Jump to ratings and reviews
Rate this book

در بندر آبی چشمانت

Rate this book
گزینۀ شعرهای عاشقانه

101 pages, Paperback

First published August 1, 1995

16 people are currently reading
620 people want to read

About the author

نزار قباني

251 books7,541 followers
* Arabic bio below السيرة الذاتية العربية أدناه

Nizar Tawfiq Qabbani was a Syrian diplomat, poet and publisher. His poetic style combines simplicity and elegance in exploring themes of love, eroticism, feminism, religion, and Arab nationalism. Qabbani is one of the most revered contemporary poets in the Arab world, and is considered to be Syria's National Poet.

When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she refused to marry a man she did not love. During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death. When asked whether he was a revolutionary, the poet answered: “Love in the Arab world is like a prisoner, and I want to set (it) free. I want to free the Arab soul, sense and body with my poetry. The relationships between men and women in our society are not healthy.” He is known as one of the most feminist and progressive intellectuals of his time.

While a student in college he wrote his first collection of poems entitled The Brunette Told Me. It was a collection of romantic verses that made several startling references to a woman's body, sending shock waves throughout the conservative society in Damascus. To make it more acceptable, Qabbani showed it to Munir al-Ajlani, the minister of education who was also a friend of his father and a leading nationalist leader in Syria. Ajlani liked the poems and endorsed them by writing the preface for Nizar's first book.

The city of Damascus remained a powerful muse in his poetry, most notably in the Jasmine Scent of Damascus. The 1967 Six-Day War also influenced his poetry and his lament for the Arab cause. The defeat marked a qualitative shift in Qabbani's work – from erotic love poems to poems with overt political themes of rejectionism and resistance. For instance, his poem Marginal Notes on the Book of Defeat, a stinging self-criticism of Arab inferiority, drew anger from both the right and left sides of the Arab political dialogue.

ولد نزار قباني في مدينة دمشق لأسرة من أصل تركي، واسم عائلته الأصلي آقبيق (عائلة مشهورة في دمشق، آق تعني الأبض وبيق يعني الشارب) حيث قدم جده من مدينة قونية التركية ليستقر في دمشق، عمل أبوه في صناعة الحلويات وكان يساعد المقاومين في نضالهم ضد الفرنسيين – في عهد الانتداب الفرنسي لسوريا - عمه أبو خليل القباني رائد المسرح العربي, ومن أوائل المبدعين في فن المسرح العربي.

اشتهر شعره بتميز واضح وابداع متأثرا بكل ما حوله فكتب عن المرأة الكثير، كان لانتحار أخته بسبب رفضها الزواج من رجل لا تحبه، أثر عميق في نفسه وشعره، فعرض قضية المرأة و العالم العربي في العديد من قصائده، رافضا شوفينية الرجال. نقلت هزيمة 1967 شعر نزار قباني نقلة نوعية : من شعر الحب إلى شعر السياسة والرفض والمقاومة فكانت قصيدته " هوامش على دفتر النكسة " 1967 التي كانت نقدا ذاتيا جارحا للتقصير العربي، مما آثار عليه غضب اليمين واليسار معا.

جمع في شعره كلا من البساطة والبلاغة اللتين تميزان الشعر الحديث، وأبدع في كتابة الشعر الوطني والغزلي. غنى العديد من الفنانين أشعاره، أبرزهم أم كلثوم عبد الحليم حافظ ونجاة الصغيرة وفيروز وماجدة الرومي وكاظم الساهر ومحمد عبد الوهاب، واكتسب شهرة ومحبة واسعة جدا بين المثقفين والقراء في العالم العربي. كان يتقن اللغة الإنجليزية، خاصة وأنه تعلم تلك اللغة على أصولها، عندما عمل سفيراً لسوريا في لندن بين عامي 1952 - 1955.

