Jump to ratings and reviews
Rate this book

آهن‌ها و احساس

Rate this book
این دفتر شامل سه شعر به نام های: مرثیه، برای خون و ماتیک و مرغ دریا می‌باشد.
در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه یمنی تهران ضبط و سوزانده می‌شود.

First published January 1, 1951

34 people want to read

About the author

احمد شاملو

195 books1,353 followers

احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، مترجم و از بنیان‏گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛.زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت‏های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می‏زند. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر منثور شناخته می‌شود. شاملو در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین‏ بار در شعر «تا شکوفه‏ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و سبک دیگری را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‏‌هایی شناخته‌شده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شده‌اند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، ‏ مشاور فرهنگی سفارت‏ مجارستان بود.
شاملو در زندگی خانوادگی نیز زندگی پر فراز و نشیبی داشت ابتدا با اشرف الملوک اسلامیه در سال ۱۳۲۶ ازدواج کرد. اشرف الملوک همدم روزهای آغازین فعالیت هنری شاملو بود. ده سال بعد در ۱۳۳۶ که شاملو برای کسی شدن خیز برداشت اشرف را طلاق داد و با طوسی حائری که زنی فرهیخته و زبان دان و ثروتمند بود ازدواج کرد. طوسی کمک زیادی به فرهیخته شدن و مشهور شدن شاملو کرد. با ثروت و فداکاری خود در ترک اعتیاد به احمد کمک کرد و با زبان دانی خود کاری کرد تا شاملو به عنوان مترجم شناخته شود. پنج سالی از این ازدواج گذشت و شاملو طوسی را هم طلاق داد. ابراهیم گلستان مدعی شده این کار با بالا کشیدن خانه و ثروت طوسی حائری همراه بوده است. در سال ۱۳۴۳ شاملو بار دیگری ازدواج کرد، اینبار با آیدا سرکیسیان دختری ارمنی که چهارده سال از او جوانتر بود و تا آخر همدم روزهای پیری شاملو بود. همچنین آیدا به جز پرستاری، به شاملو در نگارش کارهای پژوهشی اش کمک می کرد

همچنین شاملو برخلاف اکثر شاعران ایرانی ارتباط خوبی با سفارت خانه های خارجی داشت. «نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته‏ فرهنگی سفارت آلمان در تهران‏ برای احمد شاملو ترتیب داده‏ شد. احمد شاملو پس از تحمل سال‏ها رنج و بیماری، در تاریخ 2 مرداد 1379 درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده‌است.


Ahmad Shamlou (Persian pronunciation: [æhˈmæd(-e) ʃˈɒːmluː], also known under his pen name A. Bamdad (Persian: ا. بامداد‎)) (December 12, 1925 – July 24, 2000) was a Persian poet, writer, and journalist. Shamlou is arguably the most influential poet of modern Iran. His initial poetry was influenced by and in the tradition of Nima Youshij. Shamlou's poetry is complex, yet his imagery, which contributes significantly to the intensity of his poems, is simple. As the base, he uses the traditional imagery familiar to his Iranian audience through the works of Persian masters like Hafiz and Omar Khayyám. For infrastructure and impact, he uses a kind of everyday imagery in which personified oxymoronic elements are spiked with an unreal combination of the abstract and the concrete thus far unprecedented in Persian poetry, which distressed some of the admirers of more traditional poetry.
Shamlou has translated extensively from French to Persian and his own works are also translated into a number of languages. He has also written a number of plays, edited the works of major classical Persian poets, especially Hafiz. His thirteen-volume Ketab-e Koucheh (The Book of Alley) is a major contribution in understanding the Iranian folklore beliefs and language. He also writes fiction and Screenplays, contributing to children’s literature, and journalism.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (10%)
4 stars
19 (24%)
3 stars
27 (34%)
2 stars
11 (13%)
1 star
14 (17%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Ehsan'Shokraie'.
770 reviews227 followers
May 6, 2020
"بگذار عشق تو
در شعر تو بگرید
بگذار درد من
در شعر من بخندد..''


مفاهیمی قوی,آهنگی زیبا..
Profile Image for Narges Amooei.
266 reviews179 followers
September 20, 2018
چرا انقدر برام سخته بعضی شعرهای نو رو دوست داشته باشم؟ نداشتم دیگه آقا
"بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بمیرد شب
بگذار در سکوت سرآید شب"
.
"بگذار عشقِ تو
در شعر تو بگرید"
Profile Image for Sara Kamjou.
664 reviews539 followers
October 16, 2023
خوب بود دوست داشتم.
--------------------
یادگاری از کتاب:
بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بمیرد شب
بگذار در سکوت سرآید شب.
Profile Image for Mohammad Hanifeh.
336 reviews88 followers
October 25, 2016
بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بميرد شب
بگذار در سکوت سرآيد شب...
Profile Image for Niloufar.
48 reviews9 followers
January 4, 2018

مرغ دريا

خاموش باش، مرغکِ دريايي!
بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بميرد شب
بگذار در سکوت سرآيد شب.

