What do you think?
Rate this book


64 pages, Paperback
First published January 1, 1974
در این راه طولانی که صوفیان در پیش داشتند، سالها عمر طی می شد، حالها دست می داد، جامه ها دریده و رازها گفته و شنیده می شد.مشایخ این قوم مریدان و سالکان را عمری تحت تعلیم می گرفتند و به ریاضت و تفکر وا می داشتند و در مجالسی که با آنها داشتند مطالب گوناگونی را که وسیله ی ترویح خاطر یا دست آویز تشحیذ ذهن باشد مطرح می کردند. اما کتاب نداشتند و به پیروان خود اجازه کتاب خوانی نمی دادند . می گفتند:
بشوی اوراق اگر هم درس مایی ........ که علم عشق در دفتر نباشد
علم ظاهر و آنچه را که علوم قال می خواندند بر آستانه خانقاه سه طلاق می گفتند. از کسر المحابر و خرق الدفاتر به نسیان العلوم می رسیدند زیرا آن علمها آنها را از آنها نمی ستاند و من و ما را از منی و مایی رهایی نمی داد بلکه برعکس این علوم قال سرمایه ی قیل و قال و دروازه ی شهر خودپرستی و خودفروشی بود در صورتیکه سرمایه کار صوفیان رهایی از خود ، فراموش کردن خود، محو شدن در جلوات حق و دوستداری حق در همه ی جلوه های وجودی اوست.