بدأ نزار يكتب الشعر وعمره 16 سنة وأصدر أول دواوينه " قالت لي السمراء " عام 1944 بدمشق وكان طالبا بكلية الحقوق، وطبعه على نفقته الخاصة. له عدد كبير من دواوين الشعر، تصل إلى 35 ديواناً، كتبها على مدار ما يزيد على نصف قرن أهمها " طفولة نهد ، الرسم بالكلمات ، قصائد ، سامبا ، أنت لي " . لنزار عدد كبير من الكتب النثرية أهمها : " قصتي مع الشعر ، ما هو الشعر ، 100 رسالة حب " . ويعتبر قصتي مع الشعر السيرة الذاتية لنزار قباني .. حيث كان رافضا مطلق الرفض ان تكتب سيرته على يد أحد سواه وقد طبعت جميع دواوين نزار قباني ضمن مجلدات تحمل اسم المجموعة الكاملة لنزار قباني. وافته المنية في لندن يوم 30/4/1998 عن عمر يناهز 75 عاما كان منها 50 عاماً بين الفن والحب والغضب.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
157 (29%)
4 stars
190 (35%)
3 stars
149 (27%)
2 stars
33 (6%)
1 star
9 (1%)
Displaying 1 - 30 of 87 reviews
Profile Image for فؤاد.
1,131 reviews2,376 followers
December 1, 2016
من با نزار قبانى از بريده هايى كه توى شبكه هاى اجتماعى منتشر شده آشنا بودم، ولى كتاب هاش رو نخونده بودم. به لطف بزرگوارى دو تا از كتاب هاش رو خوندم، و بى اندازه لذت بردم. اشعارش سراسر پر از تصاوير لطيف و زيباست، شعرى ش نيست كه بدون لبخند بشه خوند.
مثلاً اين تصوير زيبا رو ببينيد، از حسن تعليل تكون تكون خوردن گوشواره هاى يك زن:

از دو گوش او
دو گوشواره آويزان است در رقص
اما با تمام تلاشى كه مى كنند
نمى توانند بوسه بر شانه هاى برهنه اش بزنند.



هر مردی که تو را پس از من ببوسد
بر لبانت
تاکستانی خواهد یافت
که من کاشته ام.
Profile Image for Mohammad Hrabal.
450 reviews301 followers
December 30, 2019
ما با ترس عاشق می‌شدیم، با ترس به وعده‌گاه‌های خود می‌رفتیم، با ترس عشق می‌ورزیدیم و با ترس می‌نوشتیم. وقتی انسان دزدکی عاشق شود و زن به یک پاره گوشت بدل گردد که با ناخن تناولش می‌کنیم، جنبه‌ی معنوی و نیز صورت انسانی راز و نیاز عاشقانه از میان می‌رود و غزل به صورت رقصی وحشیانه به دور کشته‌ای بی‌جان در می‌آید. صفحات 9 و 10. مقدمه مترجم
به قهوه‌خانه رفتم
تا فراموش کنم
عشقمان را و دفن کنم
اندوه خود را، اما
تو پدیدار شدی
از فنجان قهوه‌ام:
گل رزی سفید. ص 22 کتاب
عشق تو را در زمستان به یاد می‌آورم
و دعا می‌کنم باران
در سرزمینی دیگر ببارد
برف
بر شهری دیگر بریزد
و خدا زمستان را از تقویم خود پاک کند
چگونه خواهم توانست زمستان را
پس از تو تاب آورم نمی‌دانم. ص 41 کتاب
مرد برای عاشق شدن
به یک دقیقه نیاز دارد
و برای فراموش کردن
به چند قرن ص 65 کتاب
دوستان
شعر را چه سود اگر نتواند اعلام قیام کند؟
اگر نتواند خودکامگان را براندازد؟
شعر را چه سود اگر نتواند آتشفشان‌ها را
به طغیان وا دارد آن زمان که نیازش داریم؟
شعر را چه سود اگر تاج
از سر شاهان قدرتمند این جهان بر نگیرد؟ ص 95 کتاب
Profile Image for Kamrani Adnan.
92 reviews24 followers
April 6, 2017

هر مردی که تو را پس از من ببوسد
برلبانت
تاکستانی خواهد یافت
که من کاشته‌امش...