بگذار در سکوت به گوش آيد
در نورِ رنگ‌رفته و سردِ ماه
فريادهاي ذلّه‌ي محبوسان
از محبسِ سياه…

خاموش باش، مرغ! دمي بگذار
امواجِ سرگران ‌شده بر آب،
کاين خفتگان مُرده، مگر روزي
فريادِشان برآورد از خواب.

خاموش باش، مرغکِ دريايي!
بگذار در سکوت بماند شب
بگذار در سکوت بجنبد موج
شايد که در سکوت سرآيد تب!

خاموش شو، خموش! که در ظلمت
اجساد رفته‌رفته به جان آيند
وندر سکوتِ مدهشِ زشتِ شوم
کم‌کم ز رنج‌ها به زبان آيند.

بگذار تا ز نورِ سياهِ شب
شمشيرهاي آخته ندرخشد.
خاموش شو! که در دلِ خاموشي
آوازشان سرور به دل بخشد.

خاموش باش، مرغکِ دريايي!
بگذار در سکوت بجنبد مرگ…


براي خون و ماتيک


بگذار عشقِ تو
در شعرِ تو بگرید…

بگذار دردِ من
در شعرِ من بخندد…
_____

ليکن من
اين حرام،
اين ظلم زاده
عمر به ظلمت نهاده
اين برده ازسياهي و غم نام
فرمان به پاره کردن
اين تومار مي دهم!
گوري ز شعر خويش
کندن خواهم
وين مسخره خدا را
با سر درون آن
فکندن خواهم
و ريخت خواهمش به سر
خاکستر سياه فراموشي


بگذار شعرِ ما و تو
باشد
تصویرکارِ چهره‌ی پایان‌پذیرها:
تصویرکارِ سُرخی‌ لب‌های دختران
تصویرکارِ سُرخی‌ زخمِ برادران!
و نیز شعرِ من
یک‌بار لااقل
تصویرکارِ واقعی چهره‌ی شما
دلقکان
دریوزه‌گان
«شاعران!»

Profile Image for Kamrani Adnan.
92 reviews24 followers
February 19, 2017
آهنگِ شب به گوشِ من آید؛ لیک
در ظلمتِ عبوسِ لطیفِ شب
من درپیِ نوای گُمی هستم...
Profile Image for morteza.
14 reviews2 followers
May 21, 2018
لیکن ز چشم نفرتشان پیداست
از نغمه هایشان غم وکین ریزد
رقص و نشاطشان همه در خاطر
جای طری عذاب برانگیزد

باچهره های گریان می خندند
وین خنده های شکلک نابینا
برچهره های ماتم شان نقش است
برچهره های جذامی وحشت زا

خندندمسخ گشته وگیج ومنگ
مانند مادری که به امرخان
برنعش چاک چاک پسرخندد
ساید ولی به دندان ها دندان
Profile Image for Nirvana.
59 reviews
December 13, 2017
کلام قوی شاملو حتی در این اولین اشعارش نمایانه. صراحت کلامش که حرف در لفافه رو کنار گذاشته و به شاعران سنتی اینطور می‌تازه:

گوري ز شعر خویش
کندن خواهم
وین مسخره خدا را
با سر
درون آن
فکندن خواهم
و ریخت خواهم اش به سر
خاکستر سیاه فراموشی...


مرثیه‌ی دردناک شاملو برای کارگر اعدامی (غنچه) هم دردناک و تاثیرگذار بود...

و از عنچه‌ی او خورشیدی شکفت
تا
طلوع نکرده
بخُسبد
101 reviews
November 21, 2025
#آهن‌ها_و_احساس، #احمد_شاملو_(الف_-_بامداد)

این کتاب شامل دو شعر از "احمد شاملو"ست که باز هم به نظرم شعرهای قوی و قابل توجهی نبودند. چیزی که من در اکثر اشعار شاملو می‌بینم تلاش شاعر برای گردآوری کلماتی نامانوس در کنار هم است. امتیاز: ۰ از ۱۰.
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,032 reviews94 followers
July 1, 2025
بگذار عشقِ تو
در شعرِ تو بگرید…


بگذار دردِ من
در شعرِ من بخندد…


بگذار سُرخ خواهرِ همزادِ زخم‌ها و لبان باد!
زیرا لبانِ سُرخ، سرانجام
پوسیده خواهد آمد چون زخم‌هایِ سُرخ
وین زخم‌های سُرخ، سرانجام
افسرده خواهد آمد چونان لبانِ سُرخ؛
وندر لجاجِ ظلمتِ این تابوت
تابد به ناگزیر درخشان و تابناک
چشمانِ زنده‌یی
چون زُهره‌یی به تارکِ تاریکِ گرگ و میش
چون گرم‌ْساز امیدی در نغمه‌های من!
Profile Image for Fateme.
39 reviews16 followers
September 24, 2021
بگذار عشق تو در شعر تو بگرید
بگذار درد من در شعر من بخندد :)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.