Jump to ratings and reviews
Rate this book

آخرین پر سیمرغ

Rate this book
بیژن سه: مادر، گفته بودی ـ در جهان ـ سرزمینی است که دیوان بر هیئت زنان، راه بر آدمی می‌بندند. گفته بودی سرزمین آدمی همان‌جایی است که دل ماندگار می‌شود… مادر، من اکنون آن سرزمین را یافته‌ام، و چه باک که آن سرزمین همان سرزمین دیوان باشد. من از اسب فرود آمده‌ام و دیگر بر آن جای نخواهم گرفت. بگذار گرازان بر زمین بتازند و پهلوانان، فاتح سرزمین‌های بسیار باشند، و من ایستاده بر سرزمینی باشم که دیوانش دل از آدمی می‌ربایند. مادر، بگذار پسری از پسران تو به‌جای شمشیر زمزمه‌ای بر لب داشته باشد، شاید جهان با همین زمزمهٔ پسر تو، جایی شود که خون و مرگ، فاتح همیشهٔ آن نباشند.

160 pages, Paperback

First published January 1, 2013

64 people want to read

About the author

محمد چرم‌شیر

40 books99 followers
محمد چرم شیر (زاده ۱۳۳۹ تهران) نمایشنامه نویس و مدرس تئاتر است. او دانش آموخته رشته ادبیات نمایشی در سال ۱۳۶۶ از دانشگاه تهران است.
محمد چرمشیر بیش از صد نمایشنامه نوشته است. وی پنجاه و چهار نمایشنامه چاپ شده داردو نمایشنامه هایش به زبان های انگلیسی آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشورهای ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و آمریکا اجرا شده اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (17%)
4 stars
14 (20%)
3 stars
23 (34%)
2 stars
13 (19%)
1 star
5 (7%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Dream.M.
1,049 reviews663 followers
January 11, 2022
مزخرف ترین نمایشنامه ای بود میشد خوند.
خب اینم از امتیازات درهم خوندن نمایشنامه هاس. هرچی رقص مادیان رو دوست داشتم، این کتاب منزجرم کرد.
همه چیز باسمه ای، نچسب، سطحی، بدون مطالعه.
کار سفارشی همین میشه دیگه.
Profile Image for Sepehr.
83 reviews12 followers
July 18, 2024
همیشه برام جذاب بوده خوندن بازخوانی‌های شاهنامه (و کلا هر اسطوره‌ای) و تا حالا کم هم نخوندم و منی که اینقدر طرفدار این نوع از آثار هستم رو خیلی سخته که راضی نکنی و این کار چرمشیر متاسفانه خیلی رضایت بخش نبود.
اقتباس از شاهنامه به این شکل انگار چیزی کم داشت. شاید به اندازه کافی نتونسته بود شاهنامه بودنش رو نشون بده. اصراری اصلا ندارم من که داستان بخواد وفادار باشه. اصلا وفاداری برای من مساله‌ای نیست. اما انگار نمایش تبدیل شده بود به یه اثر کاملا جدید با ارجاعات خیلی محدود به شاهنامه.
موقع خوندن اثر ولی چیزی که خیلی توجهم رو جلب می‌کرد، شرح صحنه‌ها و فرم و جزئیات روی صحنه بود. برام خیلی سوال شد که چطور این نمایش روی صحنه رفته و توی حفظ فرم موفق بودن. پیچیدگی‌های هر بخش برای اجرا کردن خیلی زیاد بود و تونست منو اینطور درگیر بکنه.
Profile Image for Marzi Motlagh.
190 reviews79 followers
January 22, 2023
یادم میاد اولین بار کامنت دوستم زیر یکی از پستای تینوش نظمجو دلم رو نسبت به چرمشیر چرکین کرد؛ نوشته بود از این مجموعه نمایشنامه‌های دورتا دور دنیا کارای چرمشیر رو اصلا دوست نداشتم.
خودم قبلش از چرمشیر فقط رقص مادیان‌ها رو خونده بودم که به نظرم بد نبود (شاید چون اقتباسی بود!).
گذشت و یه مدت بعدش یکی دیگه از دوستام این کتابو بهم هدیه داد. خواهرم برداشت خوند و اکیدا بهم هشدار داد که نخونم و میگفت مزخرف محضه و خوندنش وقت تلف کردنه.
اما من تقریبا ۲۵ جلد از این مجموعه دارم و همشونو خوندم و نخوندن این یدونه بدجوری رو اعصابم بود. هی میخواستم بخونم هی ریویوهای منفی پشیمونم میکرد.
خلاصه دلو زدم به دریا و مقدمه رو خوندم و دیدم نه، گویا خیلی روش فکر شده و خلاقیت به خرج دادن! پس یه فرصتی بدم شاید به دلم نشست. حقیقتش اوایل خوب بود، یه سری دیالوگ جالب داشت و حس میکردم ایده‌ی نویی داره و یکم برم جلو منسجم میشه و بهتر ارتباط میگیرم. اما متاسفانه هرچی رفتم جلو خسته‌کننده‌تر و بی‌محتواتر شد یجوری که از نیمه دوم کتاب دیگه اون توصیفات مزخرف و بی ربط صحنه رو نمیخوندم و فقط دیالوگا که اونم رفته رفته چرت‌تر میشد...

