رمانی فانتزی پیرآهنی بر آب در روزگاری كه خشكی به هستی مردم زده و آنها در آرزوی آب هستند روایت میشود. روایت بخشی از زندگی «پری» كه همراه با مادرش زندگی میكند و ناخواسته وارد ماجراهایی عجیب میشود و دنیایی كه برایش غریب است. پری با آدمهای تازه آشنا و مجبور میشود خانهای مختلفی را پشت سر بگذارد و به سمت سرنوشت نامعلومش برود.
معمولاً آنچه از رمان فانتزی در ذهن داریم، رمانهای خارجی است با قصهها و رویدادهایی كه اغلب غربی محسوب میشوند. اما پیراهنی بر آب مملو از باورها، آداب، قصهها و شخصیتهایی برگرفته از فضای ایرانی است. گرچه مخاطب با رمانی به سبك امروزی مواجه است اما با پیشرفت داستان به گذشتههای دور خود پیوند میخورد.
خواننده در این رمان بارها با صحنههای خارقالعاده غافلگیر میشود و هرچه به انتهای رمان نزدیكتر شود، شگفتی داستان هم بیشتر خواهد شد.
پیراهنی بر آب ما را با شهری زیرزمینی و موجودات خیالی و باستانی ایرانی چون هوبره آتشین بال، موسیقار، درخت تیغال و ... رو به رو میکند و ما را به درون تخیل ناب ایرانی میبرد.
کتاب خوبی بود، و البته میتونست خیلی بهتر از این باشه دنیایی که کتاب دست به روایتش می زنه، دنیای پیچیده و جذابیه. دنیایی که توی اون آدمهای امروز و اینجا رو میبینیم که با مشکلی که متعلق به آینده است دستوپنجه نرم میکنن و در عین حال با گذشته ارتباط محکمی میگیرن. مزیت بزرگ این کتاب، اینه که برای ارتباط دادن این سه عنصر دست به ابتکارات اتفاقی نمی زنه. این سه محور کاملا به هم مرتبط هستن و در یک زمان جریان دارن. این طور شاید باید بگم که سفری در زمان قرار نیست رخ بده. این موضوع برای من اهمیت ویژهای داره چرا که قدرت دنیاسازی نویسنده رو نشون میده و باید توی این مورد بهشون تبریک گفت. اما مشکل اساسی کتاب، توضیح و پرداخت بیشازحد اتفاقات روزمره و سادهی داستانه. خیلی بافت روایی داستان شبیه به بافت رمانهای عاشقانه است که گاها هزار صفحه هم می شن و توش مدام باید از لباس عوض کردن دختر داستان و چیزای اینطوری بشنوید. شخصا این رو برای داستانی که حادثه محوره مناسب نمی دونم. خواننده یک جایی خسته میشه، مگر اینکه نویسنده تدابیر ویژهای برای ماجرا چیده باشه که توی کتاب خبری از اونها نیست و همین قضیه ریتم داستان رو دچار اختلال میکنه.. به هر حال کتاب داستان جالبی رو روایت میکنه و دنیای عمیق و درستی رو نشون می ده. چیزی که خیلی کم توی رمانهای ژانر تالیفی تا حالا دیدم. از طرفی ارتباط درست و عمیقی که با اسطورهها و رسومات ایرانی برقرار میکنه ارزش اون رو چندین برابر میکنه/ فقط اینکه میشد دست کم شصت صفحه از کتاب کم کرد و به کتابی مختصرتر و مفیدتر رسید.
اخیرا دو کتاب ژانر از بانوان نویسنده ایرانی مطالعه کردم یکی از خانم ضحی کاظمی و دیگری همین کتاب از خانم باقری، اولین دلیلی که من کتاب رو دست گرفتم ابتدای کتاب بود که به صورت نمونه مطالعه کردم و فضایی که مرا گرفت ترسیمی از فضای خشک بی آبی، حس و حال افراد... پایان کتاب شاید کمی برایم غمگین بود اما تبریک می گویم به خانم باقری به خاطر این اثر، با این حال دوست داشتم فضاسازی ها ، معرفی شخصیت ها بیشتر باشد گاهی در میانه های کتاب فکر می کردم نویسنده فقط برای خودش نوشته است چون برخی موارد خیلی سریع رد شده است.برخی از اصطلاحات معماری نیاز به توضیح بیشتر داشت دوست داشتم شهر زیرزمینی بیشتر توصیف می شد حتی شخصیت پیر ها، و یا دیگر شخصیت ها شاید حتی کتاب قطور تر می شد این سلیقه ای است چرا که من جزئیات را دوست دارم. خواندن این کتاب را به علاقمندان ژانرخوان توصیه می کنم