خواندن شعرهای نزارقبانی، همانند کشیدن یک نفس عمیق،
لمس لطافت بهار و عشق و زن و آزایست


بگذار بروم
زیرا خونی که می‌پنداشتم هرگز بدل به آب نشود
دیگر آب شده است
و آسمانی که می‌پنداشتم بلور آبی‌اش نشکند...
دیگر شکسته است
و واژه‌هایی که با آن‌ها
تو را به هنگام خواب می‌پوشاندم
چون پرندگان هراسناک پر کشیده‌اند
و تو را برهنه برجای گذاشتند...
Profile Image for Sara Kamjou.
664 reviews522 followers
May 14, 2019
چندان با فضای کتاب و اشعار ارتباط برقرار نکردم اما تجربه خوبی بود و بعضی از شعرها رو دوست داشتم.
----------
یادگاری از کتاب:
من کلامی نگفتم
به زنی که دوستش داشتم
اما همه صفت‌های عشق را
در چمدانی ریختم
و از فراز تمامی زبان‌ها به پرواز درآمدم.
...
هرگز از تو چیزی به آن‌ها نگفتم... اما
تو را دیده‌اند که تن می‌شویی در چشمانم.
...
حضور تو کافی است تا همه جا بی‌مکان شود
آمدن تو کافی است تا همه‌ی لحظه‌ها بی‌زمان شود.
...
چون واژه‌ها در فرهنگ‌نامه‌ها مرده‌اند
ناگزیر راهی برای دوست داشتنت
یافتم
بدون واژه‌ها...
Profile Image for Marashi Narges.
29 reviews91 followers
August 27, 2017
دوم دبیرستان که بودم,دبیر ادبیاتمان یک برگه پر از شعر بهمان داد که آرایه هایش را پیدا کنیم....یک شعری بود..که واقعا شعر بود...از آن هایی که باید حفظ شوند..طولانی و روان و قشنگ...اولش اینطوری بود:کاش در عصر دیگری دوستت می داشتم..از آن شعرهایی بود که دلم میخواست یک روزی یک کسی برایم بخواند. یا بنویسد بگذارد لای کتابم ..
حیف که هیچوقت نشد...


حالا خودم این کتاب را گاهی برای خودم میخوانم و کیف میکنم:)
Profile Image for Fereshteh Khanzad.
86 reviews64 followers
September 21, 2018
تو را زنانه می خواهم
زیرا تمدن زنانه است
شعر زنانه است
ساقه ی گندم
شیشه عطر
حتی پاریس_زنانه است
و بیروت_با تمامی زخم هایش_زنانه است
تو را سوگند به آنان که می خواهند شعر بسرایند...
زن باش

تو را سوگند به آنان که می خواهند خدا را بشناسند...
زن باش.




وقتی از ماجرای عشق او به بلقیس خواندم و این شعر زیبایش :
عیناک جمیله،کجماله القدس الف عدو یتمنی احتلالها

چشمانت زیباست، به زیبایی قدس هزار دشمن در آرزوی اشغال آن هاست.

مشوق کافی بود برای تجربه ی اشعارش !😌
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews291 followers
April 13, 2020

▫️▫️▫️
گناه من،
بزرگ‌ترین گناه من،
ای شاهزاده‌ی دریا چشم من،
دوست داشتن تو بود،
آنگونه که کودکان دوست دارند.
( بزرگ‌ترین عاشقان کودکانند)

▫️▫️▫️
چه می‌شد اگر خدا ، آن که خورشید را
چون سیب درخشانی در میانهٔ آسمان جا داد،
آن که رودخانه‌ها را به رقص در آورد و کوه‌ها را بر افراشت ،
چه می‌شد اگر او ، حتی به شوخی
مرا و تو را عوض می‌کرد :
مرا کمتر شیفته
تو را زیبا کمتر

▫️▫️▫️
مرد برای عاشق شدن
به یک دقیقه نیاز دارد
و برای فراموش کردن
به چندین قرن.

