Jump to ratings and reviews
Rate this book

بغ مهر: ايزد فروغ نگهبان پيمان، پشتیبان جنگیان و راستگویان و درستکاران

Rate this book
کتاب نایاب و قدیمی بغ مهر اثری است پژوهشی و جامع از احمد جامی در باب ایزد مهر (میترا) از مهمترین ایزدان در ایران باستان که باورمندان بسیاری در میان جوامع بدوی داشت. این کتاب قدیمی چاپ سال 1355 خورشیدی است .
ایزد مهر یکی از معظمترین ایزدان در میان جوامع آریایی باستان بود. دامنه پرستش این ایزد در تمام فلات ایران و مناطق همجوار از قدیمیترین و دورترین ایام تاریخ تا حدود هزار سال پیش، همواره جریان داشت.

این ایزد به اندازهای مورد احترام و باور معتقدان و پیروانش بود که از شرق تا هند و چین و از غرب تا اروپا پیش رفت و برای چند قرن دین اصلی اروپای پیش از مسیحیت، مهرپرستی (میتراییسم) بود.
نویسنده کتاب از متخصصین مهرشناسی بود.
وی در مقدمه کتاب اینطور بیان کرده است که پس ا چهل سال پژوهش ناپیوسته در باب ایزد مهر و آیین مهر، تصمیم گرفت تا اطلاعات و آگاهیهای خویش را در قالب یک کتاب جامع منتشر کند.
کتابی که همینک پیش و روی شماست یکی از بهترین و کاملترین کتب در زمینه پژوهش و بازشناسی آیین قدیمی و فراموش شده مهرپرستی در ایران باستان و جهان باستان میباشد.

180 pages, Paperback

First published January 1, 1976

Loading...
Loading...

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
10 (43%)
4 stars
8 (34%)
3 stars
4 (17%)
2 stars
1 (4%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Dream.M.
1,103 reviews726 followers
May 2, 2025
♧ کتاب «بغ مهر»، نوشته‌ی احمد حامی، یکی از جالب ترین آثار درباره‌ آیین مهرپرستی (میترائیسم) و نقش ایزد مهر در فرهنگ ایران باستان است. این اثر ۱۸۷ صفحه‌ای، منتشرشده در سال ۱۳۵۵، نتیجه‌ی سال‌ها پژوهش حامی در تاریخ و ادیان کهن است. «بغ مهر» با زبانی روان و رویکرد تقریبا پژوهشی، ریشه‌ها، باورها، نمادها و گسترش مهرپرستی را در ایران، هند، چین و امپراتوری روم بررسی می‌کند و منبعی مفیدی برای علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ ایران باستان محسوب می‌شود.

● مهرپرستی یا میترائیسم آیینی باستانی با ریشه‌های ایرانی و هندوایرانی است که بر پرستش ایزد مهر (میترا) تمرکز دارد. «بغ» در پارسی باستان به معنای «خدا» است و «بغ مهر» یعنی «خدای مهر». مهر در اساطیر ایرانی ایزدی چندوجهی است که با خورشید، عدالت، پیمان‌داری و دوستی پیوند دارد. حامی توضیح می‌دهد که این آیین ابتدا در ایران باستان شکل گرفت و سپس از طریق تعاملات فرهنگی به هند (حضور میترا در ریگ‌ودا)، چین و به‌ویژه امپراتوری روم (قرن‌های اول تا چهارم میلادی) گسترش یافت.
● ویژگی‌های اصلی مهرپرستی، به‌ویژه در شکل رومی آن (میترائیسم)، شامل موارد زیر است:
○ نمادگرایی خورشید: مهر به‌عنوان ایزد خورشید، نماد نور، حقیقت و پیروزی بر تاریکی بود. مهرابه‌ها (معابد مهر) اغلب در غارها یا فضاهای زیرزمینی ساخته می‌شدند تا این تقابل نور و تاریکی را نشان دهند.
○ آیین‌های رازآمیز: میترائیسم آیینی مخفی و عمدتاً مردانه بود که در میان سربازان، تجار و اشراف رومی محبوبیت داشت. مراسم آن شامل آیین‌های ابتدایی پیچیده و قسم‌های رازداری بود.
○ اخلاق و پیمان‌داری: مهر نگهبان پیمان‌ها و قراردادها بود و پیروانش به صداقت، وفاداری و عدالت متعهد بودند.
○ تأثیرات فرهنگی: مهرپرستی بر ادیان دیگر، مانند آیین‌های هندو، بودایی و حتی مسیحیت اولیه، تأثیر گذاشت. برای مثال، شباهت‌هایی بین صحنه‌ گاوبری مهر و برخی نمادهای مسیحی دیده می‌شود.
○ جهان‌باوری: مهرپرستی دیدگاهی کیهانی داشت و مهر را میانجی بین انسان و نیروهای الهی می‌دانست. این جنبه در نقش‌برجسته‌ها و ارتباط درجات آیینی با سیارات آشکار است.

