این مجموعه چهارده داستان از نویسندگان مشهور جهان را در بر میگیرد که برخی در ایران معروف و بعضی کمتر شناخته شده اند. بیشتر نویسندگان معاصرند، و چند نفری چون میخائیل بولگاکف، ژول ورن و سِر آرتور کانن دویل به زمانهای پیش از ما، ولی نه چندان دور، تعلق دارند.
خواننده در این کتاب با مجموعهای گونه گون از ادبیات داستانی جهان رو به رو میشود که الگوهای تکراری زندگی روزمره کمتر در آنها به چشم میخورد. این داستانها عرصههایی بدیع را در دنیای تخیل به روی خواننده میگشایند و با نیروی خیال تا اعماق دنیای واقعی نفوذ میکنند.
مژده دقیقی (زادهٔ سال ۱۳۳۵) یک مترجم ایرانی است که در ترجمهٔ آثار ادبی نویسندگان آمریکای شمالی به زبان فارسی فعال بوده است. او فارغالتحصیل رشتهٔ علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) است و پس از تحصیل، مدتی در مطبوعات کار میکرد ___________ ۱۳۸۴ - عدالت در پرانتز، ایزاک بابل ۱۳۸۲ - یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر، ایزاک بشویس سینگر ۱۳۸۱ - مشقتهای عشق، کلر دیویس و دیگران ۱۳۸۱ - وقتی یتیم بودیم، کازوئو ایشی گورو ۱۳۸۰ - ترجمان دردها، جومپا لاهیری ۱۳۸۰ - رویای نوشتن: هشت نویسنده معاصر از نوشتن میگویند. ۱۳۷۹ - اینجا همه آدمها این جوریاند: شش داستان برگزیده دههٔ نود. ۱۳۷۵ - هنر ویرایش (گفت و گو با رابرت گاتلیب.)
داستانهایی که در این مجموعه گردآوری شده حداقل دو یا سه نقطه اشتراک دارند اول اینکه از آثارطیف متنوعی از نویسندگان قدیمی و معاصر استفاده شده دوم، لحن و سبک نویسندههای نام آشنا در این کتاب تفاوت آشکاری با سبک و سیاق همیشگیشان دارد و سوم، داستانها اغلب فراواقعی و مبتنی بر تخیل هستند اما نکته بعدی که خواستم اضافه کنم آشنایی با نویسندههایی است که کمتر نامشان به گوشمان خورده که با خواندن این کتاب حاصل میشود خواندن مجموعه داستانهای کوتاه مخصوصاً اگر از نویسندههای مختلف باشد هیچوقت جذابیتش را از دست نمیدهد و گزینه خوبی بعد از خواندن رمانهای سنگین و طولانی است.
مرسی از مژده دقیقی که من رو با چند نویسنده جدید آشنا کرد ، داستان های این مجموعه کاملا با فکر انتخاب شده ن ، شاید هیچ ربطی به هم نداشته باشند ولی حال و هوای داستان ها ، تقریبا ، یک شکله . تقریبا همه داستان ها یه ترکیبی از تخیل و واقعیت هستن ، تخیل به سبک ژول ورن .
چهارده داستان از نویسندگان مشهور جهان را دربر میگیرد که عبارتاند از: 'خوابی دیدم/ میخائیل بولگاکف'، 'جنگل حیوانات/ ایتالیو کالوینو'، 'طوفان/ ژولورن'، 'معاملهی پرسود/ پریمو لوی'، 'چطور اتفاق افتاد؟/ آرتور کانن دویل'، 'یکی از همین روزها/ گابریل گارسیا مارکز'، 'آخرین دیدار آقای بیمار/ جووانی پاپینی'، 'مردی که به من تعلق داشت/ جواننی پاپنیی'، 'باران نمنم خواهد بارید/ ری بردبری'، 'پسر ریسال/ خوزه گارسیا وییا'، 'کت جادویی/ دیتو بوتزاتی'، 'سوزنبان/ چارلز دیکنز'، 'زنبورها/ آرتورمیلر' و 'همهی ما از یک مجلهی کوچک شروع کردیم/ نورمن لوین'. برای نمونه داستان تمثیلی 'جنگل حیوانات' ریشخند فضای سیاه دوران جنگ است که در آن فاجعهای بشری با نثری بانشاط روایت میشود. ماجرای روستایی ساده دلی که تلاش میکند تنها گاوش را از دست آلمانیها نجات دهد و دیگر ماجراهای داستان، بازتاب مضحکهآمیز فجایع دوران جنگ در زندگی انسانهاست.
هیچ چیز به اندازه خواندن یک داستان کوتاه خوب و جوندار، با غافلگیریهایش حال آدم را جا نمیآورد. این هم یک مجموعه داستان که خواندن تک تک داستانهای واقعا کوتاهش حسابی کیف میدهد. کلا خانم دقیقی شمّ خوبی در انتخاب داستان کوتاههای خوب دارد. پ.ن.: در این کتاب یک داستان از دیکنز هست به نام «سوزنبان» که قبلا نخوانده بودمش. در ژانر تریلر (دلهرهآور) است و یک جورهایی هم پهلو میزند به ژانر وحشت. عجب داستانی، عجب داستانی… . یادم نمیآید آخرین بار کی از خواندن داستانی تا این حد هیجان زده شدهبودم.
نمیدانم چرا حوصلهام را کمی سر برد و دوست داشتم زودتر تمام شود؛ حسی که معمولا هنگام خواندن ترجمههای مژده دقیقی ندارم. داستان «سوزنبان» را بیشتر از بقیهی داستانها پسندیدم
معامله پرسود از آن مجموعه داستان هایی است که می توان با خیال راحت به طیف متنوعی از مخاطبان پیشنهاد داد. داستان ضعیف در آن نیست و داستان خوب هم کم ندارد. می توان به خواندن یکی دو شاهکار هم امیدوار بود. ترجمه هم روان است و بعید است اکثر خوانندگان ار اذیت بکند. جنس داستان ها و موضوعات آن هم به گونه ای است که بسیاری از افراد را با سلائق مختلف راضی خواهد کرد، یا حداقل ناراضی نخواهد کرد. یک پیشنهاد خوب برای دوستان و یک گزینه مناسب برای هدیه دادن است. یک هدیه خوشایند و البته معمولی.
من بیشتر از همه از داستانی که از ژول ورن انتخاب شده بود لذت بردم. داستانها کوتاه، روان، و معمولاً سبک هستند به این معنی که برای خوندنشون به تمرکز جدی احتیاج نیست برای همین کتاب خوبی بود برای پر کردن وقتهای مرده، اکثر داستانهاش رو در همچین زمانهایی خوندم، توی مطب دکتر، کارواش، اسنپ و ... احتمالاً هرکس بتونه با یکی دوتا داستان این مجموعه حالی بکنه.
برای منی که زیاد اهل داستان کوتاه نیستم کتاب خوبی بود بهترین داستان های کوتاه این کتاب از نظر من : طوفان از ژول ورن و باران نم نم خواهد بارید از ری بردبری.
آنطور که به نظر می رسد بعضی از داستان های کتاب در زمان خودشان بسیار آوانگارد بوده اند ولی برای ذهن مخاطب امروزی تکراری به نظر میرسند. گرچه بیشتر داستان ها هنوز هم از همان قدرت سال های اولیه اش و نثر روان نویسنگانش برخوردار است.