Jump to ratings and reviews
Rate this book

آخرين دفاع خسرو گلسرخي

Rate this book

130 pages, Paperback

First published January 1, 1979

14 people want to read

About the author

خسرو گلسرخی

15 books29 followers
خسرو گلسرخی (زادهٔ ۲ بهمن ۱۳۲۲ - درگذشتهٔ ۲۹ بهمن ۱۳۵۲) شاعر و نویسندهٔ مارکسیست ایرانی و از فعالان سیاسی چپگرا بود. گلسرخی در دوران حکومت محمدرضا پهلوی به همراه کرامت‌الله دانشیان محاکمه و اعدام شد. محاکمه و سخنرانی او در این محاکمه همان زمان به‏طور ناقص از تلویزیون پخش شد و در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، در سالگرد اعدام او و تنها چند روز پس از وقوع انقلاب، به‌طور کامل پخش شد و شهرت بسیاری یافت. گلسرخی ازآن‏پس از چهره‌های شناخته‏شدهٔ چپ بوده و بسیاری یادش را گرامی می‌دارند

دفاعیه او در دادگاه مشهور شد. این دفاعیه با سانسور در همان زمان رژیم شاه از تلویزیون پخش شد ولی بار دیگر به صورت کاملتر در اولین روزهای سقوط شاه در پنجمین سالگرد اعدام او در شب ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ از تلویزیون سراسری ایران پخش شد. او در دادگاه از عقاید مارکسیستی خود و تأثیر پذیری‌اش از اسلام سخن گفت و رژیم شاه را به شدت محکوم کرد. بخش‌هایی از این دفاعیه: - «ان الحیاه عقیده و جهاد» - - سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم.

-

من که یک مارکسیست-لنینیسم هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. -

هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سویی دیگر در حالیکه مولد ثروت طبقه محروم است.» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند.» در این دو گفته نزدیکی بسیاری وجود دارد و در این تاریخ می‌توان از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد و از سلمان پارسی‌ها و اباذر غفاری‌ها. - در ایران انسان را به خاطر داشتن فکر و اندیشیدن محاکمه می‌کنند. این نوع برخورد با یک جوان یادآور انکیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است.»
Khosro Golesorkhi

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (35%)
4 stars
2 (10%)
3 stars
5 (25%)
2 stars
4 (20%)
1 star
2 (10%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
June 9, 2009
بعضي از نويسندگان و معترضان اين مرز و بوم اين توفيق را داشته‌اند كه علي‌رغم فرصت كوتاهي كه در زندگي داشته‌اند تبديل به (قهـــرمان) بشوند. در جامعه‌هاي عقب افتاده‌اي هم‌چون ايران كه معمولاً از طريق ركن چهارم دموكراسي(مطبوعات) و قشر دانشگاهي رو به جلو مي‌روند و خود جامعه دچار انفعالي قرن به قرن هستند، با خواندن اين مقاله‌ها و صحبت‌هاي در گوشي، اين افراد تبديل به(قهرمانان ملي)شان مي‌شوند. چرا كه اين گونه جامعه‌ها نيازمند(قهرمان) هستند و وجود قهرمان يا منجي جز آمال و آرزوهاي‌شان است. اين انديشه حتا در بين روشنفكران اين كشور هم ريشه دوانده. هم‌چنان كه آن شعر (فروغ) را از ياد نمي‌بريم
من خواب ديده‌ام كه كه كسي مي‌آيد
كسي كه مثل هيچ كس نيست
و يا در ترانه‌هاي روشنفكري ما هم اين خصيصه به كار مي‌رود. (شهيار قنبري) پدر ترانه‌ي معاصر را با ترانه‌ي معروفش به ياد بياوريد

يك نفر مياد كه من منتظر ديدنشم
يك نفر مياد كه من تشنه‌ي بوييدنشم
مثل يك معجزه اسمش تو كتاب‌ها اومده
تن اون شعر عاشقونه گفتن بلده
خالي دستامونو پر از ترانه مي‌كنه

به هر حال، از مرحوم(خسرو گلسرخي) به جز دو كتاب از مجموعه نقدهاي ايشان «دستي ميان دشنه و دل» و «من در كجاي جهان ايستاده‌ام» كه به همت آقاي (كاوه گوهرين) جمع‌آوري شد و چند قطعه منظوم كه به ضرب و زور بتوان نام شعر را بر آن گذاشت«بيشه‌ي بيدار» چيز ديگري بر جاي نمانده است. اما براي توده‌ي مردم نام (خسرو گلسرخي) با پنج دقيقه سخنراني كه در بيدادگاه نظامي زمان پهلوي بيان كرد، ماندگار شد و شهامتش در دقيقه‌ي نود. و اين مرحوم آبرو و حيثيت خود را از قبال اين پنج دقيقه دارد. رندي و شهامتي كه هر كسي نتوانست طرفي از آن بربندد و ديگران در آن دقيقه‌ي نود به استغفار افتادند
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.