"I wish this book had been available to me in my salad days, that I had read it before immersing myself in the entire trilogy. That is now what I will say to those potential students of the philosophy of love and sex who ask me where they should start. First this book, then The Nature of Love." —Alan Soble, From the Foreword
In 1984, Irving Singer published the first volume of what would become a classic and much acclaimed trilogy on love. Trained as an analytical philosopher, Singer first approached his subject with the tools of current philosophical methodology. Dissatisfied by the initial results (finding the chapters he had written "just dreary and unproductive of anything"), he turned to the history of ideas in philosophy and the arts for inspiration. He discovered an immensity of speculation and artistic practice that reached wholly beyond the parameters he had been trained to consider truly philosophical. In his three-volume work The Nature of Love, Singer tried to make sense of this historical progression within a framework that reflected his precise distinction-making and analytical background. In this new book, he maps the trajectory of his thinking on love.
It is a "partial" summing-up of a lifework: partial because it expresses the author's still unfolding views, because it is a recapitulation of many published pages, because love—like any subject of that magnitude—resists a neatly comprehensive, all-inclusive formulation. Adopting an informal, even conversational, tone, Singer discusses, among other topics, the history of romantic love, the Platonic ideal, courtly and nineteenth-century Romantic love; the nature of passion; the concept of merging (and his critique of it); ideas about love in Freud, Schopenhauer, Nietzsche, Dewey, Santayana, Sartre, and other writers; and love in relation to democracy, existentialism, creativity, and the possible future of scientific investigation.
Singer's writing on love embodies what he has learned as a contemporary philosopher, studying other authors in the field and "trying to get a little further." This book continues his trailblazing explorations.
فلسفه عشق یه کتاب کوتاهه که توی اون اروینگ سینگر میاد و با یه سیر تاریخی یه سری مطالب راجع مفهوم عشق رو بیان میکنه. از افلاطون تا شوپنهاور و نیچه و دیویی. این کتاب یه جورایی صرفا یه خلاصهس. خلاصهای که نویسنده از وسط مصاحبههاش کشیده بیرون و توی این کتاب آورده و در نتیجه اونقدرها انسجام درستی بین مطالب وجود نداره و از طرف دیگه خیلی میزنه به جاده خاکی و منم اونقدرا دوستش نداشتم و طبعا پیشنهادش هم نمیکنم.
عالی بود.میتونم بگم از تمام مباحثش لذت بردم.خیلی گفتار تمیز و سادهای داشت و معقولهی عشق و شهود و شهوت رو از جهتهای مختلف تعریف کرده بود.در کل سینگر فیلسوفیه که میتونم با تمام حرفاش موافق باشم چون همه چیز رو در تعادل نگه میداره.این دقیقا نقد همیشگی من از فلسفه ها و فیلسوفها بوده:با هیچکدوم "کاملا" موافق نیستم بلکه یچیزی اون وسطش،ترکیبی از هر دو قطب رو درست میدونم.و سینگر دقیقا همین ترتیب رو تو این کتاب داشت.
فقط شاید توقع داشتم کتاب پرمحتوا تری باشه.همش داشت میگفت "تو فلان کتابم اینو گفتم تو فلان یکی کتابم این مسئله رو باز تر کردم" درحالی که من میخواستم به جای این اشاره ها تا اونجا که میتونه اطلاعات رو تو این کتابی که به اصطلاح برای عامهی مردم نوشته بود جمع بندی کنه.و همینکارم کرده بود ولی میتونست بهتر باشه.برای همین سه ستارهای میبینمش مگرنه خوندنش تجربهی خوب و مفیدی بود✨
نه آنکه سطر به درد بخور یا تامل برانگیزی ننوشته باشد اما کلیت اثر نه آنقدر تامل برانگیز بود، نه موشکافانه. در واقع بیشتر به زندگی نامه خودنوشتی در زمینه فعالیتهای پیشین نویسنده میمانست، نوعی مقدمه بر دیگر آثار. خواندنش ضرورتی ندارد و با نخواندنش چیزی از دست نمیرود. در نگاه اول، جدا از جذابیت همیشگی موضوع، نشان نشر نو و نام میثم محمدامینی جذبم کردند و خب، باید اعتراف کنم که نشر خوب و مترجم خوب هم گاهی اثری متوسط یا حتا بد تولید ارائه میکنند.
