Jump to ratings and reviews
Rate this book

عروس بید

Rate this book

192 pages, Paperback

Published January 1, 2010

4 people are currently reading
44 people want to read

About the author

یوسف علیخانی

14 books25 followers
Yousef Alikhani (Persian: یوسف علیخانی‎; born 1975) is an Iranian writer.

Alikhani was born in the Deilami-speaking village of Milak, Qazvīn Province. He studied Arabic literature at the University of Tehran.

Books:
Xamah, Aamout Publication, 2018. ISBN 978-600-384-032-4.
Biveh-koshi • Widow Killing, Aamout Publication, 2015. ISBN 978-600-6605-07-4.
Aroos-e’-Beed (Willow’s Bride), Aamout Publication, 2009. ISBN 978-600-91197-5-2.
Dragon Slayage, Aamout Publication, 2007. ISBN 978-600-91197-8-3.
Ghadam Bekheir was my Grandmother, Aamout Publication, 2003. ISBN 978-600-91197-9-0.

یوسف علیخانی (متولد اول فروردین ۱۳۵۴ در روستای میلک الموت) نویسنده معاصر ایرانی است.
علیخانی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در روستای زادگاهش به قزوین رفت و پس از اتمام دوره متوسطه برای ادامه تحصیل راهی تهران شد. وی سال ۱۳۷۷ از رشته زبان و ادبیات عرب دانشکده ادبیات دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد.
از یوسف علیخانی جدا از چند کتاب پژوهشی، سه مجموعه داستان به نام‌های قدم‌بخیر مادربزرگ من بود، اژدهاکشان و عروس بید و همچنین و رمان خاما و بیوه‌کشی منتشر شده‌است.
وی در حال حاضر با پژوهش و نوشتن، و مدیریت نشر آموت گذران زندگی می‌کند.

رمان:
خاما، چاپ اول: بهار ۱۳۹۶، چاپ پانزدهم: پاییز ۱۳۹۸ (نشر آموت)
بیوه‌کشی، چاپ اول: بهار ۱۳۹۴، چاپ سیزدهم: پاییز ۱۳۹۸ (نشر آموت)

- مجموعه داستان:
عروس بید، چاپ اول: ۱۳۸۸، چاپ هفتم: ۱۳۹۸ ، (نشر آموت)
اژدهاکشان، چاپ اول: ۱۳۸۶، چاپ هفتم: ۱۳۹۸ ،(نشر آموت)
قدم‌بخیر مادربزرگ من بود، چاپ اول: ۱۳۸۲، چاپ هفتم: ۱۳۹۸ ، (نشر آموت)

- سایر آثار:
معجون عشق، گفتگو با نویسندگان عامه‌پسند (نشر آموت)، ۱۳۸۹
داستان زندگی حسن صباح، به دنبال خداوند الموت، (نشر ققنوس)]، ۱۳۸۶
داستان زندگی صائب تبریزی، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۶/ چاپ سوم ۱۳۹۲
داستان زندگی ابن بطوطه، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۳/ چاپ سوم ۱۳۹۱
عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه، (نشر ققنوس)، چاپ اول ۱۳۸۱. چاپ دوم ۱۳۸۵، چاپ سوم ۱۳۹۲، چاپ چهارم: ۱۳۹۳
نسل سوم داستان‌نویسی امروز ایران - گفتگو با نویسندگان نسل سوم، نشر مرکز، ۱۳۸۰
بازنویسی قصه‌های تذکرة الاولیا: نشر کتاب پارسه، ۱۳۹۰
به دنبال ناصر خسرو: داستان زندگی حکیم و شاعر قبادیانی، نشر ققنوس (زیر چاپ)
قصه‌های پرهیزکاران: (گردآوری قصه‌های مراغیان رودبار و الموت), (زیر چاپ)
قصه‌های مردم الموت: (الموت پایین و الموت بالا) به همراه افشین نادری، ۱۳۹۶

