Based on the life of Induk Pahk, a Korean educator, whose widowed mother disguised her as a boy at the age of eight in order for her to attend school, a choice forbidden to girls in the early twentieth century in that country.
به نظرم بعضی کتابها واقعاً لیاقت دارند بیشتر دیده بشن، اما وسط سر و صدای کتابهای معروف گم میشن. این کتاب یکی از همونهاست
داستان کتاب که براساس زندگی واقعی ایندوک پاک یک معلم و فعال کرهایه، راجع به یک دختر بچهست که فقط میخواد درس بخونه، اما اجازه نداره. جامعه و فرهنگ اطرافش در اوایل قرن بیستم کره جلوی راهش رو میگیرند و او با این حال به هر شکلی که هست ادامه میده. باور کردن بعضی از کارهایی که برای رسیدن به این آرزو انجام میده واقعاً سخته. اینکه مجبور میشه سالها خودش رو مثل یک پسر جا بزنه و چه فشارهایی که تحمل میکنه فقط بخشی از ماجراست
برای من، این کتاب نشاندهندهی قدرت «باور» بود. مادر این دختر سواد درست و حسابی نداشت، اما ایمان داشت که دخترش از همهی پسرها باهوشتره. یک زن سادهی کرهای، یک مادر، سنگ کوچکی در آب ساکنی انداخت که بعدها موجهای بلندی ایجاد کرد. زنهایی مثل این مادر شاید اسمشون در تاریخ نیامده باشه، ولی واقعاً بار اصلی تغییرات رو به دوش کشیدن
هیچوقت یادم نمیره که یک روز ترجمهی زرد رنگ این کتاب رو وقتی شاید ۱۲-۱۳ ساله بودم در خونهی مادربزرگم خوندم و انقدر دوستش داشتم که هنوز تصاویری در ذهنم از داستان دارم. بعدش هم اون روز از مادربزرگم راجع به کودکیش و مدرسه رفتن پرسیدم و از حسرتهاش بهم گفت. شاید اونجا لحظهای بود که برای اولین بار فهمیدم به عنوان یک زن حق یادگیری به آسانی به دست نیومده
هرچند این کتاب در دستهی کتابهای کودک و نوجوان جا داده شده، ولی به نظرم هیچ محدودیت سنیای نداره. هر کسی در هر سنی میتونه از خواندن یک داستان خوب لذت ببره
It is such an eye opener to how fortunate you are. Comparing how hard Induk has fought to educate is very contrasting to western children who often rather mess around in school.