● حامی در «بغ مهر» به‌صورت نظام‌مند به جنبه‌های مختلف مهرپرستی می‌پردازد:
○ ریشه‌های تاریخی: با استناد به متون اوستایی (مانند مهر یشت)، کتیبه‌های هخامنشی و منابع هندوایرانی، خاستگاه مهرپرستی را بررسی می‌کند. او تأکید دارد که مهر پیش از زرتشتی‌گری در ایران باستان پرستیده می‌شد.
○ گسترش جغرافیایی: چگونگی انتقال آیین به هند، چین و روم را تحلیل می‌کند. در روم، میترائیسم به آیینی نظامی و رازآمیز تبدیل شد که در سراسر امپراتوری، از بریتانیا تا سوریه، معابد متعددی داشت.
○ نمادها و آیین‌ها: توضیحاتی درباره‌ معماری مهرابه‌ها، نقش‌برجسته‌های گاوبری (صحنه‌ کشتن گاو توسط مهر که نماد آفرینش و تجدید حیات است)، و نمادهای نجومی (مانند خورشید، ماه و ستارگان) ارائه می‌دهد.
○ تأثیرات ماندگار: به تأثیر مهرپرستی بر ادیان دیگر و نقش آن در شکل‌گیری فرهنگ‌های باستانی اشاره می‌کند.

● برای درک بهتر مهرپرستی، جزئیات بیشتری درباره‌ عناصر کلیدی آن، که در «بغ مهر» برجسته شده‌اند، ارائه می‌شود:
○ مهرابه‌ها (معابد مهر):
مهرابه‌ها معمولاً کوچک، زیرزمینی و غارمانند بودند تا نمادی از کیهان باشند. دیوارهای آن‌ها با نقش‌برجسته‌های گاوبری و نمادهای نجومی تزئین می‌شد.
حامی توضیح می‌دهد که این معابد فضایی مقدس برای مراسم رازآمیز بودند و در روم صدها مهرابه کشف شده است.
○ صحنه‌ گاوبری (Taurocotony):
مهم‌ترین نماد میترائیسم، تصویر مهر در حال کشتن گاو مقدس است. این صحنه نماد پیروزی نور بر تاریکی، آفرینش و چرخه‌ حیات است.
حامی تأکید می‌کند که گاوبری در همه‌ مهرابه‌ها حضور داشت و جنبه‌ای کیهانی و آیینی داشت.
○ مراسم و ضیافت‌ها:
مراسم مهرپرستی شامل ضیافت‌های آیینی با نان و شراب بود که شباهت‌هایی به شام مقدس مسیحی دارد.
حامی اشاره می‌کند که این ضیافت‌ها برای تقویت همبستگی میان پیروان برگزار می‌شد.
○ ارتباط با نجوم:
مهرپرستی با نجوم پیوند عمیقی داشت. هر یک از هفت درجه‌ آیینی با یک سیاره (عطارد، زهره، مریخ، مشتری، ماه، خورشید، زحل) مرتبط بود.
حامی این ارتباط را نشانه‌ جهان‌باوری پیچیده‌ی آیین می‌داند.

