Jump to ratings and reviews
Rate this book

پناهنده‌ها را بیرون می‌کنند

Rate this book

132 pages, Paperback

First published January 1, 2001

1 person is currently reading
29 people want to read

About the author

شهرام شیدایی

12 books42 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
9 (29%)
4 stars
12 (38%)
3 stars
8 (25%)
2 stars
1 (3%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for Samaneh.
74 reviews
June 18, 2012
یك بار دست می‌زنی و بارِ دیگر جرأتش را نداری .
: ساعت ملاقات تمام است .
یك بار و فقط یك بار به دست هایش دست می‌زنی و بعد باید چشم‌هایت را ببندی كه همین كار را هم می‌كنی .
: خانم لطفاً بیرون .
می‌دانی كه نباید به چشم‌هایش نگاه كنی و همین كار را هم می‌كنی‌، نگاه نمی‌كنی
Profile Image for Zoha Mortazavi.
157 reviews33 followers
March 25, 2024
« اعداد دارند به هم نزدیک می‌شوند. من گیجم و باید فریاد بزنم. کسی وجود ندارد که من فریاد بزنم. داغ است. خواب دیدن داغ است. بیدار شدن داغ است. یک روز دیگر گذشته است و من باید این را بفهمم. بفهمم که یک روز دیگر گذشته است. خواب دیدنِ دست‌ها. فقط دست‌ها را خواب می‌بینم. اعداد را ساختیم. اعداد را که همه‌چیز بتواند از هم جدا شود. اعداد به هم نزدیک می‌شوند. می‌توانی این را بفهمی؟ چیزهایی که وجود ندارند دارند به هم نزدیک می‌شوند.»
Profile Image for Mehrzad.
233 reviews28 followers
June 8, 2016
دقیق خاطرم نیست که این اولین کتاب از ادبیات پست مدرن هست که خوندم یا نه، ولی اصلاً برام جذابیتی نداشت.

بر خلاف نظر شخصی من یکی از دوستان هست علاقه ی بسیار به شهرام شیدایی داره، از اشعارش تا نوشته هاش.

تفاوت به سلیقه به نظر می رسه تا هر انتظار دیگه ای.

//
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
Read
February 28, 2016
او دارد به ما نگاه می‌كند

عقب عقب از همین جا بیرون می‌روند . ‹–
عقب از همین جا بیرون می‌روند . ‹–
ند . ‹–
تا از كادر خارج شوند . ‹–
كادر خارج شوند . ‹–
شوند . ‹–
. ‹–

ولی شروع نشد . اینو من نمی‌تونم به حسابِ شروع بذارم . چیزی نمی‌بینم .
اونایی كه عقب عقب از اون‌جایی كه گفتی بیرون می‌رن ، چی‌ین ؟ جمله‌ن ؟ من خودم می‌دونم . جمله‌ن . ولی می‌ترسم بگی آدَمن ! اینارو كه تو داری می‌گی فكرِ منم شروع كرده ، یعنی یواش یواش داره كار می‌افته ، می‌تونن جمله باشن ، می‌تونن آدم باشن . این چطوره ! : اونی كه دیده نمی‌شه ؛ بیرونِ كادره ! : یه ماهی‌گیر . آره فكرِ خوبیه . یه تورِ خیلی نازكی رو داره آروم آروم جمع می‌كنه .ینی اگه بگیم سمتِ چپ یه رودخونه‌س با پیچ و تابای خودش ، سمتِ راست ماهی‌گیر نشسته كه ما نمی‌بینیمش . می‌تونی بگی ما می‌بینیمش ، ولی نمی‌دونم شما هم می‌بینینش یا نه ، من الان دارم براش دس تكون می‌دم ، اونم به افتخارِ من كُلاشو یه هوا برمی‌داره و سریع پس معلومه كه مالِ این طرفا نیست ، ایرانی بودنش محلِ تردیدم نیست ، فقط … احتمالاً خارج دیده‌س ! اگه فقط به خاطرِ برداشتنِ كُلاش بگی ، خُب شاید از فیلما یاد گرفته . ولی خودت دیدی این حركتو نمایشی انجام نداد ، لبخندشم كه دیدی ، توی هر دو كارش یه متانتی بود . درسته منم قبول می‌كنم ینی می‌شه گفت یه آدمِ محترم الان اون طرف نشسته . یه آدمِ محترم . آره ، خُب اگه توافق داریم بریم طرفش باهاش یه صحبتی بكنیم . نه ، نمی‌تونیم ، چون اون وقت شروع می‌شه مجبور می‌شیم ادامه‌ش بدیم .
Profile Image for Rez.
168 reviews4 followers
December 27, 2024
شهرام شیدایی رو دوست دارم.
Profile Image for بهار.
22 reviews6 followers
March 18, 2023
گوش می‌کنی تا چیزی بگویی. چقدر می‌گذر و تو هنوز حرفی نزده‌ای. رفته رفته حرف نزدنِ تو موقعیتِ مکانیِ ما را گم می‌کند. حالا من و تو کنار همیم و برای هم ناشناس.
12 reviews1 follower
May 2, 2017
با نوع جدیدی از داستاه های کوتاه مواجه شدم. با برخی از داستان ها نتونستم ارتباط برقرار کنم و تا حدی درکشون نکردم ولی اکثر داستان ها جذاب و موضوعات قابل تاملی رو مطرح کرده بود. پیشنهاد می کنم قبلا از خوندن این کتاب اشعار شهرام شیدایی رو بخونید تا با سبک کارهاش آشنا بشید.
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.