عنوان و طرح جلد جذاب هستند. زمان روایت داستان و داستانها اوایل انقلاب اسلامی و جنگ است. خرده روایتها به شکل داستانهای موازی فصل به فصل پیش میروند. از میان همه روایتهایی که درباره افشای کودتای نوژه وجود دارد نویسنده روایت حزب توده را برگزیده است. دلیل آن به گرایش سیاسی برخی شخصیتهای قصهاش باز میگردد. راوی این داستان بسیار حراف، اهل پرداختن بیش از حد به جزئیات، و توصیفات بسیار درباره همان جزئیات است. بسیار اهل خودنمایی است. گاهی حس کردم سادیسم دارد. از آزار روحی خواننده لذت میبرد(راوی داستان نه نویسنده آن) برای همین همراهی با روایت راوی از یک جایی به بعد سخت است. کل داستان درگیر پیچیدگی روابط انسانها با هم و آدمها با وقایع است. روایت این پیچیدگی با تاریخ در هم میآمیزد. در این رمان روایت عشق هم با نفرت است. با این توضیح که نویسنده نگاه بسیار نومیدانه، بدبینانه و تاریک به انسان ایرانی دارد. من تاریخ ایران را زیاد خوانده ام اما ایران و ایرانی در این کتاب را نه میشناسم و نه دوستش دارم البته اصراری هم ندارم برای اینکه تصویری که دوست ندارم و نمیشناسم غیرواقعی است. در کل برای خواننده ایرانی در آستانه سده جدید شمسی و با شرایط سخت و پیچیده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امروز خواندن این رمان جز تشدید حال بد و ناامیدی سودی ندارد.
حذف راوی میتونست کمک زیادی به بهتر شدن رمان کنه. داستان صدام همبستگی خاصی با بقیهی روایت نداشت و صرفا یسری اطلاعات بلااستفاده به خواننده میداد. بنظرم غم و خشونت داستان هم بیش از اندازه بود؛ جوری که انگار شخصیتها مسیر خودشونو نمیرفتن؛ بجاش نویسنده داره به عمد از هفت خان بدبختی ردشون میکنه.
کتاب بدی نیس ولی خیلی منتظر چیز خاصی نباشید.یه کتاب معمولیه.حقیقتا من جلدش رو و عنوان رو دوست داشتم که خریدم و خ وندم.اگر کتاب دیگه ای ندارین که بخونید،این کتاب رو بخونید. «مرلین مونرو غمگین نیست» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/106399