● مراحل مهریار شدن:
یکی از جنبه‌های منحصربه‌فرد میترائیسم، ساختار سلسله‌مراتبی آن بود که حامی در «بغ مهر» به‌تفصیل شرح می‌دهد. فرآیند مهریار شدن (پذیرش کامل در آیین) شامل هفت درجه‌ ابتدایی بود که هر کدام نماد، سیاره و نقش خاص خود را داشتند:
○ کلاغ (Corax): مرتبط با عطارد؛ تازه‌واردان با غسل تعمید (با آب یا عسل) وارد می‌شدند.
○ نامزد (Nymphus): مرتبط با زهره؛ نماد پاکی و تعهد با نشانه‌هایی مانند چراغ یا تاج.
○ جنگی (Miles): مرتبط با مریخ؛ تأکید بر شجاعت و وفاداری با نمادهایی مانند کلاه‌خود.
○ شیر (Leo): مرتبط با مشتری؛ نشان‌دهنده‌ی قدرت معنوی با پاکسازی توسط آتش.
○ پارسی (Perses): مرتبط با ماه؛ نگهبان حکمت با نماد هلال ماه و خنجر پارسی.
○ مهرپویا (Heliodromus): مرتبط با خورشید؛ نماینده‌ی مهر با تاج خورشیدی.
○ پدر (Pater): مرتبط با زحل؛ رهبر مهرابه با نمادهایی مانند کلاه فریژی و عصا.
هر درجه شامل آزمون‌های جسمی (مانند تحمل سرما یا گرسنگی)، ذهنی و قسم‌های رازداری بود. حامی توضیح می‌دهد که این ساختار، میترائیسم را به آیینی منظم و جذاب برای سربازان رومی تبدیل کرد، زیرا با ارزش‌های نظامی و اخلاقی آن‌ها هم‌خوانی داشت.

● پیوند با آیین زرتشتی
حامی در «بغ مهر» به‌طور غیرمستقیم به ارتباط مهرپرستی با آیین زرتشتی اشاره می‌کند:
○ ایزد مهر: در زرتشتی‌گری، مهر یار اهورامزدا و نگهبان پیمان است. مهر یشت در اوستا به او اختصاص دارد.
○ جشن مهرگان: این جشن زرتشتی، که به مهر اختصاص دارد، ریشه در مهرپرستی دارد و بر پیمان‌داری تأکید می‌کند.
○ نمادگرایی نور: هر دو آیین نور (خورشید و آتش) را مقدس می‌دانند و بر پیروزی خیر بر شر تمرکز دارند.
با این حال، مهرپرستی رازآمیزتر و نظامی‌تر بود، در حالی که زرتشتی‌گری آیینی عمومی‌تر با تأکید بر اخلاق روزمره است.

● حرف آخر:
این کتاب در زمان انتشار اثری پیشگام بود که مهرپرستی را به مخاطبان ایرانی معرفی کرد و نقش آن را در تاریخ ادیان برجسته ساخت. با این حال، انتشار در سال ۱۳۵۵ باعث شده برخی اکتشافات جدیدتر (مانند مهرابه‌های کشف‌شده در اروپا) در آن غایب باشند؛ بنظرم بازچاپ به‌روز این اثر می‌تواند جایگاه آن را در مطالعات امروزی تقویت و خوانش آن را مفیدتر کند.

......
با تشکر از ندا و سارا برای همخوانی و معرفی این کتاب
واقعا خوش شانسم که باهاتون این کتابای عجیب خفن رو میخونم😁💋💋
Profile Image for Sara.
1,828 reviews571 followers
April 30, 2025
کتاب بسیار جالب بود نه فقط به‌خاطر محتواش، بلکه به‌خاطر اینکه نویسنده‌ش مهندس راه و سازه است که به تاریخ‌پژوهی هم علاقمند بوده و امده تو این کتاب مختصر و مفید، تصویری کلی از آیین مهرپرستی، پیوندش با سایر باورهای کهن، جایگاهش در ایران و جهان، و تاثیراتش بر فرهنگ ایرانی و اسلامی، هلنیسم و... ارائه داده.
در ابتدا قسمت های راجع به حمله اعراب و جنگ با ساسانیان و مشکلات مردم در زمان ساسانیان هم داشت در انتها هم تصویرها و‌نگاره های از مکان های نام برده آورده بود.
متن کتاب روان و قابل‌فهمه و قسمت هایی با بررسی های ریاضی و عددی که داره یه جورایی هینت میده که نویسنده یکم با تصور اولیه‌ت ممکنه فرق داشته باشه.

