Appearing in the feminist social science literature from its beginnings are a series of questions about methodology. In this collection, Sandra Harding interrogates some of the classic essays from the last fifteen years in order to explore the basic and troubling questions about science and social experience, gender, and politics.
Sandra G. Harding was an American philosopher of feminist and postcolonial theory, epistemology, research methodology, and philosophy of science. She directed the UCLA Center for the Study of Women from 1996 to 2000, and co-edited Signs: Journal of Women in Culture and Society from 2000 to 2005. Until her deceassed, she was a Distinguished Professor Emeritus of Education and Gender Studies at UCLA and a Distinguished Affiliate Professor of Philosophy at Michigan State University. In 2013 she was awarded the John Desmond Bernal Prize by the Society for the Social Studies of Science (4S).
مجموعه مقالاتی از ساندرا هاردینگ، جوان کلی گادول، مارسیا میلمن و رزابت م مس کانت و دوروتی اسمیت دربارهی روش پژوهش فمنیستی. برای آنکه بدانیم آیا روش پژوهش فمنیستی وجود دارد؟ این روش چه ویژگیهایی دارد؟ چیست و چرا باید وجود داشته باشد؟
روش تحقیق (سنتی) علوم اجتماعی، در جهت پاسخ به پروبلماتیکهای مردان (آن هم نه همه ی مردان از هر طبقه و نژادی) طراحی شدهاند. اما توضیح دادن چیزهایی تنها از منظر این مردان، ما را به درک نصفه نیمه و حتی وارونه از زندگی اجتماعی سوق میدهند. مشخصه ی برجسته ی پژوهش فمنیسیتی این است که پروبلماتیکها از دیدگاه تجربیات زنان تولید میشوند و این تجربیات به عنوان شاخص مهم «واقعیت» علیه نظریههایی که در ظاهر محک خوردهاند به کار میرود.
یکی از ویژگیهای دیگر پژوهش فمنیستی عدم بیگانگی شناساگر در مراحل مختلف پژوهش است. مشخصهای که در رویکرد سنتی به روش، با از میان بردن عینیت مرتبط است. باورها و رفتارهای فرهنگی پژوهشگران فمنیست نتایج پژوهش را شکل میدهد همانطور که این امر در ارتباط با پژوهشگران جنسیتزده و مرد محور هم صادق است. در واقع عینیتگرایی در رویکرد سنتی، تلاش میکند تا کنشها و باورهای فرهگی پژوهشگر را غیرقابل رویت کند، اما همزمان آن را به صورت نامرئی و تحریف شده در پژوهش مطرح میکند. جستجوی عینیت در علوم اجتماعی این امکان را برای عدهای فراهم کرده که برای دریافت پول به جستجوی دانشی بپردازند که در غیر این صورت نسبت به آن بیتفاوت هستند. آنچه که به عنوان عینیت شناخته میشود، مجموعهای از رویههایی است که در خدمت بناکردن پیکر دانش این رشته همچون چیزی جدا از کارورزانش است. در حالی که علاقهمند بودن به شناخت چیزی، آن را بی اعتبار نمیکند. پژوهش فمنیستی از آن رو از عینیت و اعتبار بیشتری برخوردار است که در نوع کاملتر و کمتر تحریفشدهای از تجربهی اجتماعی ریشه دارند. یک علم فمنیستی اشرافیت جنسیتی جدیدی را جایگزین اشرافیت موجود نمیکند بلکه در عوض سبب پیشرفت عینیت علم میگردد. برای دستیابی به تصویری قابل اتکا از دنیاهای زنان و از روابط اجتماعی میان جنسها اغلب اوقات به رویکردهای بدیلی در پژوهش نیازمند است که عادات پژوهش سنتی را به چالش بگیرند و پرسشهای ژرفی را مطرح کنند که دیگر به عنوان پرسش انحرافی به حاشیه رانده نمیشود. خلق دنیای جدید با استفاده از روشهای سنتی امکان پذیر نیست، زیرا همانطور که گفتهشد این روشها در دستیابی به اهدافشان ناکام بودهاند. *** به نظرم خواندن کتاب مستلزم دستکم آشنایی اندکی با فمنیسم، روش تحقیق و علوم اجتماعی است. ** برگردان فارسی کتاب از نشر پراکسیس و از اینجا قابل دریافت است. ترجمهی نسبتا خوبی بود.
Useful essays about how feminists are calling on new/different/modified/less androcentric epistemologies and how this relates to the methods they use - or, more accurately, how this impacts the way they use certain methods.