Jump to ratings and reviews
Rate this book

زبور پارسی: نگاهی به زندگی و غزل‌های عطار

Rate this book
عنوان: زبور پارسی - نگاهی به زندگی و غزل های عطار؛ نویسنده: محمدرضا شفیعی کدکنی؛ تهران، آگاه، 1378، در 364 ص؛ شابک: ایکس - 964416105؛ موضوع: زندگی محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری از 537 تا 627 هجری قمری -- تاریخ و نقد شعر فارسی قرن ششم هجری قرن 13 م، نگارش اثر قرن 20 م

364 pages

First published April 1, 1999

1 person is currently reading
74 people want to read

About the author

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، پژوهشگر و استاد ادبیات، در سال ۱۳۱۸ در شهر کدکن چشم به جهان گشود. شفیعی کدکنی دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد گذراند، و چندی نیز به فراگیری زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول سپری کرد. او مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت. او اکنون استاد ادبیات دانشگاه تهران است.

Mohammad Reza Shafii Kadkani, known as Sereshk, was born in 1939 in Kadkan near Neishapur, Iran. His poems, reflecting Iran's social conditions during the 1940s and 1950s, are replete with memorable images and ironies. He has authored eight collections of poetry, eight books of research and criticism, two book-length translations from Arabic, one on Islamic mysticism from English. He has also published three scholarly editions of classical Persian literature. He is a professor of Persian literature at Tehran University.
- from Poetry Salzburg Review.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
19 (47%)
4 stars
14 (35%)
3 stars
5 (12%)
2 stars
2 (5%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,097 followers
April 19, 2019
دوستانِ گرانقدر، از آنجایی که عشقِ آسمانی و سخن گفتن از دو جهان را چیزی جز مهملات و خزعبلات نمیدانم، بنابراین برایم اهمیت ندارد که عطار نامش محمد بوده یا نبوده و یا نام پدرش محمود بوده یا نبوده و خطاط اشتباه کرده یا نکرده!! و یا چندین شاعر داشته ایم که تخلص آنها عطار بوده است!! چراکه عطار با آنکه شاعری زبردست بوده است و هنرِ شاعری وی را میستایم، ولی شعری نسروده که به دردِ انسانهایِ آگاه خورده و راه را برایِ انسانیت روشن ساخته باشد و یا همچون خیام و فردوسی، در میانِ اشعارش فلسفۀ زندگی و آدابِ انسانیت را به دیگران آموخته باشد.. البته عطار بر این باور است که "زبورِ پارسی" را سروده است و فهمِ آن کارِ انسانِ پارسا نیست!! که البته درست گفته است.. چراکه فهمِ بسیاری از اشعارِ عطار نیاز به خرد و اندیشۀ خردگرایی ندارد، بلکه باید موهوم پرست باشید و عشقِ زمینی را فدایِ عشقِ موهوم و خیالیِ آسمانی کنید!! در مکتبِ خردمندان، سخن از موهومات نابخردانه همچون روزِ اَلَست و سخن از شرابِ نابِ الهی و برزخ و پیدایش ما از خاک و دمیدن روح در سوراخ انسانها، بسیار دور از عقل و دانش و شعورِ انسانیست... در مکتبِ انسانیت و در مکتبِ خرد، چنانچه شما به موجودی خیالی و چندهزار ساله عشق بورزید، شما را دیوانه و روانی خطاب میکنند، ولی در بینِ مذهبیان و دین فروشان، گویا عاشقِ خدایِ موهوم شدن و دل سپردن به موجودی چند میلیارد ساله، دیوانگی و متوهم بودن نیست و عنوان دیگری جز مالیخولیایی بودن دارد... درکل، چنانچه قصدِ خواندنِ اشعارِ عطار را دارید، پیشنهاد میکنم، برخی از اشعار وی را به گونه ای بخوانید که گویا آن را دور از موهوماتِ مذهبی و عشق الهی سروده است.. اینگونه میتوانید ذره ای از هنرِ شاعریِ وی لذت ببرید
در زیر برخی از ابیاتِ عطار که در این کتاب آمده را به انتخاب برای شما ادب دوستان گرامی مینویسم
---------------------------------------------
دل گشت چون دلداده ای، جان شد زِ کار افتاده ای
تا ریخت بَر هر باده ای، از جامِ دل بر جامِ ما
جان را چو آن مِی نوش شد، از بیخودی بیهوش شد
عقل از جهان خاموش شد، وز دل برفت آرامِ ما
****************
مرغِ دل در قفسِ سینه زِ شوق
میکند قصد به پرواز امشب
دانه از مرغِ دلم باز مگیر
که شد از بانگِ تو دمساز امشب
****************
به کویِ نفی فرو شو، چنانکه بَر نایی
که گردِ دایرۀ نفی، عینِ اثبات است
مخند از پیِ مستی که بر زمین افتد
که آن سجودِ وی، از جمله مناجات است
****************
ساقیا درده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست، غم در سر نشست
تو بگردان دور، تا ما مردوار
دورِ گردون زیرِ پای آریم، پست
****************
اِی صبح مخند امشب و لب بر لب باش
با عاشقِ دل سوخته هم مذهب باش
چون یار برِ من است تا روز امشب
یک روز مَدَم، گو همه عالم شب باش
****************
مِی خور که فلک بهرِ هلاکِ من و تو
قصدی دارد به جانِ پاکِ من و تو
بر سبزه نشین که عُمرِ بسیار نماند
تا سبزه برون دَمد زِ خاکِ من و تو
****************
چون عُهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پُر سودا را
مِی نوش به نورِ ماه، اِی ماه! که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
****************
ما خرقۀ رسم از سر انداخته ایم
سر را، بدلِ خرقه، در انداخته ایم
هرچیز که سدِ راه ما خواهد بود
گر خود همه جان است- برانداخته ایم
****************
گاهی زِ سرِ زلف سیاهت ترسم
گاهی زِ کمینگاهِ کُلاهت ترسم
گفتی: به نهان برِ تو آیم یکشب
از روشنیِ رویِ چو ماهت ترسم
****************
کو پای که از دستِ تو بگریختمی؟
کو دست که در پایِ تو آویختمی؟
اِی کاش هزار جانمی! تا هر دم
در خاکِ قدمهایِ تو می ریختمی
---------------------------------------------
امیدوارم این انتخابها را پسندیده باشید
«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for M&A Ed.
409 reviews62 followers
March 11, 2020
شاید با شاعران کلاسیک فارسی غیر از فردوسی و خیام رابطه ام خیلی خوب نباشد. اما در این مدت که مطالعه می کردم احساس کردم که دنیای بقیه شاعران نیز در غزل هایشان چقدر متفاوت است و قابل ادراک! شاید بخاطر تجربه های شخصیشان از عشق است که چنین هستند.
Profile Image for kian.
198 reviews59 followers
March 14, 2016
کم نبوده اند عطارهایی که حتی غزل عرفانی و یا مثنوی اخلاقی و عرفانی سروده اند و مجموعه ی کارهای این گروه «عطارها» نیز وارد میراث ادبی و عرفانی سراینده ی منطق الطیر شده و حجم انبوهی از شعرهای سست را به نام او شهرت داده است.. درنتیجه: عطار هم مداح است و کلاش. هم دشمن مداحان. هم شیعه است هم سنی. هم نیشابوری است هم تونی و هم اهل گنجه و دربند. هم ضد صنعت کاریها و آرایشهای تند بدیعی است و هم طرفدار آن. و درنتیجه دارای چندین سبک و اسلوب در شاعری.


