کتاب تلاش کرده با جمع آوری هر مطلبی که در مورد زندگی زردشت در منابع کهن بوده، یه جور زندگی نامۀ اساطیری از او به دست بده. ابتدا در بخشی به نام "شخصیت تاریخی زردشت" اطلاعاتی در مورد زمان و مکان تقریبی تولد زردشت و طرز زندگی او و در نهایت قتل او به ما میده؛ این بخش تلاش میکنه اطلاعات دقیق و مستند و منطبق با واقعیت بده. به طریق علمی (یعنی با مشخص کردن روش شناسی) تئوری های مختلف مربوط به زمان و مکان تولد زردشت رو بر می رسه و به پیش میره. در بخش بعد "چکیده ای از زندگانی اساطیری زردشت" ارائه میشه، که یعنی دیگه با فَکت سر و کار نداریم و میریم سراغ اینکه کتاب ها چه اسطوره ها و قصه هایی حول و حوش زندگی زردشت ساختن. مطالبی که به طور خلاصه و نقل شده در بخش پیشین اومده، در ادامۀ کتاب از منابع اصلی نقل میشه. متن ها در شش بخش دسته بندی شده ن: دینکرد، گزیده های زادسپرم، روایات پهلوی، وجرکرد دینی، زراتشت نامه و ملل و نحل. کتاب کوچک و خواندنی و جالبیه در کل.
خیلی روایت اسطوره ای و تخیلی ای داره واقعا ، انگار داری یکی از افسانه های شاهنامه رو میخونی😐( هرچند هر دینی همینطوری داستان های عجیب و غریب و دور از ذهن داره) به هرحال درباره زرتشت و اینکه چقدر این کتاب واقعیه یا صرفاً چندتا افسانه ست که در طول گذر زمان راجع به شخصیتش ساخته شده، اطلاع زیادی ندارم اما فکر کنم برای شروع کتاب بدی نبود
ابتدا زندگی زردشت بر اساس متون دینی زرتشتی و یکی دو منبع دیگه تعریف شده بعد عین مطالب اون منابع به فارسی ترجمه و آورده شده. از کتابهای ژاله آموزگار خوشم میاد. خیلی تخصصی نیست که مخاطب عام ازش سر در نیاره ولی کل مطلب رو ارائه میده، نتیجهگیری و تفسیر هم به عهده خواننده هست! از نظر رسمالخط بهتر بود قسمتهای اضافه شده توسط مولفین بهتر مشخص بشن و فکر کنم اگر کتاب دوباره حروفچینی بشه و حرکتها رو فونتهای جدیدتری که الان هست بذارن، کتاب خواناتر بشه. من نسخه کتابسرای بابل رو خوندم.
درباره زندگی زردشت منابع بسیار اندک و ناچیز است. حتی ایرانشناس و اوستاشناس بزرگی مانند "ژان کلنز" بلژیکی در وجود تاریخیِ شخصی به نام زردشت تردید کرده، و او را شخصیت افسانهای میداند. وی حدود ۵۰ سال است که در حوزهی اوستاپژوهی کار کرده است. وی اعتقاد دارد که گاتها (گاهان) اورادی است که در گذشتههای دور عدهای آن را در مراسمهای مذهبی و آیینی خود میخواندند و برای انتساب گاهان به عنوان سرودههای زردشت، فاکتهای تاریخی وجود ندارد. اما در سوی دیگر برخی از ایرانشناسان اعتقاد دارند که زردشت شخصیتای تاریخی است که بنا بر مطالعات زبانشناسی تاریخی گاتها وی در فاصله زمانی بین ۱۵۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد (یعنی حدود هزار سال پیش از هخامنشیان) در جایی میان آسیای میانه امروزی (بین دریاچه آرال و دریای خزر) یا ناحیهای در شمال شرقی ایران زندگیمیکرده. گاتها یا گاهان متعلق به جامعهای شبانی است. در گاهان از زردشت به صیغهی سوم شخص مفرد یاد میشود نه به عنوان اول شخص مفرد. اگر واقعاً گاهان سرودهی شخص او بوده، چرا به عنوان سوم شخص از او یاد شده؟ (نقدی که به این دیدگاه میشود این است که این سنت و رسم متنهای بسیار کهن هند و ایرانی بوده که نویسنده از خود به عنوان سوم شخص مفرد یاد میکرده) در بخشهای جدیدتر اوستا با تمدنی کشاورزی روبهرو هستیم. کلنز معتقد است گاهان یا گاتها سرودههای عدهای شمن بوده نه سروده های شخصی به نام زردشت. وی حتی از دین مَزدایی - و نه دین زردشتی- صحبت میکند. در گاهان برخلاف سنت کتابهای منسوب به پیامبران، شخصی وجود ندارد که دیگران را به دین مورد نظر خود دعوت کند. مارتین هوگ اوستاشناس آلمانی معتقد است زمانی که ایرانیان و هندیان از هم جدا شدند و به سوی دو سرزمین متفاوت کوچ کردند، همواره با هم در ستیز و جنگ بودند. این در ادیانشان