- در عرصه تصویری:
ساخت فیلم مستند عَلَم ۱۳۹۱
ساخت فیلم مستند نوروزبَل ۱۳۸۷
ساخت فیلم مستند عزیز و نگار ۱۳۸۵

- جایزه‌ها:
نامزد نهایی جایزه قلم زرین سال برای رمان بیوه‌کشی
عروس بید نامزد نهایی جایزهٔ مهرگان ادب
برنده دهمین دوره جایزه کتاب سال حبیب غنی‌پور برای نوشتن مجموعه داستان عروس بید
نامزد دوازدهمین دوره جایزه کتاب فصل برای نوشتن مجموعه داستان عروس بید
شایسته تقدیر در نخستین جایزه ادبی جلال آل‌احمد و نامزد نهایی هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری برای نوشتن مجموعه داستان اژدهاکشان
نامزد بیست و دومین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و برنده جایزه ویژه شانزدهمین جشنواره روستا برای نوشتن مجموعه داستان قدم‌بخیر مادربزرگ من بود
برنده جایزه بهترین فیلم هفتمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان ایران برای ساخت فیلم مستند عزیز و نگار

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (26%)
4 stars
11 (24%)
3 stars
9 (20%)
2 stars
6 (13%)
1 star
7 (15%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for مجیدی‌ام.
216 reviews151 followers
February 17, 2021
بعد از کتاب قدم بخیر مادربزرگ من بود، این دومین کتابی بود که از سه‌گانه‌ی یوسف علیخانی می‌خوندم.
برخلاف اکثر طرفداران ایشون، که با بیوه کشی و خاما شروع کردن، من با سه‌گانه شروع کردم که قسمت هیجان انگیزش بمونه برای آخر!

بحث‌های تکنیکی و تخصصی در مورد آثار علیخانی کار حقیر نیست، پس این متن رو به زبان ساده می‌نویسم.
از این کتاب، بیشتر از کتاب قدم بخیر لذت بردم. دلیل؟ اول اینکه کتاب بلندتری بود! همچنین شخصیت‌های این کتاب برای من قابل لمس‌تر بودند.
روستاهای الموت، چند باری مقصد سفرهای من هم بوده‌اند، رفتم و از نزدیک دیدم و عکس گرفتم... اما تفاوت دیدن‌های من، با نوشتن‌های علیخانی، مثل تفاوت روز هست با شب!
من بعنوان مسافر مو دیدم و استاد علیخانی پیچش مو...

اگر قبل از خوندن کتاب برید روستاهای الموت قزوین رو ببینید، بعد بیاید و کتاب رو بخونید، تک تک توصیفات و صحنه سازی‌ها رو با جان و دل درک می‌کنید و گوارای وجودتون خواهد شد.

داستان‌های این کتاب، اکثرا آموزنده هستند. درس دارن، نتیجه‌گیری دارن.
داستان‌هایی که رگه‌هایی از مذهب درش دیده می‌شه، ولی ابدا کتاب، جبهه داری مذهبی نمی‌کنه.
قهرمان‌هایی که هنوز صمیمیت و خصلت‌های روستایی بودن خودشون رو حفظ کردن. مهمان نوازن، با ایمانن، خونگرمن... درست مثل مردم نازنین خطه الموت در دنیای حقیقی...
گردنه‌ها و کوه‌های الموت، درختان فندق و زغال‌اخته، مه صبحگاهی، رودخانه شاهرود، نمد، فانوس، طویله و بوی تنور و پختن نون... و سیمرغی که هرروز زوزه‌کشان کوه‌های الموت رو درمی‌نورده...

...