این کتاب برای آشنایی با عطار واقعی، خیلی خوبه.... توی چند فصل مختصر به شعر و زندگی عطار پرداخته و باقی کتاب، غزلها و اشعاری از عطار هست که شفیعی کدکنی به انتخاب خودش در کتاب گنجانده.

درمجموع کتاب جالبیه....
Profile Image for فرشاد.
167 reviews367 followers
July 22, 2014
شعر عطار از فاخرترین نمونه‌های شعر عرفانی در ادبیات ماست .. این اشعار معرکه ان .. شعرهایی که هر روز و هر روز باید خوند .. نگرش عطار بنظر من تنها داه رهایی ماست ..از همه بندها .. بشدت آرامش بخش و گواراست.. عطار در ادبیات ما بی نظیر و تکرار نشدنیه .. بقول مولانا هفت شهر عشق رو گشته و بقول شیخ محمود شبستری تا صد قرن چون عطار ناید! فوق‌العاده بوود!
Profile Image for Shakhla.
Author 16 books36 followers
October 24, 2019
یکی از مهم ترین کتاب‌ها درباره زندگی و آثار عطار نیشاپوری. دکتر کدکنی در این اثر خود با دلایل منطقی آثار نوشته خود عطار و آثاری که تذکره نویسان به نام او درآورده اند را ازهم جدا می کند. جالب ترین بخش این کتاب بخشی است درباره عطارهای شعر فارسی که مؤلف از بیست و چهار "عطار" از معاصران شیخ نیشاپور نام می برد
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
August 2, 2018
http://delsharm.blog.ir/1397/05/11/za...

