عنوان ها و موضوعات، بیشتر بر اساس رابطۀ آنها با قلمرو فرهنگ و ادبیّات فارسی بعد از اسلام مطرح شدهاند. در تمام مقالات (مدخل ها) لُبّ مطلب توأم با لطفِ بیان، روی کاغذ آمده است. تلفّظ واژههایی که برای خوانندۀ متوسّط، مفید است و همچنین اسامی خارجی با حروف لاتین در برابر آنها قید شدهاند. این کتاب به شیوه ای تحقیقی و مستند نشان می دهد که فرهنگ و شعر و ادب فارسی، در وَرای اشارات و تلمیحات، بر چه پشتوانۀ سرشاری از اندیشه و ادراک تکیه دارد.
پس از آفرینش آدم، فرشتگان به درگاه خداوندی اعتراض کردند که این آدمیان با این کثرت گناهانشان، چگونه نزد تو قرب بیشتری دارند؟ پاسخ آمد که ایشان را چیزی است که ارزش بندگی شان را صد چندان عبادت شما می کند، و آن شهوت است، که ایشان دارند و شما نه. فرشتگان گفتند که امتحانی باید. پس سه تن را برگزیدند: عزازیل، هاروت و ماروت، تا بر صورت آدمیان به زمین آیند، و از گناهان آدمیان، از زنا و شرب خمر و افشای اسم اعظم اجتناب کنند و معلوم شود که بندگی با وجود شهوت چندان هم دشوار نیست. عزازیل پوزش خواست و منصرف شد. هاروت و ماروت بر سرزمین بابل فرود آمدند و مدتی در میان مردم به قضاوت نشستند. تا آن که زهره وشی زهره نام، به شکایت از شوی خویش به نزد ایشان آمد. دو فرشته دل بدو باختند و او از تفویض سر باز زد، الّا آن که اسم اعظم را برایش فاش سازند. و بعد در مجلس شراب و گناه، اسم اعظم را خواند و به آسمان بر شد، و دو فرشته ی خاسر را بر جای گذاشت تا به مجازات گناهانشان، تا پایان دنیا واژگونه از چاه بابل آویزان شوند. قزوینی در آثار البلاد گوید: مجاهد نقل می کند که در سرزمین بابل آن دو را به شکل دو کوه عظیمِ سر به زیر آورده دیده است.
یک مجموعه کامل هست. دارم مثل کتاب درسی می خونمش. گرچه که بارها به عنوان مرجع سراغش اومدم اما حالا برام درک مطالبش خیلی جدی شده. واقعا آقای باحقی چقدر زحمت کشیده برای این کتاب. دست مریزاد.