بشخصه، یک هفته با این کتاب زندگی کردم و از ترس تمام شدنش، جیره‌بندی کردمش!
کتاب سوم از این سه‌گانه، یعنی همون اژدها کشان رو بزودی شروع خواهم کرد.
زنده باد یوسف علیخانی
Profile Image for Hosius Mr.
168 reviews36 followers
August 22, 2022
این دومین کتاب از مجموعه "سه گانه" بود که خوندم، کتاب شامل ده داستان کوتاه میشه که مثل کتاب های دیگر نویسنده در روستای میلک جریان داره (برای من خیلی جالب بود که یک نفر بتونه در مورد یک روستا اینهمه داستان بنویسه و تکراری هم نباشه)، داستان ها به نسبت کتاب "قدم بخیر مادربزرگ من بود" طولانی تر هستن و مثل اون پایانشون به مرگ ختم نمیشد!
.
قصه ها خیلی روان، و مثل سایر کتاب های آقای علیخانی به صورت تلفیقی از زبان فارسی و محلی بیان میشن. البته در این کتاب لغات سخت خیلی کمتر دیده میشه و همین باعث ارتباط بیشتر با کتاب میشه (در مجموع فقط یک داستان بود که کمی برای من گنگ بود)
.
در داستان های آقای علیخانی زن ها نقش پررنگی دارن، حتی میشه گفت در بیشتر جاها زن ها شخصیت های اصلی هستن و بیشترین تاثیر رو بر روند داستان دارن. نگاه نویسنده به روستا هم در نوع خودش جالبه (وهمینطور تاکید به اصالت)
در نهایت از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم، و در ادامه خواندن جلد سوم این مجموعه (اژدها کشان) رو شروع می کنم
Profile Image for Nothing.
811 reviews44 followers
April 10, 2020
حوصله سر بر بود و میدونستم تا آخرش احساسم عوض نمیشه پس ولش کردم🤷🏻‍♀️
Profile Image for Farnaz.
124 reviews5 followers
March 30, 2019
.
#عروس_بید نام یکی از مجموعه داستان های کوتاه استاد #یوسف_علیخانی است که شامل داستان هایی با نام های پناه بر خدا،آقای غار،هراسانه،پنجه،رتیل،جان قربان،عروس بید،مرده بگیر،بیل سر آقا و پیر بی بی است.
#یوسف_علیخانی در این کتاب به مسائل اعتقادی و باورهای خرافه ای مردم روستایی به نام #میلک از توابع قزوین می پردازد.روستایی که در آثار وی جایگاه ويژه ای دارد.
#یوسف_علیخانی اینقدر زیبا و هنرمندانه پیکره ی این روستا را تصویرگری می کند که خواننده اگر بعد از خواندن کتاب به آن روستا سفر کند؛ حس می کند قبلا آن را ديده است که این خود دلیلی بر این تصویرسازی استادانه است.

علی رشوند نیز می گوید: « همان طور که "کلیدر" را با محمود دولت آبادی و "بیل" را با زنده یاد غلامحسین ساعدی می شناسیم؛ میلک هم شهرتش مدیون قلم علیخانی است،روستایی که نامش کلید واژه داستان های علیخانی است.»
.

از بارزترین نقاط قوت سبک نوشتاری استاد #یوسف_علیخانی پرداختن به ادبیات اقلیمی و انتخاب روستا برای فضای داستان هاست.
این کتاب
#برنده_جایزه_کتاب_سال_حبیب_غنی_پور
و
#نامزد_جایزه_کتاب_فصل_ایران
شده است.
خواندن این مجموعه داستان را پیشنهاد میکنم.
#خوش_بخوانید😊
.