هم بازتاب پیدا میکند. در اوستا خدایان هندی تبدیل به دیو میشوند و در وداها (کتاب دینی هندوها)، اهورا تبدیل به اسورا میشود و این اسورا شخصیتی پلشت و زیانرسان تصویر میشود. ژان کلنز در مقالهای در سال ۲۰۱۷ میلادی، وجود تاریخی زردشت را رد نمیکند و احتمال میدهد که زردشت شخصیت روحانی بوده که مراسم مذهبی را برپا میکرده و در متون متاخر اوستایی توسط دستگاه روحانی زردشتی و توسط موبدان تبدیل به پیامبر میشود و الاهیات زردشتی توسط این موبدان با معرفی زردشت به عنوان پیامبر، انسجام و شکل ساختارمندتری به خود میگیرد. ژان کلنز در کتاب "زایش چهارم زردشت" (کتاب به زبان فرانسه در سال ۲۰۰۶ در پاریس چاپ شده) میگوید که همیشه احساس میکرده نکتهای در مورد زردشت و اوستا وجود دارد که مطالعات تاریخی و زبانشناسی تاریخی نتوانستهاند به قطعیت وجود زردشت پیامبر را اثبات کنند. وی در این کتاب نظریات متفاوت در مورد وجود تاریخی زردشت را گردآوری کرده است. کتاب "اسطوره زندگی زردشت" کتابی خوب برای شروع مطالعه درباره زردشت است اما کتاب به روز نیست و وجود منابع به روز و جدید درباره اوستاپژوهی و زندگی زردشت به زبان فارسی احساس میشود.The Fourth Incarnation of Zarathushtra: Avestan Studies in the West
زمانی جهان را بدی آشفته ساخت، نه آموزگاری بود نه رهبری و نه سروری برای سروران. همه از ایزدان و فرمان او بیخبر بودند و جهان بر کام دیوِ فریبکار شده بود و دل اهرمن شاد و خندان بود. سرانجام خداوند دادگر بر مردمان بخشایش کرد و از نژاد فریدون در بُستان پیامبری نهالی کاشت که از آن زردشت به بار آمد..
زندگی زرتشت ابعاد اساطیری فراوانی دارند که در کتب گوناگونی با تغییرات و دگرگونیهای جالبی ذکر شده. این کتاب بیشک برترین بررسی در مورد این نوشتههاست (از جمله دینکرد های پنجم، نهم، هفتم، زادسپرم، زراتشت نامه و...). تفضلی و آموزگار با دقت و بررسی والایی این منابع را با ترتیبی بهینه و فکرشده قرار دادند. بگونهای که دشواری خوانش متن برای فرد غیرمتخصص فرای مقدمهای که دو مولف در جهت شرح کتاب و موضوع مورد مطالعه قرار دادهاند نمیرود. و نگاه و ذهن مخاطب به سرعت با مفاهیم آن همراهی مییابد و سرعت خوانش بنا به همین عادت کردن به روایتها و متن افزایش مییابد. از مهمترین نکات کتاب (درصورت توجه به قدمت هر منبع) تغییراتی است که نگارندگان باستانی منابع در روایت زرتشتِ سپیتمان، بنا به دوره خود وارد میکنند. این کتاب فرای یک روایت تاریخی از زندگی زرتشت است و ذهنیت خواننده را با دنیای روایی دین زرتشتی آشنا میکند. و مباحثی همچون ماهیت امشاسپندان که در یک تعریف آکادمیک دشوار مینماید در این روایات به خوبی به مخاطب انتقال مییابد. در یک قیاس ناقص میتوان این روایات کتاب را به روایات قرآنی درباره پیامبران، خلقت، و ملائکه تشبیه کرد. که مفاهیم فرهنگی متعددی از دین را به دین باوران انتقال میدهند. این کتاب را به تمامی علاقهمندان به مطالعات زرتشتی و صدالبته زرتشتی پژوهان و ایرانشناسان توصیه میکنم.
آگاهیهای تاریخی و واقعی دربارۀ زندگی زردشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در منابع پهلوی و فارسی آمده است بیشتر جنبۀ اساطیری و اسطورهای دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی میتوان یافت (آموزگار و تفضلی، ۱۳۷۰: ۲۳).
کتاب «اسطورۀ زندگی زردشت»، اثر ژاله آموزگار و احمد تفضلی، یکی از کتابهای خواندنی و درخور توجّهی است که با استعانت از متنهای پهلوی، فارسی و عربی مانند دینکرد، زادِسپَرَم، روایات پهلوی، وِجَرکَرد دینی، زراتشتنامه و ملل و نحلِ شهرستانی، که همگی پس از قرن یازدهم میلادی نگاشته شدهاند، به شخصیّت زرتشت پرداخته است. کتابی نسبت��ً مختصر که از یک قسمت به نام شخصیّت تاریخی زردشت و یک قسمت با عنوان زندگانی اساطیری زردشت تشکیل شده است.
