Saman1,166 reviews1,078 followersFollowFollowReadMay 16, 2010من سَـرد هستمچشمهای سیاهت را به من میدوزیو لبخند میزنیکلاه بر سرم میگذاریو شال بر گردنم میبندیگـرم میشومیک آدمبرفیدر زمستانِ تومیمانیکه آب نشومpoem
ZaRi2,315 reviews885 followersFollowFollowReadAugust 24, 2015کاش پیراهنت آنقدر جاداشتکه تنهایی ام رابه تن می کردکه می رفتیمکه فرقی نداشت به کجاشخصیت های قصه می شدیمناگزیر از خوشبختی...poem