▫️▫️▫️
من رازی ندارم...قلب من کتابی است گشوده
خواندن آن برای تو دشوار نیست.
محبوبم،زندگی من
از روزی آغاز میشود که دل به تو سپردم.

▫️▫️▫️
ای زن،که شعرهایم را برای تو سرودم.
تو همچنان
زیباتر از آنی که در شعر گفته‌ام.
▫️▫️▫️
Profile Image for Mohammad Hanifeh.
335 reviews88 followers
December 17, 2016
می‌نویسم
تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم
و شعر را به پیروزی برسانم

می‌نویسم
تا خوشه‌های گندم بخوانند
تا درختان بخوانند

می‌نویسم
تا گل سرخ مرا بفهمد
تا ستاره، پرنده،
گربه، ماهی و صدف
مرا بفهمد.

پ.ن:
به گمانم باید عاشق باشی تا کتاب و شعرهاش رو درست بفهمی...
Profile Image for Sara Alaee.
207 reviews201 followers
April 20, 2015
همه‌ چیز را می‌شود حاشا کرد
جز عطر آن‌که دوستش داری...
Profile Image for Hani.mnt.
63 reviews9 followers
July 8, 2025
و من هرگز به یاد ندارم چگونه کشته شدم
چگونه خونم ریخت
و چه‌ها دیدم.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
December 8, 2013
من رازی ندارم... قلب من کتابی است گشوده
خواندن آن برای تو دشوار نیست.
محبوبم، زندگی من
از روزی آغاز می شود که دل به تو سپردم.
Profile Image for Mohammad Javad.
175 reviews165 followers
September 23, 2020
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی.


خدای من
زمانی که عاشق هستیم چه بر ما چیره می‌شود؟
در ژرفای وجودمان چه می‌گذرد؟
چه چیز در ما می‌شکند؟
چرا بدل به کودکی می‌شویم وقتی که عاشقیم؟
چگونه است که قطره‌ای آب اقیانوسی می‌شود
درختان نخل بلندتر می‌شوند
آب دریا شیرین می‌شود
و خورشید الماسی درخشان بر گردن‌بندی جلوه می‌کند
زمانی که عاشق هستیم؟

خدای من
وقتی عشق ناگهان بر ما فرود می‌آید
چیست این که از وجودمان رخت بر می‌بندد؟
چیست این که در ما به دنیا می‌آید؟
چرا مانند کودک دبستانی
ساده و بی‌گناه می‌شویم؟
چرا زمانی که دلداده می‌خندد
آسمان باران یاس بر سر و روی‌مان می‌ریزد
و زمانی که او می‌گرید بروی زانوانمان
جهان بدل به پرنده‌ای ماتم زده می‌گردد؟
خدای من
چگونه است که عشق، قرن پس از قرن
مردانی را از پای درآورده، باروهایی را فتح کرده
قدرتمندانی را به زانو افکنده
و رام‌شان کرده است؟

 چگونه گیسوانِ محبوب، بستری ا�� طلا می‌شود
و لبانش شراب و انگور؟
چگونه از میان آتش می‌گذریم
و شعله‌اش را می‌ستاییم؟
چگونه زمانی که شاهانی پیروزمندیم
عاشقی درمانده می‌شویم؟
چه می‌نامیم عشقی را که چون خنجری بر ما فرود می‌آید؟
سردرد
دیوانگی؟
چگونه به یکباره
دنیا مرغزاری می‌شود، کنج دنجی می‌شود
وقتی عاشق هستیم؟

