هوشنگ ایرانی، اولین مجموعه شعر خود، بنفش تند بر خاکستری، را در شهریور ۱۳۳۰ در ۲۰۰ نسخه و ۶۳ صفحه با هزینه شخصی منتشر کرد. این مجموعه آغازگر گفتمان جدیدی در شعر فادسی بود و پس از آن عبارت «جیغ بنفش» بدل به اصطلاحی شد برای نامیدن هر شعر متفاوت و غیرمتعارف و - فراتر از این طبقهبندی - هر امر درکنشده.
. . به کجا می توان پناه برد ، به کجا پناه خواهند برد ؟ اگر طنین آن بال ها خاموشی گیرد . . " هوشنگ ایرانی " . . آخرین پرده ی آن تنهایی ی عظیم می گدازد رشته ی الماس را .... . " هوشنگ ایرانی " .
. و قوس های آبی رنگ در میان مه خاطرات می لغزند .... . " هوشنگ ایرانی " . . . و زمزمه پر اسرارش را بر پاها ، دست ها و اکنون سینه ی خود می شنود . تا کی آواز قوها آغاز گردد تا کی آواز قوها پایان پذیرد و جانهای او می خوانند .... . " هوشنگ ایرانی "
«آنجا» هم چیزی در انتظار من نیست آنجا هم... ای سرگردانیِ جاودان چیزی در انتظار من نیست مرا همچنان در خود بفشار... مرا همچنان در خود بفشار ای گریز پایان ناپذیر همچنان دست های جوینده را از فراز اقیانوس اضطرابها صید کن و همچنان مغروق را به درون صدف ها بران
شاید الآن چیز خاصی نداشته باشد، ولی برای سال های 30 مسلما یک کار فراساختاری خوبی بوده. هرچند که ظاهرا از این سبک زیاد استقبال نشده و همچنان که می دانیم در زمینه شعر نو، راه نیما دنبال شده است.