اکبر اکسیر، شاعر، منتقد، طنزپرداز و روزنامهنگار، متولد اسفند ماه ۱۳۳۲ در شهر مرزی آستاراست. او لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و هماکنون دبیر بازنشستهٔ آموزش و پرورش است. نخستین کتاب شعر اکسیر در سال ۶۱ به چاپ رسید اما پس از آن تقریبا به مدت دو دهه کتابی را منتشر نکرد تا آنکه با کتاب بفرمایید بنشینید صندلی عزیز در سال ۸۲ و ارائهٔ نظریهٔ شعر «فرانو» مورد توجه اهالی ادبیات قرار گرفت.
اولین بار است کتاب شعری از اکبر اکسیر می خوانم. به نظرم در پاره ای از شعرهای کتاب، شاعر بیش از حد درگیر بازی های زبانی شده است و فراموش کرده که مخاطبی این شعرها را باید بخواند. پس جوری نسرایم که مخاطب به جای لذت بردن از شعر، ساعت ها با آن دربیفتد تا معنای آن را دریابد! با وجود اینکه درک بسیاری از شعرهای اصطلاحا فرانوی این کتاب برایم دشوار بود، دور از انصاف است که نگویم از تعدادی از شعرها هم لذت بردم و بر ذوق شاعر آفرین گفتم.
از کل مجموعه چهار تا شعر رو دوست داشتم و در کل ارتباط برقرار نکردم. شعر برای من بیشتر ابزاریه برای ابراز غم و عشق نه طنز. این کتاب هم که بنا بود شعرهای طنز داشته باشه اما حتی طنزهاش هم اصلا بامزه نبود. و به نظرم گاهی شبیه غرغر بود فقط. آخر کتاب هم توضیحاتی بود در مورد شعر فرانو که در حالی که سعی می کرد بگه شعر ساده س با مفاهیم خیلی پیچیده ای توضیحش داده بود.
چیزی که ما معمولن در خوندن مجموعههای شعر فراموش میکنیم اینه که بیشتر این مجموعهها تعداد کمی شعرِ مثلن خوب در اونها هست. همینه که ممکنه ما رو از اون شاعر راضی نکنه! اکبر اکسیر هم همینطور، چند تا از شعرهاش خوب بودن در حد چهار ستاره، ولی بیشتر شعرهاش رو که میخونی میبینی سر و تهِ شعر به هم نمیآد انگاری! بعضیهاشون هم یهسر میزنه تو ذوق آدم! یه مجموعه شعر معمولی که وقتی بهت میگن اینها طنزه، میتونی اونرو به طرز مشروعی یهجور فحش قلمداد کنی! اون وقت روی جلدش نوشته اولین آلبوم شعر فرانو!! اوهوک!
بینوایان با جلد گالینگور زر کوب شیک و پیک چاق و چلّه به قیمت خرج یک ماه بینوایان به بازار آمد تا دختر عالی جناب ایکس در ویلای اختصاصی شمال فصل به فصل بخواند و به گیس کوزت های جهان قاه قاه گریه کند!
چرا من طنز بودنش رو درک نکردم؟ مشکل از منه یا از کتاب؟ بیشتر بنظرم مقدّمهچینی بود برای حرفهای مهمتری که احتمالاً میخواد بعدتر و تو کتابهای دیگهش بزنه.