خدای من
چه بر سر عقل می‌آید؟
چه بر ما می‌رود؟
چگونه یک لحظه آرزو به سالیان بدل می‌شود
و ناگهان عشق یقین می‌شود؟
چگونه هفته‌های سال از هم می‌گسلند؟
عشق چگونه فصل‌ها را نابود می‌کند
تا تابستان در زمستان سر برسد
و گل سرخ در باغ آسمان شکوفه زند
وقتی که عاشق هستیم؟

خدای من
چگونه تسلیم عشق می‌شویم و کلید رازخانه را تقدیمش می‌کنیم؟
بر آن شمع می‌بریم و عطر زعفران؟
چگونه است این که بر پایش می‌افتیم و بخشش می‌طلبیم
بر سرزمینش وارد می‌شویم دست بسته
و تسلیم بر هر آنچه او روا می‌دارد؟
 
خدای من
ما را همیشه عاشق کن.
Profile Image for Negar.
44 reviews106 followers
March 30, 2009
تو را زنانه میخواهم/زیرا تمدن زنانه است/شعر زنانه است/ساقه ی گندم/شیشه ی عطر/حتی پاریس زنانه است/و بیروت با تمامی زخمهایش زنانه است/تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایند.. زن باش/تو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسند...زن باش

این مجموعه را یک نفس خواندم و گریه کردم...
Profile Image for Niloufar.
48 reviews8 followers
March 31, 2017
از عشق مان
به کسى نگفته ام !
آنها تو را هنگامى که
در اشک هاى چشمم
تن مى شسته اى دیده اند ...
Profile Image for Nasrin M.
95 reviews30 followers
October 16, 2020
....
خداوندا برای هر زخمی ساحلی است
اما ساحل زخم من نا پیداست!
***
تمام کردن این کتاب همزمان شد با چهلم قربانیان هواپیمای اوکراین.. از اتفاقات ماه های اخیر..
تا این فاجعه..خیلی سخت گذشته و میگذره...
واس کم کردن این حجم از غمی که این روزها همه داریم میگذرونیم.. یکی از کارهای که این مواقع میشه انجام داد غرق شدن در کتاب هاست .. و چرخیدن بین سطرها و کلماته ، تا شاید ببینی اون چه رو که باید .. بلکه تسلی خاطری پیدا کنی برای اون رنج...
این مدت منم همینکارو کردم..
تا رسیدم به این کتاب و این شعر..
(دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس)
و من رو یاد اون پرواز و مسافرانش انداخت..
بلقیس الراوی در این شعر میتونه نماینده همه ی
انسان هایی باشه که قربانی جنگ، خشونت و حماقت های بشری شدند ..
***
او می­دانست مرا خواهند کشت
و من می­دانستم او کشته خواهد شد
هر دو پیش­گویی درست درآمد
او، چون پروانه­ ای،
               بر ویرانه­ های عصر جهالت افتاد
و من در میان دندان­ های عصری که
شعر را
چشمان ِ زن را
و گل سرخ ِ آزادی را می­بلعد
   در هم شکستم
...
می­دانستم او کشته خواهد شد
زیرا جهت نمای غرور ِ او
بزرگ­تر از جهت نمای شبه جزیره بود.
شکوه او نگذاشت
در عصر انحطاط زندگی کند.
روح رخشان او نگذاشت
در تاریکی سر کند.
...
همیشه احساس می­کردم در حال رفتن است
در چشمانش همواره بادبان­هایی بود
آماده­ ی عزیمت
بر پلک­های او
هواپیمایی در حرکت
برای اوج گرفتن.
در کیف دستی او – از نخستین روز پیوندمان –
پاسپورتی بود.... بلیت هواپیمایی
و ویزاهایی برای ورود
به سرزمین­هایی که هرگز ندیده بود.
زمانی از او پرسیدم
این همه کاغذ پاره­ ها را
چرا در کیف داری؟
گفت:
وعده­ دیداری دارم با رنگین کمان
....
****
و اما درباره نزارقبانی و این کتاب، خیلی زیبا و لطیف بود اشعارش ... دوسش داشتم و البته خب بعضی رو به مراتب بیشتر...و مشتاقم واس خوندن دوباره ازش.
۳.۵
Profile Image for Negar Ghadimi.
321 reviews
August 24, 2019
مرا بخوان؛ تا همواره غرور با تو باشد / مرا بخوان؛ زمانی که صحرا را برای قطره‌ای آب درمی‌نوردی / مرا بخوان؛ آن‌گاه که دروازه‌ی امید را بر روی عاشقان می‌بندند / از اندوهِ یک زنِ تنها ننویس / تاریخِ تمامیِ زنان را رسم کن.
—————————————
روزی که تو را دیدم / همه‌ی نقشه‌هایم را / همه‌ی پیشگویی‌هایم را / پاره کردم. / چون اسبی عربی / بارانِ تو را بو کشیدم پیش از آن که خیس شوم. / تپشِ صدایت را شنیدم پیش از آن که سخن بگویی. / بافه‌ی گیسوانت را با انگشتانم باز کردم پیش از آن که ببافی‌اش.
—————————————
نه من می‌توانم کاری بکنم / نه تو / زخم با خنجری که رو به اوست چه کند؟
—————————————
عشق را دفتری نیست / بزرگ‌ترین عاشقانِ دنیا / خواندن نمی‌دانستند.
