دربارهي نقش و اهميّــتي كه مرحوم (هوشنگ گلشيري) در تاريخ ادبيات داستاني معاصر ايران داشته است سخن بسيار گفته شده و باز هم گفته خواهد شد. به هر حال مرحوم (هوشنگ گلشيري) شخصي بود كه كه ادبيات داستاني معاصر را از هرج و مرجي كه گرفتارش بود تبديل به ساختاري شكل گرفته و منظم كرد. جلسات هفتگي و دورهاي با نويسندههاي مختلف و نويسندگاني كه از اين نشستها تحويل جامعهي ادبي اين كشور شد، و در آخر عمر سردبيري مجلهي (كارنامه) گواهي بر اين مدعاست
متأسفانه (هوشنگ گلشيري) مانند ديگر هم نسلانش همچون (احمد شاملو)، (نصرت رحماني)، (نادرنادرپور)، (سياوش كسرايي) اين شانس را نداشت تا كل آثار مكتوبش را در زمان حياتش به چشم ببيند و اين آثار رنگ چاپ به خود ببيند
مجموعه آثاري كه (انتشارات نويد) در آلمان در سه مجلد به چاپ رسيد گوشهاي از آثار اين نويسندهي بزرگ ايراني را در بر ميگيرد؛ نه تمام آنها. در اين سه جلد اين آثار چاپ شده است
جلـــد اوّل
مجموعه داستان: نمازخانهي كوچك من
داستان بلند: حديث ماهيگير و ديو
رمان: برهي گمشدهي راعي
رمان: كريستين و كيد
رمان: آينههاي در دار
جلـــد دوّم
رمان: شازده احتجاب
رمان: معصوم پنجم يا حديث مرده بر دار كردن آن سوار كه خواهد آمد
مجموعه داستان: مثل هميشه
داستان بلند: جبه خانه
فيلمنامهي: دوازده رخ
جلــد سوّم
رمان: جــن نامه