گالیور کوئین، برادرزاده کارآگاه اِلری کوئین، که با عمو و پدربزرگش (بازرس کوئین) زندگی میکند، به شدت علاقهمند به کارهای پلیسی است.
او که علاقهی شدیدی به عموی خود دارد، به تدریج به دستیاری وظیفهشناس و دقیق برای او تبدیل شده و در غیاب او، وظیفهی ثبت و ضبط نام و نشان مراجعان و تحقیقات مقدماتی دربارهی علت مراجعه آنها به کارآگاه را به عهده دارد. کارآگاه برای انجام مأموریتی، نیویورک را به مقصد نیواورلئان ترک میکند. گالی که در غیاب کارآگاه وظیفهی پاسخگویی به مراجعان را دارد، با جوانی به نام «فیستی جونز» روبه رو میشود. فیستی، گالی را در جریان یک اتفاق مشکوک و عجیب قرار میدهد. او میگوید که با چشم خودش یک موجود فضایی، با پوستی تیره و براق را در یکی از مغازه های نزدیک اسکله دیده است. گالی که به شدت کنجکاو شده است، همراه فیستی به راه میافتد و با هم به کنار اسکله میروند. با کمال تعجب میبینند که شیشههای مغازه رنگ شدهاند و مرد خشنی آنها را از آنجا دور میکند. گالی که به این ماجرا مشکوک است، پیشنهاد میکند که از پشت ساختمان، از طریق حیاط متروکه بروند و سروگوشی آب بدهند که ناگهان آن دو در تاریکی غروب متوجه یک شبح نورانی میشوند که در هوا میچرخد و جلو میرود. در ادامه، آنها با «مرلین» شعبدهباز آشنا میشوند که ظاهراً در کار ساختو ساز وسایل شعبدهبازی است. مرلین هم از صداهای مشکوکی که شبها از ساختمان بغلی به گوش میرسد، حرف میزند؛ اما از بچهها درخواست میکند که بیشتر از این پیگیر این ماجرا نباشند و خود را به دردسر نیندازند. مرلین همچنین از شخصی به نام «سندرو» صحبت میکند که اصرار دارد خانهی اجارهای او را به زور از چنگش دربیاورد. روز بعد گالی و فیستی که برای تحقیقات بیشتر به خانهی مرلین میروند، متوجه فرد مشکوکی میشوند که خانهی مرلین را دزدکی تحت نظر دارد و از دور به کارگران و کامیونی چشم دوخته که وسایل کار مرلین را حمل میکنند. مرلین بچهها را به خانهاش دعوت میکند و با چند تردستی، آنها را شگفتزده میکند. بچهها قضیهی فرد مشکوک و لاغراندام را برای مرلین تعریف میکنند. مرلین هراسان و دستپاچه از خانه بیرون میرود و بچهها اجباراً در نبود او خانه را ترک میکنند. گالی و فیستی تصمیم میگیرند شب را روی عرشهی کشتی ناخدا فاستر که کنار اسکله لنگر انداخته، بگذرانند تا از راز صداهای مشکوک آن حوالی سردربیاورند. نیمههای شب، آن دو به همراه ویلی (پسرخالهی فیستی و نوهی ناخدا فاستر) ردّ صداهای مشکوک را میگیرند تا به انبارهای اسکله میرسند. آنها به نگهبان انبار برمیخورند و او هم تصدیق میکند که شبها صداهای مشکوکی از انبارها و زیردریا به گوش میرسد. وقتی بچهها برای تحقیقات بیشتر از نگهبان اسکله اجازه میگیرند و از پلههای اسکله پایین میروند، ناگهان با شیء سیاه و براقی در آب مواجه میشوند که همچون جانوری زنده جابهجا میشود و پس از لحظهای زیر آب میرود. نگهبان اسکله هم اذعان میکند که چنین موجودی را شبهای قبل هم دیده و باید هرچه سریعتر به پلیس خبر بدهند. از آنجا که کنجکاوی بچهها ادامه دارد، تصمیم میگیرند شبهای بعد هم ماجرا را دنبال کنند. گالی از پدربزرگش (بازرس کوئین) خواهش میکند که اجازه بدهد یک شب دیگر روی عرشهی کشتی مهمان ویلی و پدربزرگش باشد. در آن شب، مرلین شعبدهباز هم به آنها روی عرشهی کشتی محلق میشود. گالی قضیهی شیء داخل آب را برای مرلین بازگو و اذعان میکند که نگهبان انبارهای اسکله تصمیم گرفته است موضوع را به پلیس اطلاع دهد. مرلین، وقتی از این موضوع مطلع میشود، آن را با همکار مشکوک خود درمیان میگذارد. بچهها با مشاهدهی رفتارهای مشکوک مرلین، حدس میزنند کاسهای زیر نیمکاسه باشد. همان شب بچهها ناگهان متوجه فریادهای نگهبان اسکله میشوند که زخمی و نیمهجان داخل آب افتاده است. گالی برای نجات نگهبان، به داخل آب شیرجه میزند و او را از آب بیرون میکشد. گالی رفتارهای مرلین را زیر نظر میگیرد و متوجه می شود که مرلین با مرد مشکوک و بدقیافهای دربارهی سربه نیست کردن شخص دیگری صحبت میکند. بچهها به اطمینان میرسند که منظور مرلین، همان نگهبان انبارهای اسکله است؛ درنتیجه تصمیم میگیرند تحقیقات شبانهی خود را با دقت بیشتری ادامه بدهند. گالی و فیستی شبانه به آب میزنند و شناکنان از زیر پایههای اسکله میگذرند. آنها ناگهان متوجه دری مخفی میشوند که از زیر اسکله به دریا باز میشود. آنها متوجه دو کارگر میشوند که دربارهی تونلی مخفی و ردوبدل کردن اجناس صحبت میکنند. ناگهان بچه ها متوجه حرکتهای عجیب یکی از کارگرها میشوند؛ کارگر تنومند به شکلی خیرهکننده روی آب راه میرود. گالی از طریق روزنامه متوجه میشود که کشتیای که دربارهی آن حرف می زنند یک کشتی هلندی است که قرار است شب بعد روبهروی اسکله لنگر بیندازد. بچهها تلاش میکنند از طریق تونل زیر آب که به انبار اسکله میرسد، وارد انبار شوند. کشتی دقایق بعد میرسد و لنگر میاندازد. بچهها متوجه یک تویوپ کهنه روی آب میشوند. آنها به کمک این تویوپ، کشتی را دور میزنند و به سمت اسکله میروند که ناگهان با مرد غواصی روبهرو میشوند که در جستوجوی یک وسیلهی گمشده در آب شناور است. مرد غواص که متوجه حضور آن دو میشود، به همکار خود خبر میدهد که چیزی پیدا نکرده است. گالی و فیستی به کمک تویوپ خود را به کشتی ناخدا فاستر میرسانند. نیمهشب وقتی خواب بودند، دو مرد مشکوک و نقابدار روی عرشهی کشتی میپرند و ناخدا و نوهاش و گالی و فیستی را تهدید به مرگ میکنند. آنها از محمولهی سه میلیون دلاری حرف میزنند که پیدا نشدن آن به معنی حکم قتل بچههاست...