—————————————
فکر می‌کردم عشقِ تو رودخانه‌ای است / برای نوازشِ دشت‌ها، سیراب کردنِ مزرعه‌ها، / اما زمانی که در سرزمینِ درونِ من جاری شد، / دهکده‌ها را غرق کرد، / سیلابی شد، / دیوارهای خانه‌ام را
فرو ریخت، / و مرا حیران در برهوتِ ناکجاآباد رها کرد.
—————————————
تو را زنانه می‌خواهم / زیرا تمدن زنانه است / شعر زنانه است / ساقه‌ی گندم / شیشه‌ی عطر / حتیٰ پاریس زنانه است / و بیروت، با تمامیِ زخم‌هایش، زنانه است / تو را سوگند به آنان که می‌خواهند شعر بسرایند، زن باش / تو را سوگند به آنان که می‌خواهند خدا را بشناسند، زن باش.
—————————————
در شهرِ غبار چه تفاوتی است / میانِ تصویرِ یک شاعر و یک دلال؟
Profile Image for Elham 8 Azimi.
165 reviews62 followers
April 1, 2014
نزارقبانی از بهترین شاعران جهان و بهترین شاعر عرب... تمام شعرهایش خواندنی ست. ظریف و دقیق و لطیف
Profile Image for Sadjad Abedi.
174 reviews60 followers
November 11, 2018
خیلی خیلی خوب بود. دست مریزاد به احمد پوری به خاطر این ترجمه شیرین. واقعا این اشعار بهترین اشعاری بود که از قبانی خوانده بود. لطافت تصاویر آن مثال‌زدنی بود. گرچه هنوز معتقدم برخی از زیبایی های شعر به خاطر ترجمه از بین رفته است چون با توجه به آنچه در مورد شعر قبانی شنیده‌ام، زبانی بسیار بلیغ دارد. علاوه بر این شعر قبانی به شدت در پیوند با فرهنگ اعراب است. بسیاری از تصاویر آن نیازمند درک فضاهای کشورهای سوریه و لبنان است. برای من که سه سال در سوریه و لبنان زندگی کرده‌ام این امر ملموس‌تر است. اشعاری که به صورت بند بند را از لحاظ فرمی بسیار پسندیدم و بسیار به آنچه من در شعر به آن باور دارم نزدیک بود. قرار دادن قطعات شعری که در کنار یکدیگر تشکیل یک تصویر منسجم و کامل را می‌دهند. گسستگی قطعات نشان از گسسته بودن واقعیات از دیدگاه شاعر دارد و در عین حال پیوستگی شاعرانه‌ای بین این قطعات و تصاویر ایجاد می‌شود که مصنوعی و حاصل هنر شاعر است. سه بار پشت سر هم این کتاب را از ابتدا تا انتها خواندم و هنوز سیر نشده‌ام.
Profile Image for Bahar.
107 reviews63 followers
February 5, 2024
زمستان سال ۱۳۹۹، همین وقت ها بود که کتاب «داستان من و شعر» رو خوندم و بعد یه مجموعه شعر کوچیک از نزار قبانی به اسم «صندوق سرخ پست» و چه قدر همۀ این ها به نظرم زیبا اومدن، اون موقع حال و هوای دیگه ای داشتم که شعر رو هم برام با معنی میکرد. برای لمس هرچند کوتاه اون حال و هوا دوباره از نزار قبانی خوندم که متأسفانه بی تاثیر بود!
.
.
.
خاطرات خرد و رخشان تو را
چون آواز پرندگان زمزمه میکنم
چون ترانه آب آبی رنگ
از حنجره فواره خانه ای در اندلس.
Profile Image for Roya.
64 reviews29 followers
November 11, 2020
آموزگار نیستم
تا عشق رو به تو بیاموزم
ماهیان نیازی به آموزگار ندارن
تا شنا کنند
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز درآیند
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند
Profile Image for Reihaneh_T.
78 reviews41 followers
April 4, 2015
صفر و دهی بود یه جورایی ! :)
ینی تقریبا برای یک سومش جا داشت جامه بدرم و سر دو سومش کاملا پوکر فیس بودم !
سه ستاره برای اون یک سوم فوق العاده ! :)))
این ساختار شکنی نزّار رو واقعا تحسین میکنم (انگار که منتظر تحسین من بوده تا حالا :دی) ولی این عاشقانه ها تو جامعه عرب ، این نوع نگاه به زن ، تحسین بر ″انگیزه خب ! ″دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس الراوی که فوق العاده بود..قشنگ می شد فهمید از یه دل پر درد و سوخته اومده بود .:)
بلیقس الراوی
بلیقس الراوی
بلقیس الراوی
آهنگ نام او را دوست داشتم
بارها زیر زبان می نواختمش
نام من در کنار او
به وحشتم می انداخت
چون وحشت از گِل کردن دریاچه ای زلال
نا ساز کردن سمفونی زیبا .
Profile Image for Fateme Maleki.
64 reviews34 followers
December 4, 2014
می نویسم
تا زنی را که دوست دارم
از شهر بی شعر
شهر بی عشق
شهر اندوه و افسردگی
رها کنم
می نویسم تا از او ابری نمبار بسازم.