بااینکه ژان کِلِنز در کتاب مقالاتی درباره زرتشت و دین زرتشتی، زرتشت را نه فردی تاریخی که یک افسانه و اسطوره شمرده است، بسیاری او را پیامبری دانستهاند که معجزههای بیشماری داشته است (همان: ۴۸). چنانکه برخی از پژوهشگران نیز ضمن تأیید زردشت، معتقدند که دستیابی به زمان دقیق زندگی او ممکن نیست. لذا دورترین زمانی که برای زردشت قائل شدهاند، سدۀ هجدهم پیش از میلاد و نزدیکترین آن قرن ششم پیش از میلاد است (همان: ۱۳). در مورد زادگاه اصلی او هم اختلاف نظر وجود دارد: بعضی با استناد به منابع پهلوی محل تولّد زردشت را آذربایجان شمردهاند و برخی نیز به دلیل زبان اوستا، که متعلّق به شرق ایران است، انتساب زردشت به آذربایجان را مردود پنداشته و زادگاه او را ایرانویج یا همان خوارزم دانستهاند (همان: ۲۱).
اَشو زردشت سپیتمان، که به سبب جدّ نهم خود سپیتمان خوانده شده است (همان: ۲۳-۷۳-۱۰۳)، ظاهراً سه بار ازدواج کرده است و از همسران خود صاحب پسران و دخترانی بوده است. چنانکه سرانجام در ۷۷ سالگی کشته شده است (همان: ۲۴-۲۵). زردشت خود را موظّف به تبلیغ دین مَزدَیَسنا و تشویق مردم به ازدواج با محارم و نزدیکان خود، یعنی ازدواج میان پدر و دختر، پسر و مادر و برادر و خواهر دانست. درحالیکه مردم از ازدواج با نزدیکان خود شرم داشتند و بر او شوریدند (همان: ۸۸).
منبع:
_ آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد، ۱۳۷۰، اسطورۀ زندگی زردشت، بابل، کتابسرای بابل.
در بحث شناخت زایش و دین زرتشت، این کتاب مجموعهای است از نگارشها پیرامون همین بحث. در ابتدا در بخش شخصیت تاریخی زرتشت زمان و زادگاه زرتشت در منابع گوناگونان مورد بحث بوده است سپس در بخش چکیدهای از زندگی اساطیری زرتشت، شما میتوانید محتوای کامل کتاب را دریابید. در رابطه با آفرینش، زایش و زندگی زرتشت دادههای کاملی بیان شده. سپس بخش منابع را شاهد خواهید بود که هرآنچه داستان پیرامون زندگی اساطیری زرتشت در منابع آمده است، آن منبع معرفی شده است. در بخشهای بعدی به ترتیب دادههای موجود در: دینکرد هفتم، دینکرد پنجم، دینکرد نهم، گزیدههای زادسپرم، روایات پهلوی، وجرکرد دینی، زراتشت نامه، ملل و نحل بیان شده است. به طور کلی دادههای این منابع جز اندکی تغییرات، تا حد زیادی مشابه هستند. یعنی شما اگر به ئنبال جزییات و تفاوت ها نباشید، داستان را چندین و چند بار از ابتدا تکرار شونده میبینید. کلیات یکی است و تفاوت در جزییات است. اما در کل اطلاعات جذاب و جالبی درباره اورمزد، امشاسپندان، خاندان و نسب زردشت، و حتی دیوان و اهریمن بدست میدهد. نکته جالب برای من بخشی بود که زردشت به پرسش و پاسخ با اورمزد مینشیند در بخش مربوط به ملل و نحل شهرستانی: زردشت:آن چیست که بود و اکنون نیز وجود دارد؟ اورمزد:من و دین و کلام زردشت: چرا همه اشیا را در زمان بیکرانه نیافریدی؟ اورمزد: اگر همه نامحدود بودند امکان نداشت که آفات اهریمن گناهکار از بین برود. زردشت: از چه این جهان را آفریدی؟ اورمزد: همه این جهان را از نفس خویش آفریدن،اما نفس نیکان را از موی سر خود و آسمان را از مغز خود و خورشید را از چشم خود و ماه را از بینی خود و ستارگاان را از زبان خود و سروش و دیگر فرشتگان را از گوش خود و زمین را از عصب پای خود. زردشت: این دین را نخست بر چه کسی نمودی؟ اورمزد: این دین را نخست به گیومرث عرصه داشتم که آن را دریافت و بدون فراگیری و تحصیل آن را به یاد سپرد. زردشت: چرا این دین را از طریق وهم به گیومرث نمودی و به من از راه گفتار القا کردی؟ اورمزد: زیرا لازم است که تو این دین را فراگیری و به دیگران بیاموزی،حال انکه گیومرث کسی را نداشت که آن را بپذیرد. زردشت" آیا این دین را پیش از من بر کسی جز گیومرث عرضه داشتی؟ اورمزد: جمشید، فریدون، کیارش، کیقباد، گرشاسب. زردشت: آفرینش جهان و ترویج دین برای چیست؟ اورمزد: نابودی دیو گناهکار جز از راه آفرینش جهان و ترویج دین ممکن نیست.