حامی بعد از اینکه میگه آئین مهر را مهریان به هندوستان و آسیای كوچك بردند و به ایران آوردند؛ بیان می‌کنه که مهریان ایران تصور میکردند که بغ مهر در کوه البرز در يک غار از فروغ زاییده شده و مهر را نه خدایی سنگ‌زاده، بلکه ایزد فروغ می‌نامد که ظهورش از دل سنگ به شکل نمادین همچون آذرخشی که از برخورد دو سنگ جرقه می‌زند نمایش داده شده که در مهرابه‌ها این تصویر برون‌آمدن مهر از دل سنگ بارها بازنمایی شده.

در نقش‌برجسته‌های باستانی، ایزد مهر میان دو مشعل‌دار ایستاده است: یکی در سمت راست با مشعل رو به آسمان(طلوع) و دیگری با مشعل رو به زمین(غروب) در سمت چپ. این دو «مهر+بان» نمایانگر آغاز و پایان روزند، و مهر در میانه، نماد نیمروز.
حامی با تحلیل نگاره‌های مهری بر این باوره که مار، برخلاف دیدگاه غربی که آن را نماینده زمان بی‌انتها می‌دانند، در سنت مهری نماد زندگیست.
گذشته از دو مهربان ، هرجا مهر بر گرده گاو سوار است و دشنه خود را در کتف گاو فرو کرده ، سگ و مار خون گاو را میلیسند و عقرب هم تخم گاو را میگزد.
بیشتر مهرشناسان سگ را نشانه پاسداری و عقرب را نماینده اهریمن میدانند که تلاش میکند به تخم گاو زهر بریزد، اما کامیاب نمیشود .
مهرشناسان باختر مار را نشان گذشتن زمان بی آغاز و انجام میدانند.
من این را نمی پذیرم و بر آنم که مهریان مار را نشانه زندگی میدانستند، زیرا مار همانند نرکیست، چون نطفه از نرکی بیرون میتراود و نطفه را مایه زندگی میدانستند، پس مار را نشانه زندگی میپنداشتند.


در ادامه، نویسنده با پیوند آیین مهر با سنت‌های پهلوانی به ریشه‌های فرهنگی این آیین در زورخانه و لوتی‌گری اشاره می‌کنه و میگه رسم «جرگه» در گود زورخانه، بازتابی از گردآمدن مهریان در مهرابه‌هاست. معیار پهلوانی، نه دارایی بلکه منش اخلاقی و معنوی بود: پرهیز از دروغ، ناسزا، چشم‌چرانی، و دست‌درازی‌و... چنین معیارهایی، آشکارا ادامه‌ی آموزه‌های مهرپرستان بوده‌اند.

بعدش از ریشه‌ی لغات «لات» و «لوت» سخن می‌گوید و منشا اونارو به بسترهای سیلابی، زمین‌های خالی از گیاه و انسان‌های برهنه و تهیدست نسبت می‌ده تا نشان بده چگونه واژه‌های روزمره نیز ردپایی از طبیعت و تاریخ دارند.
له و لای، مخلوط سنگ و شن و ماسه و خاک است که سیلاب از تکه آغاز بستر خود میشوید و میبرد. لات، تکه پایان بستر سیل رو است که در آن له و لای ته نشسته و خشک شده باشد. جاهای زیادی در ایران از این واژه ها نام گرفته اند مانند : لا يكان ، لاهيجان و...
لات زمین خشکی ست که در آن رستنی نروید و برهنه باشد. آدم های بی چیز و برهنه را هم به این جور زمین همانند کرده و لات یا لاتی گویند.
لوت هم زمینی را گویند که سیلاب در آن پخش شده و گل و لای ته نشسته از سیلاب خشک شده باشد. در زمین لوت هم رستنی نمیروید و چول است . آدم بی چیز و تهیدست و برهنه را هم همانند لوت کرده و لوتی نامند.
لات و لوت آسمان جل زبانزد فارسی زبانان است. لش و لوش همردیف لات و لوت اند .


