Jump to ratings and reviews
Rate this book

The Critical Idiom

پیکارسک: داستان قَلاشان

Rate this book
مجموعهٔ مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری که این کتاب یکی از آن‌هاست دربرگیرندهٔ حدود سی کتاب مستقل از هم است که از میان کتاب‌های مجموعهٔ The Critical Idiom برگزیده شده‌اند. این کتاب‌ها به مقوله‌های گوناگونی می‌پردازند: برخی به نهضت‌ها و جنبش‌ها و مکتب‌های ادبی، برخی به انواع ادبی و برخی به ویژگی‌های سبکی و مانند این‌ها.

رمان پیکارسک سه ویژگی اساسی دارد: اول این‌که پیکارسک پدیده‌ای است ادبی، اثری داستانی که به عادات و زندگی قلاشان می‌پردازد. دوم این‌که سبکی است در داستان‌نویسی، یعنی سنخ یا گونه‌ای از آثار ادبی‌ست متمایز از سبک‌های دیگر. و سوم این‌که خاستگاه آن در اسپانیای قرن شانزدهم است.

پیکارو با عشق فطری به اموال دیگران به دنیا می‌آید. و به ضرب روزگار یاد می‌گیرد که باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد. برای این‌که زنده بماند باید به خدمت کسی دربیاید. او از این ارباب به سراغ ارباب بعدی می‌رود، در این خدمتگزاری سر همه‌شان را کلاه می‌گذارد، و در روایت خود آن‌ها را وصف و هجو می‌کند.

122 pages, Paperback

First published January 13, 1977

25 people want to read

About the author

Harry Sieber

11 books

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (16%)
3 stars
6 (50%)
2 stars
3 (25%)
1 star
1 (8%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for KamRun .
398 reviews1,629 followers
December 31, 2018
در آن لحظه، تمامی تحقیرهای گذشته، اجزای ارزشمند تجربه‌ی من شدند و برای اولین بار کم‌کم گذشته‌ام را پذیرفتم و با پذیرش آن، احساس کردم خاطراتی در من می‌جوشند؛ گویی ناگهان آموخته بودم که به گوشه و کنار زندگی‌ام نگاه کنم: تصاوری از تحقیرهای گذشته در ذهنم جرقه می‌زد و می‌دیدم که چیزی بیش از تجربه‌های جداگانه و منفک‌اند. آنها خود من بودند، مرا تعریف می‌کردند. من تجربه‌های خود و تجربه‌هایم، من بودند - برداشت آزاد از مرد نامرئی / رالف الیسن

بین کتاب‌هایی که تا حالا از مجموعه‌ی مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری خوندم، این کتاب از سه جهت سرآمد بود: نخست اینکه سیر پیدایش و استحاله‌ی شخصیت پیکارو و سبک پیکارسک رو خیلی خوب از آغاز تا امروز بررسی کرده. بسته به زمینه‌ی تاریخی و فرهنگی می‌شه معانی گوناگونی برای پیکارسک در نظر گرفت و این موضوع برای منی که تنها با یک تعریف پیکارسک آشنا بودم خیلی جالب بود. دوم اینکه به علل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شکل‌گیری شخصیت پیکارو و همچنین ضدپیکارو پرداخته بود که علم به این موضوع سبب درک بیشتر زوایای گوناگون شخصیت پیکاروی داستان‌ها می‌شود. سوم اینکه نویسنده به کتب گوناگون دیگه‌ای در این ژانر اشاره کرده و عموما برای هرکدام نمونه‌هایی هم آورده و از این جهت کتاب‌نامه‌ی بسیار خوبی در دل این کتاب جای گرفته

آشنایی با شخصیت پیکارو و ژانر ادبی پیکارسک

پیکارو ریشه‌ی اسپانیایی داره و معنای لغوی اون می‌شه عیَار، بچه‌زرنگ. پیکارو در طول تاریخ و در فرهنگ‌های گوناگون مصادیق مختلفی داشته ولی معنای امروزی اون که عموما و به‌طور ویژه درآثار امریکایی دیده می‌شه به معنای شخصیتی شکست‌خورده، منزوی، به آخر خط رسیده و به‌طور کل بدبخت هست. پیکارو شخصیتی هست که آرزوی بزرگی و عزت (می‌تونه مال و منال باشه یا مقام، منصب) رو در جامعه‌ای ظاهرگرا و کاملا مادی در دل می‌پرورونه. جامعه عموما صدای فردی که بخواد از صفر شروع کنه و به بزرگی برسه رو خفه می‌کنه. برای همین شخصیت پیکارو مجبور هست دست به هر کاری بزنه تا اولا - پذیرفته بشه دوما- پیشرفت کنه. این کارها می‌تونن اشتغال به مشاغل گوناگون ولی آبرومند باشه یا دزدی، کلاه‌برداری، قمار و حیله‌گری. در واقع زندگی این‌چنینی خواستِ واقعی پیکارو نیست، بلکه پیکارو به سبب جبر موقعیت و زنجیرهای نامریی‌ای که به او بسته شده، وقتی ناتوانی خودش رو از تغییر سرنوشت مقدرش می‌بینه، مجبور می‌شه که شیوه‌ی غیراخلاقی رو برای ایجاد تغییر، معیارِ خودش قرار بده. شخصیت پیکارو به سبب تحقیر در مدرسه‌ی بی‌رحم زندگی حسابی آبدیده شده و اخلاقیات پیکارو اخلاقیات نظری و عرف جامعه که تنها بر لب‌ها جاری می‌شه نیست. بلکه اخلاقیات خیابان و کفِ جامعه‌ست. پیکارو در یک کلام، آدمی هست که جامعه اون رو یک انگل به‌حساب میاره، یک بیگانه‌ی شکست‌خورده
شاید شنیر عقاید یک دلقک و تونی مونتانای صورت‌زخمی رو بشه با چشم‌پوشی از بعضی عناصر غایب، یک پیکارو به حساب آورد. تا جایی که یادم میاد مسعود شصت‌چی در مرد هزارچهره رو هم می‌شه نوعی پیکاروی ایرانی به حساب آورد. شصت‌چی هم برای رسیدن به موفقیت و پذیرفته شدن در جامعه به اخلاقیات پنهان ولی واقعی اون‌ها تن داده بود. این از شخصیت پیکارو. حالا بریم سراغ پیکارسک

