همین امشب کتاب رو تموم کردم. نمی تونم دقیق حسم رو بهش بگم. هم دوستش داشتم هم نه!
کتاب پنج فصل داره.
هر فصل (به غیر از فصل پنج) از شش بخش تشکیل شده.
بخش اول از هر فصل از دید سوم شخص روایت شده و بخش های بعدی رو شخصیت های داستان از دید خودشون تعریف میکنن.
به طور کلی بخوام بگم، داستان روند خاصی رو طی نمی کنه. داستان چندتا جوون امروزی و دغدغه هایی که هرکودوم دارن، از ناکامی در عشق بگیر تا مهاجرت و...
شروعش رو دوست داشتم. داستان تو یه کافه شروع میشه و رو به روی زندان اوین تموم میشه. یه جاهایی از حرف هایی که بین شخصیت ها رد و بدل میشد اصلا خوشم نمیومد. به نظرم خیلی لوس و غیرقابل باور بود. اما از صحنه سازی های نویسنده و اسم بردنش از جاهایی مثل پل حافظ و کریم خان و حتی پاساژ چارسو خیلی خوشم اومد. انگار می تونستم خودم رو اون لحظه، اون جا تصور کنم.
اولین کتابی بود که از سناپور می خوندم. ارزش خوندن داره. اما خب قطعا نمیشه ازش به عنوان یه اثر قوی اسم برد.