Housing developments emerge amid the paddy fields on the fringes of Calcutta; overflowing trains carry peasant women to informal urban labor markets in a daily commute against hunger; land is settled and claimed in a complex choreography of squatting and such, Ananya Roy contends, are the distinctive spaces of a communism for the new millennium -- where, at a moment of liberalization, the hegemony of poverty is quietly reproduced. An ethnography of urban development in Calcutta, Roy's book explores the dynamics of class and gender in the persistence of poverty. City Requiem, Calcutta emphasizes how gender itself is spatialized, and how gender relations are negotiated within the geopolitics of modernity and through the everyday practices of territory. Thus Roy shows how urban developmentalism, in its populist guise, reproduces the relations of masculinist patronage, and, in its entrepreneurial guise, seeks to reclaim a bourgeois Calcutta, gentlemanly in its nostalgias. In doing so, her work expands the field of poverty studies by showing how a politics of poverty is also a poverty of knowledge, a construction and management of social and spatial categories.
آنانیا روی، استاد مطالعات شهری دانشگاه کالیفرنیا، آثاری را در زمینه رویکردهای فراملیتی به مطالعات مسکن، سیاست گذاری اجتماعی و کاهش فقر، فمینیسم، نظریه برنامه ریزی، و سیاست های فرهنگی فضا به نگارش در آورده است. روی در اثر سترگ خود، ابتدا از چالشی صحبت می کند که به عنوان آکادمیسینی آمریکایی با آن مواجه بود: چطور «خانه» بدل به «میدان»ِ تحقیق می شود. وی در تلاش برای رسیدن به «مردم نگاری فمینیستی»، جنسیت را مؤلفه ای تحلیلی در نظر می گیرد و به سراغ زنان فقیر می رود، اما هوشمندی روی اینجاست که صراحتاً بیان می کند «زنان فقیر» را با صورتبندی ای فتیشیستی نمی بیند و بدین ترتیب از رمانتیزه کردن فقر می پرهیزد. او درعوض به دنبال فهم چگونگی برساخت مقوله «زنان فقیر» می رود. وی بدین ترتیب چارچوبی به دست خواهد داد که نه تنها نابرابری های جنسیتی را توضیح می دهد بلکه امکانِ استفاده از جنسیت برای تئوریزه کردن مفهوم نابرابری را نیز فراهم خواهد ساخت: «جنسیت، ابژه تحلیل من نیست، بلکه ابزار تحلیل من است». کتاب حول سه موضوع سامان یافته است: فقر، شهرنشینی و جنسیت. روی به حاشیه شهر کلکته (یکی از نمودهای شهر جهان سومی) می رود و در طی یازده ماه کار اتنوگرافیک، نسبت قدرت و فضا، چگونگی برساختِ شهر از طریق پراتیک های اجتماعی-فضایی و نیز عادی سازی هرروزه آنچه خرق عادت تلقی می شود را بررسی می کند. او، پژوهش خود را با پرسیدن این سوال آغاز می کند: فقر چیست و چگونه می توان آن را سنجید؟ به بیان دقیق تر، شناسایی فقر در نقطه اتصال مناطق شهری و روستایی به چه معناست؟ مقولات شهر و روستا در مواجهه با گردش نیروی کار، مهاجرت دائم و سایر پیوستگی های اجتماعی-فضایی، چگونه به ادراک در می آیند؟ روی از یک دوگانه طبقه/جنسیت صحبت می کند و جایگاه چیره مردان و انقیاد زنان را در چنین دوگانه ای ترسیم می کند. در این کتاب از دو مفهوم در درکِ تولید و بازتولیدِ موضع یابیِ سوژه یِ جنسیتی سخن به میان می آید: زنانه شدن معیشت و مردانه شدن سیاست. مردان حاشیه¬نشینِ ساکن در سکونتگاه های موقتی کلکلته (که شیوه اسکانی متفاوت با زاغه نشینی ست و به اشغال غیرقانونی زمین های دوردست و بدون امکانات زیرساختی گفته می شود. اشغالی که متعاقباً احکام تخلیه و تصرف زمین را به دنبال خواهد داشت). بیکاریِ خود را فرصتی برای کسب عنوان شهروند تلقی می کنند. آن ها همه روزه در دفاتر احزاب