian playwright and dramatist; one of the foremost playwrights of the Theatre of the Absurd. Beyond ridiculing the most banal situations, Ionesco's plays depict in a tangible way the solitude and insignificance of human existence.

Excerpted from Wikipedia.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1,124 (30%)
4 stars
1,346 (36%)
3 stars
874 (23%)
2 stars
257 (6%)
1 star
82 (2%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Narjes Dorzade.
284 reviews297 followers
September 9, 2019
اوژن یونسکو نا_دیدن را به تصویر می‌کشد.صداهایی مخدوش در حافظه‌.زندگی‌ در تمامیتی رو به مرگ،زنده بودن را از نو طلب می‌کند.
Profile Image for Fatemeh sherafati.
91 reviews121 followers
February 17, 2017
از بین آثار یونسکو نمایشنامه ی صندلی ها بیشتر از سایر نمایش نامه هایش برایم دلنشین بوده است.
صندلی ها در 70 صفحه هیچ را به طرز دلنشین و ملموسی به شما نشان می دهند.
پیرمردی که سال ها برای دلخوش کردن خود، خود را فرمانده می خواند. بی آنکه خودش از جهل خودش آگاه باشد. تنها این خواننده است که می داند مرد در جزیره ای به همراه همسرش تنها زندگی می کند. و فرمانده ی هیچ است.
یونسکو در این کتاب روابط انسانی را هیچ می خواندو نه پوچ.
زبان و کلمات در صفحات کتاب مدام و مدام پست می شوند. بارها و بارها به چشم می آید که کلمات توسط یونسکو به سخره گرفته می شوند. همان طور که در آوازخوان تاس می خوانیم.

شگفتیِ صندلی ها در صفحات انتهایی دیده می شود. وقتی ناطق شروع به صحبت می کند. اگر در کلمات فرو رفته باشی مطمینا سنگینی چیزی را حس خواهی کرد. سنگینی هیچ بودن. سنگینی مهمل بودنِ امید. بیهوده بودن کلماتی که هر روز از آن ها استفاده می کنی.

این کتاب به خوبی می تواند در دقایق کوتاهی خواننده را درگیر و تحت تاثیر خود قرار دهد.

خواندنش را توصیه می کنم.

جمله ی انتهایی را از یادداشت ابتدای کتاب انتخاب کرده ام.
"عظمت انسان برای عده ای، بر شعور و ترحم بر فلاکت خود بنا شده است. "
میشل لوور، یادداشتی بر صندلی ها اثر اوژن یونسکو
Profile Image for Amirsaman.
540 reviews276 followers
October 5, 2022
پیرمرد: من یک نظام ایجاد کردم... می‌خوام باهاش دنیا رو نجات بدم. (پیرزن کلمات آخر مرد را اکو می‌کند.)

محمدمهدی اردبیلی، سمیرا رشیدپور.
مراد فرهادپور، صالح نجفی.

