Jump to ratings and reviews
Rate this book

اسب‌ها و آد‌م‌ها

Rate this book
حالا این وسط آقام شده بود شوالیه‌ی خودخوانده‌‌ای که این کار را نه برای منفعت شخصی بلکه به خاطر شرفش می‌کرد و سگ کی باشم اگر بیخود بگویم که هنوز معتقد نبودم این شیوه‌ی موثری است و از آن آبی گرم می‌شود.
با همهٔ پیوندهای ویلیام فاکنر (۱۸۹۸-۱۹۶۲) با اسب و سوارکاری، او را به قول خودش تا حد مرگ از اسب می‌ترسید. حاصل این علاقه‌ی توام با ترس شد داستان‌هایی که درباره‌ی اسب‌ها و تاثیرشان بر زندگی مردم یوکناپاتافا (سرزمین خیالی فاکنر) نوشت که همگی اولین بار در کتاب اسب‌ها و آدم‌ها جمع شده‌‌اند، به علاوه‌ی جستارهای احمد اخوت دربارهٔ هر داستان، نحوه‌ی انتخابشان و همچنین تعقیب آدم‌های داستانی فاکنر در آثار گوناگونش.

208 pages, Paperback

First published January 1, 2018

1 person is currently reading
39 people want to read

About the author

William Faulkner

1,430 books10.8k followers
William Cuthbert Faulkner was an American writer. He is best known for his novels and short stories set in the fictional Yoknapatawpha County, Mississippi, a stand-in for Lafayette County where he spent most of his life. A Nobel laureate, Faulkner is one of the most celebrated writers of American literature and often is considered the greatest writer of Southern literature.
Faulkner was born in New Albany, Mississippi, and raised in Oxford, Mississippi. During World War I, he joined the Royal Canadian Air Force, but did not serve in combat. Returning to Oxford, he attended the University of Mississippi for three semesters before dropping out. He moved to New Orleans, where he wrote his first novel Soldiers' Pay (1925). He went back to Oxford and wrote Sartoris (1927), his first work set in the fictional Yoknapatawpha County. In 1929, he published The Sound and the Fury. The following year, he wrote As I Lay Dying. Later that decade, he wrote Light in August, Absalom, Absalom! and The Wild Palms. He also worked as a screenwriter, contributing to Howard Hawks's To Have and Have Not and The Big Sleep, adapted from Raymond Chandler's novel. The former film, adapted from Ernest Hemingway's novel, is the only film with contributions by two Nobel laureates.
Faulkner's reputation grew following publication of Malcolm Cowley's The Portable Faulkner, and he was awarded the 1949 Nobel Prize in Literature for "his powerful and unique contribution to the modern American novel." He is the only Mississippi-born Nobel laureate. Two of his works, A Fable (1954) and The Reivers (1962), won the Pulitzer Prize for Fiction. Faulkner died from a heart attack on July 6, 1962, following a fall from his horse the month before. Ralph Ellison called him "the greatest artist the South has produced".

