Jump to ratings and reviews
Rate this book

شعر خاک، شعر خورشید

Rate this book

262 pages, Paperback

First published January 1, 2003

36 people want to read

About the author

بیژن جلالی

16 books78 followers
بیژن جلالی در سال ۱۳۰۶ در تهران متولد شد. خانوادهٔ او در اصل تفرشی بودند. زندگی مشترک پدر و مادر او خیلی دوام نداشت. بیژن نزد پدرش در آلمان ماند.
او پس از چندی به تهران برگشت و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران گذراند. از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۳۱ در رشتهٔ فیزیک دانشگاه تهران و چند سالی را در رشتهٔ علوم طبیعی دانشگاه‌های تولز و پاریس درس خواند. علاقه او به شعر و ادبیات او را وادار کرد تا در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران ثبت‌نام کند و لیسانس خود را در همین رشته بگیرد. جلالی از سال ۱۳۲۵ مشاغل مختلفی را تجربه کرد: تدریس انگلیسی، کار در موزه مردم شناسی وزارت فرهنگ، کار در شرکت فرانسوی آنتروپوز و…و سپس در سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد.
او از سال ۱۳۴۰ اشعار خود را به چاپ سپرد. جلالی هیچ‌گاه ازدواج نکرد و در تنهایی شعر خواند و شعر گفت.
او چند روزی پس از نیمهٔ آذرماه ۱۳۷۸ دچار سکتهٔ مغزی شد و روز جمعه ۲۴ دی‌ماه و در ۷۲ سالگی از دنیا رفت.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (20%)
4 stars
4 (13%)
3 stars
16 (55%)
2 stars
2 (6%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,315 reviews885 followers
Read
September 13, 2015
چقدر ساده است خراب شدن دنیایی
و ویران شدن ستاره ها
و شکستن شاخه درختان نور

چه غم انگیز است این خراب شدن
چه تاریک است این شکستن شاخه ها
چه وحشت زا است این ویران شدن

چه خنده دار است شکستن قلب ها
چقدر معمولی است مردن آرزو
و رفتن به سوی مرگ
چقدر طبیعی است
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,077 followers
Read
September 6, 2016
روزی خواهی آمد
روزی که از من
سایه‌ای
بر جای مانده است
از درختان
از خودت و
ستاره‌ها
سخن خواهی گفت
و دست مرا خواهی گرفت
و من سایه به سایه تو خواهم آمد
در حالی که
از تو
از درختان
و ستاره‌ها
سخن می‌گویم
سپس به راه خود خواهی رفت

و من
باز هم در انتظار
تا آخر دنیا
تا دنیا و دنیاست
خواهم نشست
Profile Image for Mahdi Bigdeli.
58 reviews22 followers
May 26, 2014
چراغ های بیهوده ای در سقف خانه ما روشن شده
که اشباح ما را مهیب تر می سازد
کاش این چراغ ها خاموش می شدند
و ما با سکوت و تاریکی
یکی می شدیم
Displaying 1 - 4 of 4 reviews