حالا دلم میخواد به تینوش نظم‌جو و یه دوست تئاتریم که انقدر طرفدار چرمشیرن بگم لطفا نقاط قوت قلمش رو بگید که ما هم بدونیم اون عنصر جذاب پنهان تو نمایشنامه‌های چرمشیر چی بوده که براش اینهمه کاغذ هدر دادن!

دو ستاره برای همون دیالوگایی که دوس داشتم!
Profile Image for Mohanna.
116 reviews12 followers
August 6, 2024
امتیازم ۲.۵
از نظر ایده به نظرم خلاقانه بود مخصوصا از این جهت که تلاشی بود برای آمیختگی ادبیات فارسی و آلمانی. اما کلا من زیاد دوست نداشتمش.
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews136 followers
July 31, 2014
با این که بعضی بخش ها برام آزار دهنده بود و الزام حضورشون رو درک نمی کردم اما شیوه ی روایت دوست داشتنی بود این که سیمرغ شروع کنه به قصه گفتن و این که ما در آینده همه چیز رو ببینیم. تلفیق شیوه های روایت توی بخش شمایل گردان ها خیلی خوب در اومده بود.
و بخش آخر قشنگ ترین صحنه بود
بعضی جاها غرق صحنه پردازی بودی و گاهی غرق دیالوگ و کلماتی که انقدر عمیق و عجیب روایت می کردند این وقایع رو.

زال: برای من قصه ای بگو که گناهِ من در آن باشد نه دست های خون گرفته ی سرنوشت.


البته من متوجه قسمت کیخسرو نشدم این که چطور کیخسرو با کیکاووس ترکیب شده بود چون در واقع کیکاووسه که پرواز می کنه و فره ش رو از دست می ده و فره وش کیخسرو که هنوز متولد نشده برای حفظ این نسل اون رو نجات می ده.
Profile Image for Samira Majd.
92 reviews20 followers
July 1, 2016
من نفرينيِ كدام تقديرم كه اينك ايستاده ام در آزمون آتش و مرگِ خويش؟
Profile Image for Farzane.
108 reviews
January 8, 2015
کیخسرو: چرا باید به چیزی نگریست که تلخ است و پر اندوه؟ حاصلی ندارد نگریستن به این همه زجر و رنج. باید از یادشان برد، اگر چه از یاد نمی روند. همه ی آن ها می آیند، می نشینند پیش چشم هایت، و به هر کجا می نگری، همان جا حاضرند. می روند پشت پلک هایت، می پاشند به خواب هایت، و تو می نگری که فاتح سرزمینی شده ای مالآمال از اشک و خون و ترس... من به همه ی آن ها که تو امروز می نگری، نگریسته ام، با هر آن چه که می توانسته مرهمی باشد، بر آن زخم قلب من که هنوز از آن خون می چکد، با خشمم، با ترسم، با اشک هایم... نشده است... دیگر این خاک و این فتح را نمی خواهم برای همین کابوس ها که با من است.
Profile Image for Negar Safari.
106 reviews17 followers
June 9, 2023
شب و روز دو برادرند. شب کور، روز عصاکِش برادر. روز می رود. شب -کورمال- به دنبالش.
این تاریک روشن جهان که می بینی از رفتن همین کور و عصاکش است.

این جا همه رویاهایی دارند، رویاهایی که همیشه رویا می مانند.
با رویاهایی که همیشه رویا می مانند چه می شود کرد؟ فقط می شود برای شان گریه کرد.
Profile Image for Shima.
1,144 reviews363 followers
June 23, 2017
بیشترین چیزی که از این کتاب در ذهنم می ماند این است که یکی از برداشت های جالب تر از "چه می شد اگر" های داستان رستم و سهراب را شامل بود
Profile Image for Atena | آتنا.
388 reviews
July 22, 2019
باید چیزی داشته باشی تا تو را به جهان متصل کند،وگرنه تو را نمی خواهند.دورت می اندازند...

مادر، گفته بودی که جهان را پاداشی است هم وزن آن چه ما با جهان کرده ایم. من اینک به سوی مرگ می روم، چرا که در این سرزمین، مرگ هم وزن دوست داشتن است.

می فهمی دیوونه شدن یعنی چی؟ یعنی همون کاری که همیشه با من کردی و حالام داری می کنی. همین غیب شدنت همون وقتی که باید باشی.
Profile Image for محمّدحسین.
130 reviews8 followers
August 10, 2015
اصلاً خوشم نیامد

این هم جزء نمایشنامه‌هایی بود که اصلاً به دلم ننشست

یک تفسیر و برداشت کاملاً آزاد، آن قدر آزاد که اگر اسامی شخصیت‌ها (سیمرغ، زال، سیاوش و ...) را از کتاب حذف کنیم، اصلاً متوجه نمیشی که قرار است بازگویی شاهنامه باشد! ترکیبی است از داستان شاهنامه با داستان‌های مدرن
اتفاقاً آن بخش خارج از شاهنامه‌اش جذابیت بیشتری داشت و اگر به عنوان یک نمایشنامه مستقل کار میشد، به نظرم متن خوبی از آب در می‌آمد

یکی از بدترین بخش‌های متن، قسمت ضحاک بود و دو دلقکی که تمثیلی از مار بودند. خیلی بد بود اصلاً

در کل به دلم ننشت
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.