یه قسمتی راجع به مانی و مزدک صحبت می‌کنه و میگه که این دین بخاطر شباهتش با اسلام، زمینه‌ساز پیوستن بسیاری از مانویان به مسلمانان شد.
اینجا یکم راجع به آیین مانی که کتاب گفته میارم که تقریبا خود متن کتابه یکم ادبیاتش رو ساده‌تر کردم:
چون دین اسلام شباهت‌هایی با دین مانی داشت، پیروان او مشکلی با پذیرش اسلام نداشتند و خیلی زود به اسلام روی آوردند.
در آیین مانی، تکالیف دینی به دو دسته تقسیم می‌شد: یکی برای توده مردم (نغوشگان یا سماعی‌ها) و دیگری برای برگزیدگان (صدیق‌ها).
نغوشگان باید ده فرمان را رعایت می‌کردند: بت‌پرستی نکردن، دروغ نگفتن، بخل نورزیدن، نکشتن، زنا نکردن، دزدی نکردن، فریب نیاموختن، سحر نکردن، شک نکردن در دین، و انجام دادن فرایض دینی. آن‌ها روزی چهار بار نماز می‌خواندند و پیش از نماز مسح می‌کردند یا اگر آب نبود تیمم می‌کردند. روزهای یکشنبه را روزه می‌گرفتند.

برگزیدگان یا صدیق‌ها: حق مالکیت نداشتند، از کارهای دنیوی دوری می‌کردند، در شبانه‌روز یک‌بار غذا می‌خوردند، سالی یک‌بار لباس نو می‌پوشیدند، و روزی هفت‌بار نماز می‌خواندند. آن‌ها هم در روزهای یکشنبه و دوشنبه روزه می‌گرفتند، علاوه بر این، سالی یک ماه روزه داشتند که در پایان آن مانند عید فطر جشن می‌گرفتند.
مانوی‌ها سه مهر داشتند: مهر دهان، مهر دست و مهر بدن، که نشان‌دهنده پرهیز از خوردن گوشت، دوری از آمیزش جنسی و حفظ پاکی بود.
آن‌ها غسل می‌کردند، مرده‌های خود را می‌شستند، کفن نور بر تنشان می‌کردند و دفن می‌کردند. بسیاری از صدیقان مانوی که از پیشرفت اسلام آگاه شده بودند، به اسلام گرویدند و بعضی از آن‌ها حتی خود را به عربستان رساندند و مسلمان شدند.

آئین مهر، آئین سنتی ست و مانند دینهای بزرگ کتاب آسمانی» ندارد و در هر دیار با خوی مردم اخت گرفته و هماهنگ شده است .


در بخشی از کتاب، حامی با ارجاع به سنت‌های اهل حق، علی‌الهی‌ها، و عیاران، پیوند این آیین‌ها با میراث مهری را برجسته می‌سازد. برای مثال، جرگه‌هایی که زنان را نمی‌پذیرند، نوشیدن می و خاموشی، شمع روشن‌کردن، و باور به حضور غیبی یک قطب، همه ریشه در آیین مهر دارند.

آخ یه قسمت جالب دیگه اش در ارتباط با مهرابه ها و محل عبادتشونه که میگه:

مهریان میپنداشتند که مهر در غار زاییده شده است، از این رو هر جا غار مییافتند بغ مهر را در غار نیایش میکردند و آنجا را مهرابه میگفتند. در جاهایی که غار نبوده، زمین را میکندند و در زیر زمین ایزد مهر را نیایش میکردند. در جاهایی که زمین آب‌دار بود، مهرابه را روی زمین میساختند. در بلندی ها به ویژه جایی که آب روان داشت، مهرابه را کنار آب روان میساختند.
ساختمان مهرابه ها سه دالان چسبیده بهم داشت، دالان میانی گشاد تر و دالان های پهلویی تنگ تر با سقف کوتاه تر. میان دالان‌ها ستون ساخته میشد. روی ستون‌ها و روی دالان‌ها را با طاق قوسی میپوشاندند. روی بام، پشت طاقهای قوسی را پر میکردند که آب برف و باران روان گردد. زیر سقف، گاهی شکل ستاره گان کشیده می شد.
روشنی از روزنه های کوچک از سقف و یا از پنجره های باریک دیوارها و یا از هر دو به درون مهرابه میرسید جوری‌که درون مهرابه مانند غار، زیاد روشن نبود .
در مهرابه کوتاه و باریک بود و بیشتر در سوی خاور ساخته میشد.