روایتی رو که مربوط به ماجرای زندگی یک پیکارو هست، در صورتی که اکثر شروط زیر رو داشته باشه در نوع پیکارسک طبقه‌بندی می‌کنن: 1- روایت اول‌شخص و اپیزودیک بدون پی‌رنگی که در نگاه اول به چشم بیاد (سرگذشت خودنوشت) 2- داستانی جدی ولی هجوآمیز که معیارهای اخلاقی جامعه و قید و بندهای پنهان اون رو آشکار می‌کنه 3- پایان نامشخص و باز (شخصیت پیکارو در پایان از کرده‌ها و انتخاب‌های خودش نادم نیست و اگر هم ابراز ندامت می‌کنه صرفا از روی فریب و جهت دریافت بخشش هست و نه پشیمونی) 4- وجود یک پیکارو در داستان که تمایل شدیدی به پیشرفت و بهبود وضعیت خودش داره 5 - وجود الگوی ارباب و نوکر/رعیت در شخصیت‌ها

رویای آمریکایی و سریال‌های ماه‌رمضانی و ضد‌پیکارو

به طور خلاصه این تصور رو که فرد می‌تونه موفقیت رو از حضیض تا اوج، از صفر تا بی‌نهایت به‌صورت پلکانی و مستمر به شیوه‌های معمول بدست بیاره می‌گن رویای آمریکایی. رویا چون دروغی بیش نیست و آمریکایی چون پیش‌تر صدها هزار انسان با همچین رویایی تلاش کردن به آمریکا مهاجرت کنن و چیزی جز زمین خاکی بدست نیاوردن ( و این تصور هنوز هم بعد از قرن‌ها به قوت خودش باقیه). داستان سریال‌های ماه رضمون و کلا فیلم‌های ایرانی وابسته و سفارشی هم عموما با این پیش‌فرض پایه‌ریزی شده. این که شخص هرچقدر هم بدبخت باشه باز هم می‌تونه با تلاش، تقوا، ایمان و چیزهایی از این قبیل پیشرفت کنه و به خوشبختی برسه و در یک‌کلام، رستگار بشه. به شخصیت‌های اینچنینی اصطلاحا می‌گن ضدپیکارو و به این ژانر می‌گن ضد (نوع) پیکارسک. اگر یکی از اهداف نویسنده‌ی پیکارسک رو کردن نیرنگ و فریب در عمق جامعه باشه، هدف ضد نوع پیکارسک نشون دادن ارزش درستکاری (یا دیگر ارزش‌های عرفی/مذهبی) در سطح جامعه‌ست. نویسنده در آثار این‌چنینی فریاد می‌زنه که نگاه کنید، شخصیت داستان‌های من هم بدبخت و شکست خورده بودن، ولی با تکیه بر درستکاری و یاد خدا تونستن از بحران عبور کنن، شما هم درس عبرت بگیرید (باشه)

پی‌نوشت: به کتاب‌نامه‌ی ارزشمند این اثر اشاره کردم. بعد از خوندن گوشه‌هایی از نمونه‌های متعددی که در این کتاب بود، این مجموعه به لیست خواندنی‌هام اضافه شد: مرد زنجبیلی - مرد نامریی - آآس و پاس های پاریس و لندن - عصاکش ترمسی - سرگذشت ژیل بلاس -خاطرات یک دزد (همراه با مقالات سارتر - ماجراهای اگی مارچ
Profile Image for Ehsan Mohammadzadeh.
269 reviews28 followers
October 25, 2020
نویسنده کتاب‌های خوبی رو معرفی کرد ولی ساختار این کتاب رو نپسندیدم. معرفی کتاب‌ها عمدتا خلاصه‌ای از اونها بود و خیلی شتابزده از هر کدوم عبور کرد. کل این کتاب رو می‌شد با یک جدول که وجود یا عدم وجود هر یک از شاخصه‌های ذکر شده درش مشخص بشه خلاصه کرد. تحلیل بسیار کم بود و بیشتر حس کردم برای معرفی آثار پیکارسک نوشته شده.
کار مترجم رو تحسین می‌کنم و از سخت‌کوشیش لذت بردم.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.