*

علاوه بر مضمون بالا، درون‌مایه‌ی دیگر اثر، چیزی بود شبیه به طبیعت بی‌جان شهید ثالث. افرادی که یک عمر برای این رئیس و آن رئیس کار کرده‌اند و حالا دیگر برای خودشان «شاهِ نوکری» شده‌اند. هیچ‌کس به آن‌ها گوش نداده و این آخرین فرصت آن‌ها برای وصیت است؛ برای آن‌که معنای زندگی خود را به گوش بقیه برسانند. از آن‌جا که این زندگی مدرن، پیشاپیش توخالی و بی‌معنا بوده، پس مسلما نه بازیگران اصلی و نه سخنران، قادر به انتقال پیام زندگی زوج سالخورده نیستند: چون اصلا پیامی وجود ندارد. یک هیچ بزرگ که برای هیچ‌های دیگر اجرا می‌شود. زندگی زوج، همچون همین مراسم است: همه‌اش «آماده شدن» برای چیزی و نه خود آن چیز. برای یک هیچ، البته که می‌توان مراسم جشن یا ترحیم گرفت، اما درباره‌ی خود آن هیچ نمی‌توان هیچ گفت.
Profile Image for Nercs.
213 reviews93 followers
April 14, 2025
به سه ستاره‌م توجهی نکنید. همین که نیم ساعته دارم با خودم کلنجار میرم که چی درباره‌ش بنویسم و آخرش هم میزنم به درِ پرت‌و‌پلا گفتن، یعنی اینکه بیشتر از این حرفا من رو درگیر خودش کرده.
Profile Image for Mahbubeh.
106 reviews23 followers
May 21, 2020
صندلی ها، اولین نمایشنامه ای بود که از یونسکو میخوندم. البته قبل تر هم تئاتر صندلی ها و هم آوازه خوان تاس رو دیده بودم ولی هنوز چیزی ازش نخونده بودم.
نمایشنامه صندلی ها درست مثل تئاترش که سالها قبل دیده بودم فوق العاده بود. داستان درباره ی یک پیرزن و پیرمرده که آخرای عمرشونه و از مهمانان خیالی زیادی دعوت کردن تا پیامشون رو توسط سخنرانی که انتظارش رو میکشن به گوش دنیا برسونن. اما...
طبق گفته ی خود یونسکو"موضوع نمایشنامه نیستی بوده است نه شکست. غیبت کامل بود: صندلی ها بدون هیچکس.
"صندلی ها نماد شرایط غمبار زندگی انسانی، نمایش عدم امکان تفهیم خود به وسیله ی زبان و همچنین نمادی است لزوم امید و انتظار برای نوع بشر."

من نمایشنامه رو با ترجمه ی دکتر احمد کامیابی مسک چاپ انتشارات دانشگاه تهران خوندم. در آخر کتاب بعد از نمایشنامه، مترجم نقد طولانی و کاملی بر این نمایش نوشته که به خوبی نمایشنامه رو تشریح و نقد کرده و همه ی گفتنی ها رو گفته.
Profile Image for Ghazal.
13 reviews10 followers
July 29, 2019
عجیب بود مثل همه کار های یونسکو، تلخ بود و تلخ.
Profile Image for Payam Ebrahimi.
Author 72 books179 followers
October 4, 2021
ارتباطی با نمایشنامه نگرفتم. با این‌که کوتاه بود، خوندنش خیلی طاقت‌فرسا بود برام. مهمترین دلیلش هم اینه که اتفاق درست و مشخص و در نتیجه کشش داستانی نداشت، و البته شخصیت‌ها و دیالوگ‌هاشون هم اونقدر جذاب نبودند تا من رو با خودشون همراه کنن. می‌شه گفت بیشتر تلاشی برای ابزورد بودن بود تا یک نمایشنامه‌ی ابزورد (بله! می‌دونم یونسکو نویسنده‌ی بزرگیه. ولی الزاماً تمام نمایشنامه‌هاش نمی‌تونن شاهکار یا حتی خیلی خوب باشن). دیالوگ‌ها هم هرچند در جاهایی جالب بودن و شخصیت‌ها و زندگی‌شون رو برامون فاش می‌کردن و یک زوج پیر شکست‌خورده رو به‌طور کامل جلوی رومون می‌آوردن، اما کشش و عمق خاصی به کار نمی‌دادن و باعث نمی‌شدن توی کار غرق شم، که برعکس فقط می‌خواستم تندتند تا ته نمایشنامه رو بخونم و به آخرش برسم.