#عروس_بید
#یوسف_علیخانی
#نشر_آموت
@yousefalikhani
@aamout .
Profile Image for محمّدحسین.
130 reviews8 followers
February 10, 2021
عروس بید مجموعه داستان کوتاه از یوسف علیخانیه که زبان (استفاده از زبان محلی میلکی) و لحن داستا‌ن‌ها (فارسی سخت! جملات مجهول و جابجایی ساختار جمله)، محل وقوع (روستای میلک از توابع الموت قزوین) و تکیه بر افسانه‌های محلی، نکته مشترک و بارز اونهاست
داستان‌ها به طور کلی جذاب و لذتبخش، و نوع روایت به نظر من کاملاً سخت، بیهوده و بی‌معنا، غیرجذاب و افراطیه

علیخانی تلاش کرده با دست بردن توی ساختار جمله (جابجایی فعل و فاعل و قید و صفت و ...)، حالت رازآلود و ابهام‌گونه داستان‌ها رو بیشتر کنه که به نظر من این تلاش با افراط همراهه و باعث خوانش بسیار سخت داستان‌ها شده. استفاده از زبان میلکی هم به نظرم در کنار این نوع نثر، کاملاً عجیب و غریب از کار دراومده
در داستان‌های کتاب جملاتی مشابه زیر رو زیاد می بینیم

هراسانه

مشدی قباد، فشارش را برد توی پیشانی‌اش و حالی‌اش کرد: ساکت
(زبانی بسیار سنگین برای بیان یک حالت معمولی، در داستانی که تو اون زبان محلی همراه با افسانه‌ای محلی وجود داره)

از درِ حیاط امامزاده رفت سمت حیاط مسجد و پشت توت‌دارها، جلیقه صدادار پر از سکه‌های پهلوی‌اش بی‌صدا شد
(توصیفی نابجا و بی‌معنا از جلیقه، بی‌معنا از جهت همراهیی با داستان و فضای اون)

پناه بر خدا

صدای خواندِشِ گالش‌ها از کافرکوه، می‌پیچید گردِ سرِ دخترهای گونه‌گل‌انداخته و بعد می‌رسید به خانه‌سنگیِ گالش‌ها
(جمله رو باید 3 بار خوند)

نمدمال بودم وقتی از میلَک قاطر سوار شدم و راه افتادم طرف اسیر
قاطر، هن و هن‌کنان راه سربالایی را می‌برد زیر سم‌هاش
(نمدمالی که فارسی فاخر و سنگین صحبت میکنه)

با قفل بسته بوده به ضریح؛ مشدی قباد، صفیه را
(مشدی قباد صفیه را با قفل به ضریح بسته بود چه مشکلی داره که همچین جمله سخت و مجهولی رو بخوایم درست کنیم)

داستان 9 صفحه‌ای پنجه رو که اصلاً نفهمیدم چی میگه
اما این زبان سخت و عجیب و غریب، از داستان عروس بید به بعد خیلی خیلی کمتر میشه و خوانش کتاب راحت. داستان‌هایی که تو سال 87
نوشته شدن، خوانش راخت‌تری از 88‌ها دارن
اگر از داستان اول بتونید عبور کنید، میشه گفت بقیه کتاب رو هم میتونید بخونید
به تم داستان‌ها 3 امتیاز و به لحن و بیان اونها 0 امتیاز میدم
Profile Image for Maryam Akbryn.
34 reviews3 followers
March 4, 2024
عروس بید بعد از بیوه کشی دومین کار از آقای علیخانی بود که خوندم و مثل بیوه کشی من رو مجذوب خودش کرد، داستان های کوتاهی در مکانی به نام میلک و زمانی از گذشته تا اکنون.
علت جذابیت عروس بید علاوه بر فضاسازی های آقای علیخانی و نثر گرم و گیراشون ، فضای اسطوره و افسانه ای هست که وارد قصه ها شده ، مثل اینکه در یک روز برفی پای کرسی نشستید و مادربزرگتون داره نقل ایام گذشته رو میکنه و شنیده هاش رو بهتون میگه و حس عجیبی آمیخته از ماورا، ترس و جذبه رو تجربه میکنید.
Profile Image for Alireza rahimi.
37 reviews
September 4, 2014
تا حالا 2 بار شروع به خوندن این کتاب کردم که هر دو بارم فقط یه داستانشو خوندم و بیخیال بقیش شدم خوندنش اونقدر سخته که اعصاب آدمو خورد می کنه.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.