کتاب به وضوح و تا مغز استخوان "کهنه" است. این کهنگی هم در زبان و لحن نویسنده هست و هم مهمتر از آن در دغدغهاش و نحوهی مواجهاش با آن. نویسنده درست مثل پیرمردی که از سپری شدن دورانش ترسیده غرغر میکند و از زوال موسیقی و طبع و قریحه حرف میزند و سعی دارد به واسطهی این کتاب راه آشنایی و فهم "موسیقی اصیل و واقعی" را برای جوانان باز کند. هدفی که بعید است حتی ذرهای به آن نزدیک شده باشد و بهجای توضیح ریتم و ملودی و هارمونی به سرعت درگیر جزئیات و بعد از آن اظهارنظرهای مطلقگرایانه درباره این و آن موسیقیدان میشود. ترجمه هم پابهپای این حال و هوا میآید و احتمالا در تشدید این برداشت کم اثر نداشته است.