تنها زن و نوشتن
ما را از مرگ میرهاند.
"نزار قبانی"
Profile Image for Kimia.
21 reviews5 followers
April 26, 2021
نمی‌دونم شاید من در زمان مناسبی کتاب رو نخوندم
شاید زیاد درگیر منطق و چهارچوب‌های سخت و سخت شدم و خیال جایی در زندگی‌م نداره (با افسوس البته)؛
در هر حال زیاد نتونستم ارتباط برقرار کنم با شعرهای این کتاب.
Profile Image for Soheila.
74 reviews75 followers
April 11, 2018
خیلی از شعرهای این کتاب رو به صورت پراکنده خونده‌بودم، اما خوندن همه، به صورت منسجم لطفی دگر داشت.
کتاب هدیه‌ی ارزشمندی بود که می‌خواستم جرعه‌جرعه بنوشمش، اما به قدری مستم کرد که یک جا سرکشیدمش.
واژه‌بازی‌ها به قدری هوشمندانه و فرای تصور بود که هزاربار لابلای هر سطر مردم و زنده شدم، تا به حال شعرهایی تا به این حد طنازانه نخونده‌بودم و بعید می‌دونم بخونم!
ضمن این که ترجمه عالی بود و خیلی خوب به دل می‌نشست.
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
October 7, 2020
گزارشی بسیار محرمانه از سرزمین مشت