متاسفانه ترجمه‌ی «احمد کامیابی مسک» رو خوندم که در سال ۸۷ چاپ شده. فکرمی‌کردم این نوع ترجمه و این دست مترجم‌ها از دهه‌ی ۵۰ به این‌ور فقط توی موزه قابل رویت باشن که دیدم نه، نسل‌شون هنوز منقرض نشده و هنوز کسایی هستن که در ترجمه‌ نهایت دقت رو به خرج می‌دن تا مطمئن شن خواننده بیشترین حد ممکن از خوندن ترجمه رنج می‌کشه . و البته این ترجمه‌ی آزاردهنده قطعاً در این‌که کتاب رو سخت پیش بردم و با عذاب تموم کردم تاثیر داشت.
Profile Image for Ali.
Author 17 books687 followers
June 27, 2007
پیرمرد و پیرزنی صندلی ها را برای مهمانانی که نمی بینیم، مرتب می کنند. مهمانان که از همه ی مردم جهان اند، قرار است برای شنیدن کشفیات پیرمرد در مورد معنای زندگی جمع شوند. همه چیز به جهان پس از مرگ شبیه است و بنظر می رسد که پیرمرد و پیرزن آخرین دو نفر روی زمین باشند. از طریق صحبت آنها، می فهمیم که میهمانان یکی یکی وارد می شوند، به ویژه حضور امپراطور نامرئی که سبب شادی پیرمرد است. وقتی بالاخره پیرمرد حاضر می شود تا برای جمعیت صحبت کند، همه چیز خلاف انتظار پیش می رود. وقتی بالاخره سخن ران شروع می کند، همراه حاضران نامرئی، در می یابیم که سخن ران کر است. زوج پیر خود را از پنجره به اقیانوس پرتاب می کنند چون معتقدند جهانی که به کشفیات پیرمرد بی اعتناست، هیچ چیز بهتر نمی شود. یونسکو در یادداشتی نوشته؛ وقتی سخن ران محل را ترک می کند، تماشاگران در مقابل صندلی های خالی قرار می گیرند، و صحنه ی خالی غمگینانه بنظر می رسد!
نمایش نامه ی "صندلی ها" به فارسی ترجمه و اجرا شده است (به احتمالی در تله ویزیون)


در مورد "تیاتر ابزورد" اینجا را بخوانید
http://www.goodreads.com/author_blog_...
Profile Image for Amin Bachari.
225 reviews
Read
February 23, 2026
تئاتر این اثر رو دیدم و دربارش بیشتر مطالعه کردم.

تئاتر صندلی ها به کارگردانی علی نجیمی (تماشاخانه استاد مشایخی - چهارم اسفند سال ۱۴۰۴):

تئاتر آبزورد برای من جوریه که خوندن نمایشنامش عذاب آور ولی دیدن نمایش در اجرا لذت بخشه. به نظرم این اجرا اجرای جالبی بود.

جدا از مفهوم بی معنی بودن زندگی، این ایده ی اوژن یونسکو که میخواست برسونه «زبان انسان برای رسوندن حقیقت قابل اطمینان نیست» برای من جدید بود که متوجه شدم این مفهوم نشان دهنده ی آبزورد بودن اثره.

خود تماشاخانه استاد مشایخی توی ذوق میزد و قطعا جایی نیست که خیلی تجربه ی تئاتر دیدن خوبی بهت بده، ولی شاید اثر آبزورد دیدن توی یه جای سطح پایین بیشتر با مفهوم آبزورد بودن زندگی درگیرت کنه.
Profile Image for Houmer Afsari.
30 reviews
October 20, 2021
کوتاه اما در عین حال تکان دهنده. این داستان و شخصیتهایش به حال و روز خیلی ها قابل تعمیم است. صحنه های تئاتر آخرالزمانی همچون آینه ای هستند که تماشاگر خودش را در آن میبیند. اگر یونسکو بیهودگی نظام اجتماعی را با گستاخی به تصویر می کشد، بخاطر این است که خواننده را از خواب خرگوشی بیدار کند.
Profile Image for Abbas Dibaji.
17 reviews1 follower
December 9, 2023
در مورد صندلی‌ها نوشته‌های ارزشمندی موجوده و واقعا چیزی جز همان‌ها برای نوشتن پیدا نمی‌کنم. اما پناه بردن شخصیت‌ها به رؤیا، در اون سن برام عجیب بود چون فکر می‌کردم مثل من خیلی از آدم‌ها، این تخیلات رو بازی می‌کنند. شاید مثل هرچیز دیگه‌ای، سن این مکانیزم دفاعی هم پایین آمده.
Profile Image for Saba Mirzabagherian.
27 reviews2 followers
December 27, 2019
خوندنش برام لذت بخش بود ، بیشتر شبیه یجور سرگرمی که دنبالش می‌کردم تا به جایی برسم.
Profile Image for about  my mind .
126 reviews27 followers
February 27, 2020
اگر بتوانیم کسی را در تئاتر ابزورد هم‌تراز ساموئل بکت قرار دهیم ، بی‌شک آن فرد ، اوژن یونسکو هست ...
Displaying 1 - 14 of 14 reviews