زنان یونان باستان شصتمین کتاب از مجموعه تاریخ جهان است که خواننده را با رفتارهای سلطهجویانه بیشتر مردان یونانی با زنان این سرزمین آشنا میکند. در واقع در سراسر تاریخ باستان، زنان یونانی از اندک حقوق مدنی برخوردار بودند و جالبتر اینکه تقریباً همه مردان و بیشتر زنان، این وضعیت را به عنوان امری طبیعی پذیرفته بودند. اما باید گفت از دیدگاه امروز چنین امری بیتردید غیرطبیعی و ناعادلانه مینماید و شایسته جامعهای چون جامعه یونان نیست که از بسیاری جهات و به شکلی نامعمول نسبت به عصر خود پیشرفته و روشنبین بود. آنچه نظریه برابری حقوق زن و مرد را به طور خاص محل بحث و جدل قرار داده است، فقدان مطالعهای تاریخی درباره این موضوع است. در سراسر تاریخ و در همه جوامع باستانی مانند مصر و یونان و در بیشتر جوامع، گروهها و مذاهب عصر میانه، به طور طبیعی زنان را فرمانبردار و زیردست مردان میدانستند. اغلب نوشتهها یا نقل قولهایی که در کتاب مقدس یا آثار چهرههای دینی معروف مانند پولس قدیس یا آگوستین مقدس آمده، حاکی از این عقیده است که خداوند مرد را به عنوان مظهری از وجود خود، و زن را به عنوان خدمتگزار و فرمانبردار او آفریده است. اما گهگاه زنان پرتوان و برجستهای چون ایزابل ملکه اسپانیا، ملکه ژان پادشاه فرانسه و الیزابت اول ملکه انگلستان بودند که شکوه و عظمت خاصی یافتند.
Don Nardo (born February 22, 1947) is an American historian, composer, and writer. With close to four hundred and fifty published books, he is one of the most prolific authors in the United States, and one of the country's foremost writers of historical works for children and teens.
3.5⭐️/خوانش صوتی/ اطلاعات تاریخی خوبی میداد و اون قسمتهایی که درمورد نمایشنامههای یونانی صحبت میکرد رو دوست داشتم چون حرفهای استادهامونو تکمیل کرد، چیزهایی که گفته نشده بود و در حاشیه بود. در کل پیشنهاد میدم بخونید/بشنویدش یکم گوینده شبیه اخبار میگه اما غیر قابل تمرکز کردن نیست و ارزششو داره🦋
روایت زنان در یونان باستان روایت آشنای محدودیت و انقیاد است،مردان که گویی میخواستند نبض زندگی جهان را در دست داشته باشند با وضع سنت و عرف بر گردن زنان پا نهادند تا چند صباحی بالاتر ایستند..تبعیض جنسیت معرف ترین وجه انسان است که اشرف مخلوقات پنداشتنش را تبدیل به وهم و خیال می سازد،جنسیت قوی ترین پیوند زننده بشر به تکامل است،تکاملی که نیاز به مندل و داروین برای اثباتش نیست..تبعیض جنسیتی قدمت تاریخی دارد..در ریشه ها و علل آن بسیار می توان سخن گفت،به هر شکل اما مادون انسان پنداشتن یک جنس هرگز نمی تواند درست باشد.. جایگاه اسارت زنان در تاریخ هوشمندانه طراحی شده..همانند قفسی که قفل هایی سنگین و آهنین از جنس دین..از جنس عرف و سنت بر در آن بسته اند..تا که پرنده درونش هرگز طعم آزادی را نچشد..پرنده ای که آنچنان قفل ها بر او سنگینی می کنند که دیگر حتی دورنمای آزادی را نمیبیند.. بسیاری از جهان به قفس خود قانع شدند..در آن زندگی کردند،رنج کشیدند و در آن از جهان رخت بربستند.. این کلمات برای زندگی های گذشته ست، میلیون ها نفری که نصیبشان از زندگی تنها آنچه بود که دیگران برایشان کافی دانستند..انسان هایی که انسانی زندگی نکردند..
شرحی از زندگی زنان در قدیمی ترین دموکراسی جهان. در این کتاب می خوانیم که چطور قوانین ضد زن در جهان باستان ترویج داشته است و چطور زنان در مقابل این محدودیت ها واکنش نشان داده اند. با این حال چنان که می خوانیم در آثار و تفکر چندی از یونانیان برخی زنان برای قابلیت هایشان مورد تمجید قرار گرفته اند. کتاب همچنین در به تصویر کشیدن زندگی روزمره ی زنان در دنیای باستان موفق است. در کل خواندن کتاب خالی از لطف نیست و اطلاعات جالبی را عرضه می کند.
از نکات جالب در مورد جایگاه زنان در یوان باستان این هست که موقعیت ایشان در یک شهری همچون اسپارت با ساختار نظامی و الیگارشی (به معنای حکومت چند نفر از اشراف بر دیگر گروه های جامعه) به مراتب از مقعیت زنان در شهری همچون آتن که ساختاری دموکرراتیک داشت بهتر بوده است. زنان آتنی در مقایسه با زنان اسپارتی از آزادی بسار کمتری برخوردار بوده اند.
چنین کتابی رو باید در دورانی که کودکی سیزده ساله بودم میخوندم نه الان که بخواهم .. واه. به هر روی، زندگی همین شکلی است. آدم همه اش فکر میکند که دارد چه غلطی میکند. راستش مدتها بود از این چیزهای باستانی نخوانده بودم. این که هر خط کتاب توضیح داده بود که چطور به این نتیجه رسیده و از کجا به این مفهوم رسیده اند واقعا زیبا بود. مثلا نمایشنامههای فلان کس و فلان چیز. تازه هر خط هم تاکید کرده بود که ممکن است اینطوری که میگوییم نباشد ولی از این شواهد اینطور بر می آید. در یک جایی از کتاب که در خصوص نظام حقوق زن در میان اسپارتها گفته شده بود، شباهت عجیبی یافتم بین قوانین اسلام و قوانین اسپارت. یعنی از آن حق ارث نصف تا مثلا این که به عنوان آدمی که مردان را به دنیا آورده محترم شمرده میشدند و میتوانستند به ورزش بپردازند و این چیزها. در مقایسه با آتن، وضع اسپارت قطعا بهتر بوده ولی خب آن هم باز مزخرف بوده و نمیشد گفت خب خدا را شاکریم که حداقل در یک جای دنیا اوضاع درست بوده. هرچند که آن یارو تاریخ نویسی که الان اسمش خاطرم نیست از آزادی بیش از حد زنان اسپارت گله کرده بود. عجب. بحث دیگر هم اینکه برایم عجیب بود که چرا اینقدر ذهنشان درگیر سکس بود؟ الله اکبر. مثل علمای ما که در هر رساله شان میزان زیادی به احکام روابط جنسی در حالات مختلف پرداخته اند. انگار چه عمل عجیبی بوده. البته الان هم عجیب است. خب. موضوع بعدی که باید خودم را با خواندن در موردش جرواجر کنم پیدا شد. مبارک باشد.
ظاهرا فرقی نمیکند ۲۵۰۰ سال پیش در آتن، مهد دموکراسی و تمدن، یک زن به دنیا آمده باشی، یا در قرن بیست و یکم در کشوری اسلامی؛ به صرف زن بودن، جنس دوم هستی و محکوم به سرکوب و تبعیض و تحقیر!