خلیل ملکی شخصیتی بود بیهمتا در گیرودار دورانی بیگانه با مدارا، که گاه اسیر بند حاکمان بود و گاه آزرده از گزند زبان مخالفان حکومت. او نخستین کس بود که تبـعیت محض احزاب کمونیست از اتحاد شوروی را مردود شمـرد و تا آنجـا پیـش رفت که با نوشتن مقالاتی مستدل، ماهیت «سوسیالیستی» نظام حاکم بر اتحاد شوروی را آماج تردید کرد.
ملکی روشنفکری ازخودگذشته بود که کموبیش سراسر زندگی پرجنبوجوشش را وقف بهبود میهن و سرنوشت هممیهنانش کرد، هرچند جامعهٔ خردگریز و هیاهوطلب آن دوران هرگز قدر او را چنانکه بایست نشناخت. او نظریهپرداز، تحلیلگر، نویسنده و مترجم و روزنامهنگاری بود که ایمانی استوار به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی داشت.
خلیل ملکی که دورانی پر حادثه، از انقلاب مشروطه تا پهلوی دوم رو زیست کرده و عمرش رو در عرصه سیاست و کار حزبی گذرونده از معدود سیاست ورزانی بود که اصولا به منافع ملی می اندیشید و در عین حال نگران توسعه نیافتگی بود. او سعی کرد در روزگار رقابت بلوک شرق و غرب، اعتقاد به "نیروی سومی" رو رواج بده که برگرفته از جنبش های ملی و روشنفکری او زمان بود. روایت فراز و فرودهای زندگی سیاسی اون در این کتاب میتونه از زاویه دیگه اطلاعات بیشتری در مورد شرایط سیاسی ایران او زمان به خواننده بده.
اگر ملکی این رویداد را «ترجیع بند زندگی خود» مینامد از این روست که در چنین مواقعی او نخست یارانش را از شعارهای احساساتی و انقلابی بر حذر میداشت و سپس با تعهد کامل در اقدام جمعی شرکت میکرد و وقتی همان یاران که بیشتر از دیگران حلق خود را پاره کرده بودند، جا میزدند و عقب مینشستند، او یکه و تنها بر سر پیمان میماند.