What do you think?
Rate this book


180 pages, Paperback
First published January 1, 1976
گذشته از دو مهربان ، هرجا مهر بر گرده گاو سوار است و دشنه خود را در کتف گاو فرو کرده ، سگ و مار خون گاو را میلیسند و عقرب هم تخم گاو را میگزد.
بیشتر مهرشناسان سگ را نشانه پاسداری و عقرب را نماینده اهریمن میدانند که تلاش میکند به تخم گاو زهر بریزد، اما کامیاب نمیشود .
مهرشناسان باختر مار را نشان گذشتن زمان بی آغاز و انجام میدانند.
من این را نمی پذیرم و بر آنم که مهریان مار را نشانه زندگی میدانستند، زیرا مار همانند نرکیست، چون نطفه از نرکی بیرون میتراود و نطفه را مایه زندگی میدانستند، پس مار را نشانه زندگی میپنداشتند.
له و لای، مخلوط سنگ و شن و ماسه و خاک است که سیلاب از تکه آغاز بستر خود میشوید و میبرد. لات، تکه پایان بستر سیل رو است که در آن له و لای ته نشسته و خشک شده باشد. جاهای زیادی در ایران از این واژه ها نام گرفته اند مانند : لا يكان ، لاهيجان و...
لات زمین خشکی ست که در آن رستنی نروید و برهنه باشد. آدم های بی چیز و برهنه را هم به این جور زمین همانند کرده و لات یا لاتی گویند.
لوت هم زمینی را گویند که سیلاب در آن پخش شده و گل و لای ته نشسته از سیلاب خشک شده باشد. در زمین لوت هم رستنی نمیروید و چول است . آدم بی چیز و تهیدست و برهنه را هم همانند لوت کرده و لوتی نامند.
لات و لوت آسمان جل زبانزد فارسی زبانان است. لش و لوش همردیف لات و لوت اند .
آئین مهر، آئین سنتی ست و مانند دینهای بزرگ کتاب آسمانی» ندارد و در هر دیار با خوی مردم اخت گرفته و هماهنگ شده است .
مهریان میپنداشتند که مهر در غار زاییده شده است، از این رو هر جا غار مییافتند بغ مهر را در غار نیایش میکردند و آنجا را مهرابه میگفتند. در جاهایی که غار نبوده، زمین را میکندند و در زیر زمین ایزد مهر را نیایش میکردند. در جاهایی که زمین آبدار بود، مهرابه را روی زمین میساختند. در بلندی ها به ویژه جایی که آب روان داشت، مهرابه را کنار آب روان میساختند.
ساختمان مهرابه ها سه دالان چسبیده بهم داشت، دالان میانی گشاد تر و دالان های پهلویی تنگ تر با سقف کوتاه تر. میان دالانها ستون ساخته میشد. روی ستونها و روی دالانها را با طاق قوسی میپوشاندند. روی بام، پشت طاقهای قوسی را پر میکردند که آب برف و باران روان گردد. زیر سقف، گاهی شکل ستاره گان کشیده می شد.
روشنی از روزنه های کوچک از سقف و یا از پنجره های باریک دیوارها و یا از هر دو به درون مهرابه میرسید جوریکه درون مهرابه مانند غار، زیاد روشن نبود .
در مهرابه کوتاه و باریک بود و بیشتر در سوی خاور ساخته میشد.
مهراب، بالای مهرابه ساخته میشد و در مهراب مجسمه مهر گذاشته میشد یا شمایل مهر کشیده میشد که بیشتر مهر با دو مهربانش بود. جای مجسمه یا شمایل مهر و مهربانانش بلندتر از کف مهرابه بود .
مجسمه مهر و مهربانانش را روی پایه های سنگی هم میگذاشتند و یا روی ستونهای چهار بر سنگی میکندند.
مهرابه ها را بزرگ نمیساختند، یکی برای آنکه همانند غار باشند
دیگر آنکه مهریان که برای نیایش بغ مهر به مهرابه میرفتند زود با هم اخت بگیرند، به همدیگر دلبستگی پیدا کنند و یار و برادر یکدیگر شوند. از این رو مهرابه ها گنجایش بیش از یکصد تن را نداشتند. در هر جا که شمار مهریان زیاد میشد و در يك مهرابه جا نمیگرفتند مهرابه دیگر میساختند.