دوستان! شعر را چه سود اگر نتواند اعلام قیام کند؟
اگر نتواند خودکامگان را براندازد؟
شعر را چه سود اگر نتواند آتشفشان ها را به طغیان وادارد آن زمان که نیازش داریم؟
شعر را چه سود اگر تاج از سر شاهان قدرتمند این جهان برنگیرد؟
Profile Image for Alii.
26 reviews10 followers
March 11, 2012
همه‌چیز را می‌شود حاشا کرد
جز عطر آن‌که دوستش داری..
Profile Image for younes saharkhiz.
34 reviews4 followers
August 3, 2019
ایـــن گـــونه تــاریخ زن را مــی نویـــسم

تو را زن می خواهم آن گونه که هستی
از کیمیای زن چیزی نمی دانم
از سرچشمه ی حلاوت او
از این که غزال ماده چگونه غزال شد
از این که پرندگان چگونه نغمه سرایی آموختند
تو را چون زنی میخواهم در تابلوهای جاودانه
چون دوشیزگان
نقش شده بر سقف کلیسی ها
که تن در مهتاب می شویند
تو را زنانه میخواهم
تا درختان سبز شوند
ابرهای پر باران به هم آیند
باران فرو ریزد
تو را زنانه میخواهم
زیرا تمدن زنانه است
Profile Image for Zohreh Hanifeh.
390 reviews105 followers
July 3, 2014
بگو دوستم داری...
تا زیباتر شوم
بگو دوستم داری... تا انگشتانم طلا گردند
و پیشانیم ماه
بگو دوستم داری تا بتوانم دگرگون شوم،
بدل به خوشه ی گندم شوم یا درخت نخل
هم اکنون بگو، درنگ نکن
برخی از عشق ها درنگ نمی پذیرند
بگو دوستم داری تا تقدس مرا بیشتر کنی
تا از دفتر شعرم کتاب مقدس بسازی.
تقویم را عوض می کنم اگر بخواهی
فصل ها را می شویم و فصل های دیگر می سازم
امپراطوری زنان بر پا می کنم
اگر بخواهی.

بگو دوستم داری تا شعرهایم روان شوند
نوشته هایم آسمانی.
عاشقم باش تا
خورشید را با اسب ها و کشتی ها تسخیر کنم
درنگ نکن... این تنها فرصتی ست برای من
تا بیافرینم... یا بیاموزانم.
Profile Image for Arezu Wishka.
269 reviews253 followers
November 22, 2016
بعد از مدت ها خوندن یه کتاب شعری که انقدر به دلم بشینه واقعا خوب بود.
***
ای زن که در میان موهایت پرسش هایم را جا می گذارم
تو حتی به یکی از آنها نیز پاسخ نمی گویی
تویی که تمامی زبان هایی ، اما
بی هیچ گونه واژه ای در اندیشه ام جا می گیری
و هیچ گاه به وصف در نمی آیی

اعلام میکنم هیچ زنی جز تو نیست
که در میانش قرن ها به هم می آیند
میلیون ها ستاره در آن می گردند

من اعلام می کنم تنها دستان توست
که نخستین
و آخرین مرد را نوازش می کند.

من اعلام می کنم
هیچ زنی جز تو از میان دود بر نمی خیزد
زمانی که سیگار بر لب دارم
و چون کبوتری سفید بر بام اندیشه ام نمی نشیند.
Profile Image for Narges Moeini.
53 reviews112 followers
August 11, 2016
مرد برای عاشق شدن
به یک دقیقه نیاز دارد
و برای فراموش کردن
به چندین قرن
Displaying 1 - 30 of 87 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.