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (3%)
4 stars
9 (27%)
3 stars
13 (39%)
2 stars
8 (24%)
1 star
2 (6%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Roozbeh Gezerseh.
19 reviews4 followers
July 9, 2024
مجموعه‌ی هفت داستان با محوریت فیزیکیِ اسب و قاطر، و متافیزیکیِ حماقت و حرص و حقه‌بازی!
حاشا که دهاتی‌ِ فاکنر همون دهاتی‌ ساده و صمیمی خیلی از کتاب‌هاس که بوی علف می‌ده تنش! خیر! این‌جا همه‌چی پیدا می‌شه جز ساده‌گی و بوی علف. فلم اسنوپس (مث باباش اَب) مدام کلک سوار می‌کنه، بایارد سارتوریس، آقاش دار و ندار خودش و ننه رو به باد فنا می‌ده که ثابت کنه اسب‌شناسِ خوبیه و هنری آرمستید همون اثبات ساده رو هم از زنش دریغ می‌کنه... حالا چی بشه که این لا و لو یکی مث مادربزرگه پیدا بشه... اگه بشه!
- - -
این سومین از پنج جلد داستان‌های کوتاه فاکنر با ترجمه‌ی احمد اخوت بود که دارم پشت سر هم می‌خونم.
به‌لطف این پشت‌هم‌اندازی متوجه شدم اولین تفاوت اساسیِ داستان کوتاه با رمان – این که تو یکی دو نشست می‌خونی و ادامه‌‌ای درکار نیست که بخوای منتظرش باشی – یه‌جورایی در داستان‌های کوتاه فاکنر معنی نداره. در یوکناپاتافا هر داستان فقط برشی از یک اَبَرداستانه، مثل زندگی لابد. برای همین شروع و پایان‌شون دقیقن نه "شروع" هستن و نه "پایان"! فقط پرانتزهایی هستن که باز و بسته می‌شن، یا هایلایت‌هایی که زیر خطوط می‌آن تا توجه آدم رو به بخشی از اون اَبَرداستان جلب کنن... پیش از این‌‌ها – که از فاکنر داستان کوتاه نخونده بودم – تعجب می‌کردم که یعنی چی که فلان داستان کوتاه، هم‌زمان فصل چندم از فلان رمانش هم هست؟ این‌که چه‌طور می‌شه که این‌طوری باشه رو تازه دارم سر درمی‌آرم - یا فک می‌کنم که دارم سردرمی‌آرم.
- - -
ما همان‌طور در آن هوای سرد و دلگیر دم غروب ماه سپتامبر در گاری منتظر نشستیم تا این‌که من دیگر طاقت نیاوردم. بعدش من و رینگو بنا کردیم به دویدن. یعنی تلاش می‌کردیم بدویم آن هم در آن راه خاکی قدیمی پر از گِل که تا قوزک پایمان در آن فرو می‌رفت و جای پای اسب‌ها، و نه البته گاری، روی آن پیدا بود. حالا خوب می‌دانستیم که دیگر نمی‌توانیم به کمکش برسیم یا در شکستش سهیم شویم. چون دیگر نه از زندگی صدایی به گوش می‌رسید و نه نشانی از آن به چشم می‌خورد. (از داستان ضربه‌ی ناجوانمردانه از شخص سوم – ص 56)
بنابراین فکر کنم دیگر بقیه‌ی ماجرا نیازی به گفتن ندارد و حتما همه‌چیز معلوم است، مگر یادآوری این نکته‌ی روشن‌کننده که وقتی کسی شروع به برنامه‌ریزی می‌کند فکر می‌کند که مشغول برنامه‌ریزی است، حال آن‌که کارش میدان دادن به بدبیاری و روشن کردن کلید آن و گفتن این است که «بسیار خب بدبیاری، کارَت را شروع کن.» (از داستان فریب خوردن سر یک اسب – ص 182)
Profile Image for Kaveh Rezaie.
281 reviews25 followers
December 29, 2023
داستان‌های:
۱- ضربه ناجوانمردانه از سوم شخص
۲- اسب‌های خالدار
۳- دادگاه
۴- پایان اسنوپس
۵- قاطری در حیاط
۶- فریب خوردن سر یک اسب

محور همه این داستان‌ها اسب و قاطر است! مقدمه بسیار جالبی اول کتاب هست و توضیح می‌دهد فاکنر چقدر از اسب می‌ترسیده و چطور با این ترسش مقابله می‌کرده. آخر هم اسبی زمینش زد و چند روز بعد درگذشت...

همه داستان‌ها را جناب اخوت مقدمه‌ای بسیار خوب نوشته و شناسنامه هر کدام را بیان کرده است. همه‌ داستان‌ها طنز بسیار بسیار ظریف و عالی‌ای دارند.

داستان‌ ۱ که مادربزرگ "میلارد" هست و "بایارد سارتوریس" تعریفش می‌کند.

داستان ۲ با رمان «اسب‌های خالدار» فرق دارد. جناب اخوت دو بخش از رمان «اسب‌های خالدار» را به عنوان مکمل، به دنبال این داستان کوتاه آورده‌اند: یعنی داستان‌های ۳ و ۴.