Absolutely charming mystery for kids. For a 16 year-old, Gully is drawn way too young (very chaste, obsessed with ice cream), but if you imagine that everyone is 12, it works fine. (I might’ve chosen a better name for his sidekick than “Fisty,” as well.) The mystery is surprisingly well-clued, and the Hudson River setting a treat. I wanted Peggy to have a larger role, but what can you do? Hope to find and read the rest!
Cute junior detective story. I would expect the correct age range wouldn't have too easy a time figuring out the whodunnit. And even a mature reader like myself had fun trying to figure it out.
Gulliver Queen comes to New York to spend a year with his famous uncle, Ellery Queen, and his grandfather, Inspector Queen. Currently, it's summer and Gully is looking forward to a week-long camping trip with Uncle Ellery. But Ellery gets called in by the government to investigate some strange goings on down on the New Orleans waterfront--reports of the sighting of strange creatures. So, he leaves his nephew with a notebook and tells him to taken notes from anyone who shows up wanting Ellery to take on a case. All he wants Gully to do is report the facts.
So, when Fisty Jones, a boy about Gully's age, is sent by Inspector Queen's old friend Captain Foster to consult the famous detective Gully sets out to do just that. But he soon becomes friends with Fisty--as well as Captain Foster's granddaughter Peggy--and the three can't resist doing a little investigating...er, fact-gathering. Fisty has seen what he can only describe as a space monster (all black, sleek, and one-eyed) and there are also odd thumping and pounding noises that seem to rise up out of the sea under Foster's barge. Gully can't resist getting more and more involved and runs up against a menacing tattooed man, the merry little Magnus Merlin (who is an extraordinary magician & his little dog Banjo, as well as the tall, slender man who lurks about watching Merlin. The teens make friends with Ryan, the nightwatchman, who takes their stories of late-night creatures and weird sounds seriously. And when Ryan is attacked, the three friends are even more determined to get to the bottom of the mystery. Once they figure out what's really going on, they're going to need Inspector Queen and Sergeant Velie...and little Banjo...to round up the bad guys.
This is a fun, adventurous mystery from a much simpler and innocent time--or at least from a time when the books written for kids were more innocent. Gully is a teenager and just having fun solving a mystery with his friends. I've seen a review saying how "unrealistic" it is for a teenage boy to behave the way Gully does. But, honestly, it's kind of nice to not have Gully swearing like a sailor and trying to get it on with Peggy. And there is danger--the boys get tied up and threatened by the bad guys (not just once, but twice), so it's not quite as innocent as, say, the Bobbsey Twins. I enjoyed the visit with Ellery's nephew and I know that I would have enjoyed the book even more if I had discovered it when I was reading the Hardy Boys and the Three Investigators. ★★★and 1/2 [rounded up here]
I was rather disappointed that this didn't have Djuna in it. It may be by the same author, but it's a completely different story and series. Other than that, it had the same elements as the Djuna series, but it just didn't meet all my expectations.
Thank you to audible for allowing us to stream for free during the pandemic. Fun little mystery book in the series. This one has the boys working on a smuggling scheme at the docks