من سواد و تخصص خاصی در فلسفه ندارم و رشتهی آکادمیکم نیست. فقط علاقهمند به این حوزه هستم. این کتاب اطلاعات زیاد و خوبی تونست بهم بده و به طور کلی برام مفید بود. مخصوصاً از این جهت که ضمن ذکر نوع نگاه افلاطون، شوپنهاور (شوپنهائر)، نیچه و فروید و غیره به عشق، دیدگاهشون رو نقد و بررسی میکرد و نظرشو راجعبهشون میگفت. علاوهبر این تأثیر مکاتب مختلف مثل رمانتیسم و اگزیستانسیالیسم رو هم مورد توجه قرار میده. این کتاب به نوعی پیشدرآمد سهگانهی سینگر راجعبه ماهیت عشق هست. که هنوز جویا نشدم که ببینم ترجمه شده یا نه. ترجمهی این کتاب به نسبت خوب و روان بود.
This entire review has been hidden because of spoilers.
کتاب فلسفی مثل کتاب درسیه برام، نمیدونم چ اصراریه میخوام منعطف باشم و بخونم ! شاید بهتر باشه بیشتر دیگه موضوعاتی ک دوس دارمو دنبال کنم و تمرکزمو بذارم رو اونا، شایدم دم عیدی خوندمش تمرکز درست نداشتم و یه دور دیگه بخونم بیشتر کیف کنم. در واقع هم فهمیدمش هم نفهمیدم:):
کتاب خوبی نبود. بیشتر تبلیغی بود که خودِ نویسنده از کتاب های قبلیِ خود کرده بود. بررسیِ ایده ها و آراءِ مربوط با عشق بسیار سطحی و غیر قابل قبول بود. عدمِ انسجام مطالب، پراکنده گویی و تبلیغ، تبلیغ، تبلیغ، کتاب را از رمق انداخته.
اگر کارهای قبلی نویسنده رو نخوندین اصلا طرف این کتاب نیاین چون نگاهی کاملا گذرا به افکار شخصی نویسنده و تاریخچه عشق هست و مطلب کاربردی نداره. میتونست خیلی قوی تر باشه این کتاب
انگار این کتاب نوشته شده بود که تبلیغی باشه برای کتاب های چندگانه نویسنده که قبلا چاپ کرده. همه چیز به طور خلاصه و به درد نخور ذکر شده و چندان ارزش خوندن نداره.
«به این نکته هیچ توجهی نمیشود که عشق هرگز تماماً توهم و فریب نیست. رابطهای که عشق در آن هست، به همان اندازه خلاقانه نیز هست. اگر نقاش به بوم بنگرد و بگوید فلان و بهمان رنگ در کنار هم خوب خواهند بود، آنگاه هیچ توهمی در این باور او وجود ندارد. همین قضیه در مورد مناسبات جنسی یا عاشقانهی انسان نیز صادق است. تاکید بر ارزش بخشی و خلاقیت در عشق ما را از این تصور بدبینانه فراتر میبرد که مدعی است عشق زیانآور و ذاتا ناقص است.» فلسفه عشق اروینگ سینگر
این کتاب نه جستار فلسفی بود، و نه مثل چیزی که از فهرستش به نظر میاد، شرحی از اندیشه ها در مورد عشق. در واقع همونطور که تو مقدمه اش گفته شده بود شبیه یه گفتگوی رادیویی یا گزارش خودنوشت بر کتاب ها و کار های دیگهی نویسنده است که وسطاش یه نیمچه بحث هایی هم داشت ولی به دلیل پراکنده گویی بیش از حد امکان برداشت مفاهیم معین وجود نداشت. تازه به شکل زشتی تا به قسمت های مهم بحث که میخاست برسه به کتاب های دیگهی خودش ارجاع داده میشدی 😂
با این وضعیت چون موضع نهایی نویسنده نوعی رویکرد کثرت باورانه و تجربه محور درباره مفهوم عشق بود (که تازه استدلال های خاصی هم برای این موضع خودش نیاورده) در نهایت میتونه تا حد ایده گرفتن یا شنیدن دیدگاه های متفاوت مفید باشه
در مجموع که ارزش خوندن نداشت ولی اگر این خبط رو کردید تا صفحه ۶۰ تحمل کنید، چون بعدش شرحی که از تفاوت دیدگاه نیچه و شوپنهاور و بعد فروید میگه بد نبود. اگرم نمیخونید من چنتا نکتهی جالب که میشد از وسط حرفاش بیرون کشید رو میگم:
۱. نویسنده میگفت که تحلیل فروید از عشق خصوصا در مشکلاتی که برای مراجعینش ایجاد میکرد این بود که عشق رو نوعی ارزیابی خطا میدونست یعنی دست بالاگرفتن یک شخص یا ویژگی های اون و ایجاد نوعی اشتیاق و هیجان برای وصال. بعد هم که عاشق با واقعیت ها مواجه میشه درگیر تعارض میشه موضع نویسنده اینه که ما بجز ارزیابی، در حال ارزش بخشی هم هستیم، که این کار چیزی فراتر از اون خودخواهی صرف عه که از نظر فروید در ارزیابی غلط وجود داره؛ یعنی درواقع به شکلی اگزیستانسیالیستی ارزش هایی رو مورد فرد مقابل یا در رابطه ایجاد میکنیم که شکلی از معنا بخشی به زندگی عه در این نگاه، عاشق نوعی هنرمنده که با خلاقیت خودش به واقعیت شکل میده و به پیش میره. از این منظر همونطور که نویسنده بعدا اشاراتی مختصر و ناکافی میکنه، خلاقیت و زیباشناسی رو اجزای مهمی از عشق میدونه.