مهراب، بالای مهرابه ساخته میشد و در مهراب مجسمه مهر گذاشته میشد یا شمایل مهر کشیده میشد که بیشتر مهر با دو مهربانش بود. جای مجسمه یا شمایل مهر و مهربانانش بلندتر از کف مهرابه بود .
مجسمه مهر و مهربانانش را روی پایه های سنگی هم میگذاشتند و یا روی ستونهای چهار بر سنگی میکندند.
مهرابه ها را بزرگ نمیساختند، یکی برای آنکه همانند غار باشند
دیگر آنکه مهریان که برای نیایش بغ مهر به مهرابه میرفتند زود با هم اخت بگیرند، به همدیگر دلبستگی پیدا کنند و یار و برادر یکدیگر شوند. از این رو مهرابه ها گنجایش بیش از یکصد تن را نداشتند. در هر جا که شمار مهریان زیاد میشد و در يك مهرابه جا نمیگرفتند مهرابه دیگر میساختند.


خلاصه که کتاب جالبی بود و خیلی مختصر و مفید و با ادبیات خوب و قابل فهمی در ارتباط با آیین مهرپرستی گفته بود. مرسی از پیشنهاد ندا.
۲.۱۴۰۴
1 review
March 8, 2019
مِهرپرستي يا آيين مهر يا ميترائيسم، آييني رازآميز بود كه بر پايه پرستش مهر (ميترا) ايزد ايران باستان و خداي خورشيد، عدالت، پيمان و جنگ، در دوران پيش از آيين زرتشت بنيان نهاده شد.
اين آيين بعدها دگرگون شده و به سرزمينهاي امپراطوري روم برده شد و در طول سده‌هاي دوم و سوم پس از ميلاد، در تمام نواحي تحت فرمانروايي روم، در سرزمين اصلي اروپا، شمال آفريقا و بريتانيا برپا بود.
گرچه پس از پذيرفتن آيين مسيحيت توسط امپراطور كنستانتين در اوايل سده چهارم ميلادي، اين دين محو شد، اما تاثيري به‌سزا بر ادياني چون مسيحيت بر جاي گذاشت.
Profile Image for Samira Elytess.
102 reviews114 followers
December 20, 2021
Book Title: The Deity Mehr
Author: Ahmad Hami
Language:Farsi

Website to download book for free:

http://asmaneketab.ir/product/%DA%A9%...


Mehr (Mithra), the Iranian Sun god is known for Justice, Contracts, Friendships, Light,Truth in pre-Zoroastrian Iran. It is NOT a Roman religion as some western writers proclaim. The Romans later adapted Mithraism. In the book of Avesta (Zoroaster's book)there is a prayer dedicated to Mehr( Mitra) therefore this religion existed before the Romans.

The root of many secret societies is Mithraism. You can't find a book that reveals the teachings and mysteries of Mitra. The reason is that the initiates gain spiritual powers (sixth sense and on ) that will look like magic and they don't want the teachings to fall into the hands of evil doers.
(Although by now I believe many fakers infiltrated and received the teachings for their sinister deeds and plans)

Mithraism is about reaching and connecting to the Higher Self. Fusing with this transcendent Entity to gain salvation. To use the spiritual powers to fight the dark forces on Earth.
In Islam the name Mehr (Mitra) changed to Ali which I had found fascinating in the book. There are ancient Persian poems referring to these names which the author cites.
Therefore, Ali was not a human being, but a Spirit Entity. The same goes with Jesus (Isa). The Persian prophet Mani once said: Jesus was a complete Spirit without body. The man they crucified was a son of a widow". There was no human being as Jesus in flesh and blood, but the existence of the Holy Spirit which is another name for Mithra. Hence the crucifixion is a lie.

The author cites the German writer, Alfred Shutze, which in his book Mithras - Mysterien und Urchristentum explains how the teachings of Christianity is Mithraism in disguise, and the church has corrupted the teachings for control and power.

Everyone should read Mithraism which is the root of many myths, stories ( King Arthur, Shakespeare,etc.), religions, secret teachings and etc.
Mithra is also known as Horus, Krishna, Helios, Ali, Isa (Jesus), Attis, Dionysus, and other names throughout history. They all refer to this one Entity of Light.

Did you know the Statue of Liberty is Mithra!? Surprise!

The following text is a reference to Mitra:
Paracelsus wrote: "There is an earthly sun, which is the cause of all heat, and all who are able to see may see the sun; and those who are blind and cannot see him may feel his heat. There is an Eternal Sun, which is the source of all wisdom, and those whose spiritual senses have awakened to life will see that sun and be conscious of His existence; but those who have not attained spiritual consciousness may yet feel His power by an inner faculty which is called Intuition."
Displaying 1 - 6 of 6 reviews