یک: نیکی کریمی خوب بازی کرده بود ولی نقشش رو دوست نداشتم. دو: خسرو شکیبایی. ....... اینکه اسد و صفا هر دو یک نفر باشن..... اسد خودش رو تو خونه آتش زد و تو صحنه بعد صفوا(که بازم همون خسرو شکیبایی بود ) به سمت جنازه میدوید .... اینجاش رو دوست داشتم. سه: آرامش اسد حین خودکشی... و جاییکه با گر گرفتن شعله ها دست هاش رو بیشتر در جیب هاش فرو میبره. چهار: علی مصفا هم نقش قشنگی داشت و هم خوب بازی کرده بود. پنج: حالا که ساعت یازده و چهارده دقیقه شب چهارده به پونزده فروردینه فیلم رو تموم کردم و فرانی و زوئی رو کلید زدم .... . شیش: چقدر از لحظه های خوب این چند روزمو مدیون داریوش مهرجویی و خسرو شکیبایی ام. چرا زود تر مهرجویی رو کشف نکردم؟ هفت: دیشب به خواهرم گفتم از حالا به بعد مهشید صدام کن. الان ولی نظرم عوض شد. من خودمم. هیمن رو دوست دارم. همینکه خودم هستم.
هرچند از نیکی کریمی خوشم نمیاید - واقعا هنرپیشه خوبی نیست یعنی اصلا هنرپیشه نیست - اما این کتاب و فیلم را کمابیش دوست دارم..........بخصوص بازی برادر کوچکتر را میپسندم.
من فیلمشو وقتی دیدم که سنم کم بود .خاطره سینما با مادرم به وضوح یادمه .با اینکه اون زمان هنوز درک کاملی از این فیلم نداشتم بازم عاشقش شدم و چون تو ذهنم مونده بود چندوقت بازم دیدمش
فيلم پري بر اساس داستان معروف " فراني و زوي" نوشتهي "سالينجر" ساخته شده است. شخصيتها و مكانها در اين فيلم ايراني شدهاند و در كل اين فيلم را دوست دارم