شاید مهمترین آموزه کتاب (البته اگر موافق باشید):
«به این نکته هیچ توجهی نمیشود که عشق هرگز تماماً توهم و فریب نیست. رابطهای که عشق در آن هست، به همان اندازه خلاقانه نیز هست. اگر نقاش به بوم بنگرد و بگوید فلان و بهمان رنگ در کنار هم خوب خواهند بود، آنگاه هیچ توهمی در این باور او وجود ندارد. همین قضیه در مورد مناسبات جنسی یا عاشقانهی انسان نیز صادق است. تاکید بر ارزش بخشی و خلاقیت در عشق ما را از این تصور بدبینانه فراتر میبرد که مدعی است عشق زیانآور و ذاتا ناقص است.»
۲. عشق به معنای «یکی شدن» عاشق و معشوق فقط یک خیال ناممکنه و با وجود انسانی تناقض داره: «مردان و زنان بر اثر میل به یکی شدن -و این احساسی است که برای برخی افراد جذابیت بسیار دارد- وجود خود را از جهتی وارونه و غیرواقعی جلوه میدهند. همین بهتنهایی این تردید را توجیه میکند که عشق هرگز بتواند به یکی شدنِ واقعی بینجامد. نوعی رمانتیسم هست که میگوید در وجود هرکس عطشی برای رسیدن به چنین وحدتی وجود دارد. من بدون اینکه کثرت اینگونه احساسها را منکر شوم، ادعا میکنم که دلایل خوبی وجود ندارد که بخواهیم تصور کنیم همین عطش ویژگی مشخصهٔ همهٔ شکلهای دلبستگی رمانتیک است، و اطمینان دارم که در هیچ نمونهٔ واقعیای از رابطهٔ عاشقانه، این عطش سیراب نمیشود.»
۳. تفاوت دیدگاه شوپنهاور و نیچه هم بحث خوبی بود: به گفته نویسنده شوپنهاور عشق رو به معنی رابطه جنسی میدونه و اون رو ترفند طبیعت و «اراده» برای حفظ نسل میدونه. دیدگاه اخلاقی شوپنهاور اما اینه که رستگاری انسان در مخالفت کردن با خواست اراده است چرا که اراده فینفسه ستمگر و فاقد ارزشه. اما به زعم نویسنده فلسفه نیچه با شروعی مشابه به راهحلی برعکس میرسه که راهحلش اتفاقا، بله! گفتن به اراده است و تسلط به اراده با پذیرش اون در نهایت پیامد این دو دیدگاه بر انواع رابطه و ازدواج و عشق رو به شکل ناقصی بحث میکنه ولی خب نظر کلی شوپنهاور به ازدواج و تاثیر فریب «اراده» در ایجادش مثبته
۴. این که پای هیوم رو هم به این کتاب باز کرد جذاب بود: «تحلیل هیوم از عشق جنسی سه بخش دارد که گاهی میتوان آنها را با هم یکی کرد تمنای جنسی عشق به زیبایی در شخصی دیگر و گرایشی مهربانانه به آن مرد یا زن ... این شرایط در روابط عاشقانه پرشور و شوقِ خارج از چهارچوب ازدواج نیز ممکن است برآورده شود. اما هیوم هم میگوید که ازدواج میتواند چیز دیگری عرضه کند. ازدواج میتواند خانواده را به عنوان واحدی از جامعه پدید آورد، میتواند از جانب کسی که شریک زندگی شما است و اکنون با خانواده شما پیمان اتحاد بسته آرامش بسیاری نصیبتان سازد. با این شخص دیگر شما منافع اجتماعی مشترکی دارید که برای هر دوی شما مهم است. هیچ یک از این چیزها ربط مستقیمی به انگیزه جنسی ندارد.» «هیوم میگوید میتوانید بین این دو شکل از عشق دست به انتخاب بزنید. رابطه مطلقا جنسی (پر فراز و نشیب)، یا ازدواج مهرآمیز (با فرض وجود هماهنگی راستین) در نهایت هیوم نتیجه میگیرد که عشق و شادکامی یک ازدواج خوب اساساً متفاوت از آن چیزی است که در عاشق شدن یا حتی هر نوع عشق جسمانی وجود دارد.»