شعر عرفانی ایران سه قله دارد که هر یکی از قبلی مرتفع‌تر است تا جایی که آخری‌اش این‌قدر ارتفاع می‌گیرد که دیگر کسی هم‌قدش هنوز پیدا نشده است. این سه قله حکیم سنایی، عطار نیشابوری، و مولوی هستند. به خاطر قوت غزلیات شمس و مثنوی معنوی معمولاً خوانندهٔ ایرانی به مولوی بسنده می‌کند و به سراغ آن دو دیگر نمی‌رود. البته کهن‌ساختارها در شعرهای دورهٔ سنایی و عطار نیز مزید بر علت شده تا برای خوانندهٔ غیرمتخصص خواندن و لذت بردن از اشعار سخت بشود. عطار مشکل دیگری هم دارد: حداقل بیست و چهار شاعر در تاریخ ادبیات ایران عطار بوده‌اند و شعرهای سطح پایینی مانند بلبل‌نامه را به اسم عطارِ اصلی نسبت داده‌اند. حالا استاد بی‌همتای ادبیات فارسی، محمدرضا شفیعی کدکنی، دست به کار شده و کتابی نوشته با چند مقالهٔ کوتاه در مورد زندگی و کتاب‌های متقن عطار، به همراه ۱۲۲ غزلِ گزیده‌شده و ۱۲۰ رباعی. در انتهای کتاب معنای واژه‌های سخت و اشارات تاریخی یا صوفیانه نیز آمده است که این‌گونه خواندن این کتاب شیرین‌تر می‌شود. چیزی جز این نمی‌توانم بگویم که این کتاب را اگر زیر سنگ هم بود، پیدا کنید و بخوانید. تنها دو رباعی از این کتاب نستوه می‌گذارم تا شاید تشویقی بشود برای خواندن این کتاب.



عاشق شدنِ مرد، زبون آمدن است

سر باختن است و سرنگون آمدن است

بر خویش برون آمدنت چیزی نیست

تدبیرِ تو از خویش برون آمدن است


(بر خویش برون آمدن: با خود ستیزه کردن؛ از خویش برون آمدن: نفیِ وجود خویشتن)



هر جان که بدان سِرِّ معما نرسید

در شیب فرورفت و به بالا نرسید

بیچاره دلِ کسی که از شومی نفس

در قطرگی افتاد و به دریا نرسید
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
September 5, 2019
بعد از سال های سال می خواستم چند مجموعه از شعرهای خودم را چاپ کنم و در اندیشۀ نامگذاری آن مجموعه ها بودم، در بارۀ یکی از آن مجموعه ها به تناسب حال و هوایش، فکر کرده بودم -با توجه به یکی از ابیات عطّار- نام “زبور پارسی” را انتخاب کنم، دیدم که این کمان به بازوی من و امثال من نیست، حدّ من و معاصران من و بزرگ تر از معاصران من هم نیست. این نام برازندۀ شعر او و امثال اوست که در تاریکی قرون وسطی تابناک ترین اندیشه های بشری را در تاریخ الهیّات عرفانی جهان، عرضه داشته اند و تجارب روحانی ایشان، زیباترین تأملاتی است که انسان در تاریخ این گونه اندیشه ها و تجربه ها آزموده است. از آن کار منصرف شدم و اندیشیدم که چه مانعی دارد که برگزیده ای از غزلیات و رباعیات او را با مقدمۀ مختصری در باب او و شعرش با همین نام برای جوانان منتشر کنم.
در تعلیقات کتاب، گاه با دلایل تاریخی و گاه با دلایل عرفانی و یا سبک شناسی، نظر داده ام که این غزل شاید از عطار نباشد. ممکن است خوانندگان به ما اعتراض کنند که وقتی در انتساب غزلی به عطار تردید هست چرا آن را باید درین کتاب آورد؟ در پاسخ چنین پرسشی باید گفت: ما به هیچ روی قصد تصحیح انتقادی دیوان عطار را نداشتیم. آن چه در چاپ استاد دکتر تقی تفضلی آمده به عنوان دیوان او تلقی کردیم و این انتخاب بر اساس آن چاپ فراهم آمده است، ولی از اظهارنظرهای انتقادی از دیدگاه سبک شناسی و یا تاریخ عرفان امتناع نکردیم. یکی برای توجه دادن جوانان به این گونه مباحث و چشم اندازها بود و دیگر برای یادآوری این نکته که با همه اهمیتی که این گونه چاپ ها دارد، جای تصحیح انتقادی بر اساس روش های علمی و با مبانی تاریخ اندیشه های عرفانی و اصول سبک شناسی هنوز باقی است.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.