داستان شماره ۵ در واقع جفت داستان ۶ است و "گاوین استیون" وکیل محبوب فاکنر هم در آن حضور دارد.
در داستان‌ها ۱ تا ۵ خاندان "اسنوپس‌"ها همگی حضور دارند. خصوصا "فلم اسنوپس". در داستان ۱ که "اب اسنوپس" پدر " فلم" هست. اسب و قاطر دزدِ بی‌بته، و انبار‌سوز.

داستان ۶ هم یک طنز درجه اول بامزه است.
Profile Image for Bahareh.
96 reviews7 followers
August 2, 2023
بیشتر حس میکردم دارم داستانی از جلال ال احمد میخونم تا یه داستان امریکایی
« آقام به استمپر گفت ننه حالش بده ببرش دکان عمو ایک؟ »
این چه ترجمه ای بود
Profile Image for Adele.
7 reviews
August 20, 2020
این کتاب ۲۰۰ صفحه ای توسط احمد اخوت گرداوری شده، شامل چند داستان کوتاهه که هر کدوم بخشی از کتابهای فاکنره که مربوط به اسب و قاطر میشه، البته خب بعضی ازین داستانها خیلی آغازو انجام درستی نداره «چون فقط بخش کوچکی از کتاب هست، این کاستی خیلی دور از ذهن نیست».
در ابتدای هر داستان مترجم یک توضیح مختصر دو سه صفحه ای راجع به داستان میده...
ترجمه فوق العاده ضعیف و کوچه بازاریه، از یه چیز دیگه ام که اصلا خوشم نیومد اینه که آقای اخوت در بعضی پاورقی ها، آثار فاکنر که توسط خودشون ترجمه شده رو ذکر کردن که بیشتر شبیه زیر نویس های تبلیغاتیه تلویزیونه تا پاورقی...
Profile Image for Ehsan.
234 reviews80 followers
March 16, 2020
«بله قربان، یک هنرمند. درست و حساب‌شده، هر چه را که بود فقط آن‌قدر به آن‌ها داده بود تا فقط برسند به شهر و میدانگاهش، یعنی همان جا که در آن نمایش و موسیقی اجرا می‌شود»؛ با دوتا قاطر که خودشان دار زده بودند.
72 reviews
September 15, 2025
تمام داستان‌ها با محوریت اسب و قاطر است. باتوجه به توضیحات مترجم به دلیل علاقه زیاد فاکنر به اسب، در داستان‌های مختلف خیلی به این حیوان می‌پرداخته و مترجم هم به این دلیل مجموعه‌ای از داستان‌هایش که با محوریت اسب بوده را در این مجموعه گردآوری کرده. بعضی از داستان‌ها جنبه طنز دارد اما یا به دلیل تفاوت فرهنگی یا عدم ترجمه مناسب حس طنز آن چنان منتقل نمی‌شود. در کل خیلی ارزش وقت گذاشتن ندارد و اگر کتاب را نخوانید چیزی را از دست نخواهید داد.
Profile Image for Saeed abedi.
307 reviews10 followers
February 2, 2025
با این که با کتاب سازی بشدت مخالفم به احترام مترجم خوبش سراغ این کتاب رفتم و گرنه چه دلیلی داره وقتی فاکنر خودش چنین پکیجی را نساخته از اون بعنوان یک کتاب یاد کرد
این کتاب به نظر من برای کسی خوبه که اصل این قصه ها را در رمان های کوتاه فاکنر خونده باشه و حالا بخواهد ورژنی را بخواند که بعنوان داستان کوتاه مستقل روی پای خود ایستاده است
Profile Image for Eärendilen.
213 reviews63 followers
October 6, 2025
طفلی مترجم خیلیم محبت داشت به داستانا و نویسنده ولی بازم خیلی از پسش برنیومده بود.
در کل خوانش دوست‌داشتنی‌ای بود.
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.