۵. فقط اشاره ای در مورد عشق به معنای شفقت (در نگاه کانت؛ متفاوت از ترحم)
. . . "چنان که بارها تکرار کرده ام، تصور نمیکنم که در مورد این مقولات فکری عظیم ارائه تعریف دقیق یا راهحل جامع امکان پذیر باشد. ماهیت عشق، محبت، دوستی ، رابطه جنسی و تمام روابط دیگری که انسانها ارزش بالایی برایشان قائل اند، بستری باز و وسیع دارد. در زمینه این مسائل ابهامات عمده ای وجود دارد و فیلسوفان میتوانند و باید به آنها بپردازند. اما ابلهانه است که تصور کنیم هر تحلیل یا توصیف ارزشمندی را میتوان در قالب صورت بندی های دقیق و به خصوص صورت بندی هایی که شرایط لازم و کافی را پیش فرض می گیرند بیان کرد."
. . اروینگ سینگر، استاد فلسفه دانشگاه ام آی تی امریکا، در کتاب فلسفه عشق به سیر مختصر و مفیدی به تحول معنا شناختی مفهوم عشق و شکل گیری برداشت ما از آن، و جنبه های گوناگون عشق میپردازد. او که در کتابی سه جلدی به صورت مبسوط به بیان تخیل و عشق و اشتیاق و کشش جنسی پرداخته است، در این کتاب، سعی در جمع بندی و کلی نگری به مفاهیم فکری خود داشته و تاریخ نگرش به عشق را از افلاطون و #ضیافت آغاز و سپس در دوره ادیان مسیحیت و اسلام، شکل گیری تفکر پیشا رمانتیکی( یکی شدن عاشق و معشوق)، رمانتیک ها و سپس پسارمانتیک و در نهایت تفکر مدرن و دموکراتیک به بوته نقد میگذارد. او در این مسیر از فلاسفه ای همچو نیچه و شوپنهاور، مونتنی و حتی نویسندگانی همچو شکسپیر و استاندال و پروست مدد میجوید و به آرای مارکس و سارتر نیز رجوع میکند؛ هرچند که در این نوشتار به سوی سطحی نگری نرفته و از سویی زبان او ساده و گویاست. وی مفاهیمی همچو: دوگانه باوری فروید، عشق رمانتیک شکسپیر، بدبینی سارتر به مفهوم متضاد عشق و حفظ استقلال فردی و دیگر مفاهیم را به نقد و بررسی میرساند. او فیلسوفی روشن نگر است و قصدی برای القای تفکرات خود و یا جهت دهی تعمدی به اندیشه دیگر متفکران نداشته و تنها "تبیین" اندیشه برایش ارزشمند است. سینگر به معنای واقع، روشنفکر و فیلسوف بوده و علاقه مند به پژوهش بین رشته ای فلسفه و علوم انسانگراست. او در این کتاب مفاهیم بسیاری را بیان میکند، که شاید مهم ترین آن ها اهمیت و لزوم تفکر به معنا و نگرش تک تک ما به مفهوم "عشق" باشد؛ الزامی که برای زیستن وجود دارد. حال حتی اگر عشق متکثر شده و نه فقط به جنس مخالف مان، بلکه جزئی از وجودمان باشد.
Singer is one of the founders of the specialization in philosophy of love and friendship and produced some of the crucial collections and commentaries in the field. This is a very broad introduction into some themes in the philosophy of love, as well as mention of Singer's own conceptual contributions. It reads very quickly but leaves one wanting more in depth discussion in some areas.
It's a great summation of Prof. Singer's voluminous works on the philosophy of love. I got a sense of the scope explored in his Love's trilogy. Many of my ruminations on the nature of love coincides with his ideas, but overall I feel that in the end it was not radical enough of a concept.