مختلف آن مناطق خود را سرگرم می سازند، به جمع آوری رأی و حمایت از نامزدهای حزب متبوع خود می پردازند و بدین ترتیب مشارکت سیاسی خود را امری مهم در مناسبات منطقه می¬پندارند. حال آن که زنان علاوه بر کار خانگی، به مشاغل دیگری همچون خدمتکاری در منازل طبقه متوسط کلکته، خرده فروشی و امثالهم اشتغال دارند و نان آور خانه به حساب می آیند. روی، در بحث از حمایتِ سیاسی مردانه به مثابه میدان قدرت، به جای استفاده از ایده هبیتوس (عادتواره) بوردیو -که آن را ایستا می¬شمارد- به سراغ ایده فرهنگ در تفاسیر پسامارکسیستی از هژمونی می رود و از مفهوم «ساختارهای احساسات» ویلیامز سخن می¬گوید. چرا که قصد پرداختن به پذیرش هرروزه نمادهای فرهنگی را دارد. نویسنده کتاب، حین ترسیم امر محلی، به سراغ امر ملی و فراملی نیز می رود و به توضیح مناسبات سیاسی در چارچوب زندگی شخصی اهالی منطقه مورد مطالعه خود می پردازد. او با بررسی دقیق حزب چپگرای سی.پی.ام در بنگال غربی، به نکته مهمی اشاره می کند: اینکه این حزب بیش از آنکه پراتیک سیاسی مارکسیستی داشته باشد، ژستی پوپولیستی را داراست. از منظر روی، تاریخِ حال حاضرِ لیبرالیزاسیون، لحظه ای است که محل اتصال شهر و روستا در آن در حال بازسازی است. روندی که با رابطه ای سه جانبه میان مشتریان مسکن، کشاورزان و حقوق واقعی ایشان بر زمین های کشاورزی، و توسعه دهندگان غیردولتی همراه شده است. روی همچنین به مبحث زبان می پردازد. او به دقت به ثبت لغات و اصلاحات به کار رفته توسط اطلاع رسانانش مبادرت می ورزد و زبان را در پیوند با قدرت و نظام های جنسیتی و طبقاتی قرار می دهد. با درنگ در کلمات به کار رفته توسط زنانی که سوژه های این کتاب هستند، می توان دریافت که آنان دوگانه های جنسیتی را به مثابه تفکیک طبقانی بازنویسی می کنند، انفکاکی که پل زدن به دو سوی آن دشوار خواهد بود و احتمالاً به چالش کشیدن آن، ناممکن. به عنوان مثال می توان به کاربرد کلمه بابو (متاسفانه استفاده از حروف لاتین، ترتیب نوشته را به هم می ریزد) توجه کرد. کلمه ای که این زنان معمولاً برای نامیدن صاحبان خانه هایی که در آن ها به خدمتکاری مشغول اند به کار می برند. لغتی که بیانگر افرادی لذت طلب، آسوده خیال و مرفه است. آن ها اما این لغت را به کرّات درمورد همسرانشان نیز به کار می برند و بدین ترتیب نگاهی سلبی بر هویت مردانه ایشان می افکنند. آنانیا روی مردم نگاری را مداخله ای فضایی در میدان های قدرت می داند و سعی می کند تا در کار خود، این قسم از مداخلات را نشان دهد. او اتنوگرافی را نوعی پرفورمنس می داند و در این صورتبندی، مردم نگار نیز نقشی پرفورماتیو (اجراگرانه) ایفا می کند. ادراکِ اتنوگرافیک از فقر، توجهات را از نیازها به گفتمانی درباره نیازها، از فقر به سیاست های محرومیت و از خانه ها به مرزبندی خانه ها جلب می کند. کتاب کلکته، مرثیه شهری: جنسیت و سیاست های فقر کتابی ست سراسر الهامبخش و راهگشا که شوق انجام کار میدانی و جستجوی معنا از خلال درگیری و تعامل بی واسطه با سوژه های تحقیق را در من زنده کرد. تسلط بی نظیر نویسنده بر مبحث مورد بحثش، شکل نوین و خلاقانه پرداخت مساله، استفاده از متدولوژی ترکیبی (داده های آماری و سرشماری، مصاحبه های باز و بسته، اتنوگرافی، پرسشنامه)، بهره بردن از منابع بی شمار (از شعر و فیلم و رمان تا منابع اسنادی و روزنامه ای) همگی کتاب را به اثری خواندنی تبدیل کرده است. و البته به نظرم مهم ترین هنر نویسنده اینجاست که با ادراک درست از مساله تحقیق و نیز پیشینه نظری و مطالعاتی قوی، هرگز به دام کاربستِ نظریه بر واقعیت نمی افتد. در این کتاب، فرم و محتوا از یکدیگر تبعیت می کنند و مباحث نظری و داده های میدانی در پیوستگی و اتحاد کامل با یکدیگر به نگارش درمی آیند. شدیداً کنجکاوم که دیگر آثار روی را هم بخوانم.