Who is this book for? The title sure does not fool: it is a "summing-up" of Irving Singer's trilogy -or hexalogy- of books about the (history of) philosophy of love. But at times it tries to be an introduction, trying to stablish the core ideological and metodological principles of his work; at other times, it works as an epilogue, working as a subjective reflection of the different processes, struggles and contradictions he went through the writing of his works, so it assumes that the reader has thoroughly read all of the big, mighty volumes that precede this book... The problem is that it does not achieve any of the two approaches: the information is scrambled, sometimes half-cooked and assumed rather than explained, and the references to his previous work are rather scarce and general. Sure there are interesting ideas, but I don't think anyone from the general public or the scholarly world would benefit much from reading this book, which is a shame, because the author dedication to the subject would have deserved a better companion book (why not make a general overview of the overarching ideas of the books and then talk about the writing process in around 300 pages?) I think such a complex issue like the philosophy of love, and affective studies in general, deserve better divulgative materials, which are not scared of the difficult equillibrium between complexity and clarity -this one does not achieve either, I'm afraid.
I hoped this book would give me an introduction to the history of ideas about love. Instead, the book feels more like Irvin Singer, the author of this book, talking about his own books about love for nearly 125 pages. This work contains a number of interesting thoughts - such as Singer's claim that romantic love as it is commonly understood today, is in fact not a 19th century invention - but consistently does not explore these at all.
If anything, this book demonstrates that analytic philosophy has no future. If an analytic philosopher can write a book about one of the most important topics of them all - love - and say almost nothing interesting or memorable about the subject, then this surely shows that the analytical focus on conceptual clarification rather than on reflection on how to live, is not only very boring but also a waste of our precious time.
If anyone can recommend me a better introduction on the philosophy of love and/or the history of ideas on love, I would be delighted to hear that. Feel free to post one in the comments to this review.
I had no idea who the writer was when I randomly picked up this book. Seems like a really interesting guy who talked a lot about film, Mozart and love of course. Different types of love and how they evolved through philosophy over time are discussed. Goes over Schopenhauer, Nietzsche and Freud a lot.
A simplified summary of Singer's book trilogy on love as value, commitment and attachment. If you have read the book trilogy this book is extremely over-simplified. If not maybe it's a good simple read. For me, it's didn't say enough, but I have absorbed the book trilogy.
3.3 star 4 star خوانش دوم نویسنده از محققین برجسته در حوزه فلسفه عشق است در این اثر به بررسی تبیین های مختلف می پردازد شوپنهاور: عشق فریب طبیعت است برای بقاء خودش زیرا تولید مثل منجر به پایداری طبیعت است کانت: عشق یعنی تسلیم هر یک از دو طرف در برابر شخصیت طرف مقابل است نیچه: عشق یعنی دوست داشتن همه چیز و و عشق به واقعیت فروید:عشق نوعی بیش از اندازه ارزش قائل شدن است که انسانها مستعد انجام آن هستند نویسنده در قالب دیدگاه " کثرت باورانه ای" که دارد می گوید نمی توان در خصوص مفاهیم بنیادین از جمله مفهوم عشق یک تبیین کلی و کامل ارائه داد... و تمام اندیشمندان هم بر مبنای اینکه در چه زمانه ای زندگی می کردند دیدگاه های دوره خود را داشتند و معمولا در پاسخ به سوالات بنیادین از زمانه خویش عبور نمی کردند اما نویسنده در بیان عشق پایدار دو مطلب جالب توجه بیان می کند اول اینکه اشاره به مفهوم جالبی می کند و آن مفهوم " ارزش بخشی" است یعنی اینکه هر یک از طدفین در رابطه باید برای طرف مقابلش ارزش هایی را بیافریند که او را متفاوت از دیگری در نظر بگیرد این امر شاید ما را به سمت نوعی خودفریبی پیش ببرد دوم توانایی حل مسئله و چالش یا عبور از مرحله ستیز هست.. عشق پایدار بدون حل مسئله و ستیز حاصل نمی شود زیرا درک طرف مقابل از طریق وقوع چالش و ستیز هست که ممکن می شود ...... بنابراین این گفتار که ما هیچ مشکل و چالشی نداریم و زندگی زناشویی پایداری هم داریم بیشتر بازاری و عوام فریبانه است
Philosophy of Love: A Partial Summing-Up" is an excellent preview and summary of the life's work of Prof. Irving Singer. This book definitely help prepare readers for taking the challenge of Prof. Singer's massive trilogies on love. For unfamiliar readers who just want to have a glimpse of what philosophy of love is all about, this tiny - and comparatively informal - summary would also be able to satisfy.
I am sure this is probably an interesting book. It was at least interesting enough for me to finish it, though I questioned why I was still reading it several times. I think the biggest downfall, for me, was that it felt like most of the book went right over my head. I have a mild interest in philosophy, but this was just more than I could really wrap my head around.