در این کتاب ۲۶ غزل از محمدسعید میرزایی میخوانید. این کتاب زبانی کهن را برای بیان احساسات امروز انتخاب کرده است. میرزایی در این کتاب ثابت میکند قالبها قدیمی نمیشوند و آنچه مهم است شیوه بیان احساسات است. این کتاب شامل غزلهایی عاشقانه و جذاب است که مخاطب از خواندن هر کدام از آنها نهایت لذت را میبرد.
نمونه بیت: بخواب خاطر تو جمع تا ابد هستم، در اختیار تو ای خانم جوان دربست عجب شبیست عزیزم چقدر رویاییست، در اختیار همیم هردومان دربست کلید جادویی قصر عشق با من و تست، چه غم اگر همه دنیا به رویمان دربست تو با ستاره دنبالهدار چشمانت، مرا سوار کن، آنسوی کهکشان دربست به من نگو که نیایم، به من بگو که بمان، به من نگو که نباشم، به من بگو که بمیر به من شماره بانوی مرگ را بدهید، الو، سلام، ببخشید ... دیرکردم دیر هزار خاطرهات را بدون من بردی، در این سفر چمدانت چقدر سنگین بود چقدر زود ورق خورد، این چه تقویمیست، به من بگو قرار کدام ما این بود من با تو از ماندن نخواهم گفت، اما تو ای بانوی آرامش، ای پاک مثل شاخه مریم، وقت رسیدن میرسی حتماً نمیگویم همین شبهای ابرآلود برگردی، تو فرصت داری اصلاً تا ابد ... تا زود برگردی من مردهام اما چرا هرروز، از چشمهای من تو میباری؟، من مردهام اما چرا هر شب، در خوابهای من تو میرویی؟ نمیشود که به رویات دست هم بزنم، اسیر مسئله ناتوانیام اصلاً هنوز دستنخورده ست هر چه هست اینجا، دچار حادثه بیزمانیام اصلاً آری شب مکالمه ما بیانتهاست، ای رود پرستاره که در من روان شده دیوانه کارهای تو باورنکردنیست، هرلحظهی تو حادثهای بیزمان شده برو خوشبخت خواهی شد ... دعایت میکنم حتماً، بهپاس آنکه دستم را گرفتی باورم کردی
اول بار با نام محمدسعید میرزایی در شمارهی ۴ مجلهی وزن دنیا آشنا شدم، به عنوان یکی از کسانی که در غزل نوین فارسی سبک جدیدی آورده. از جمله مصرعهای طولانیای که خود شاید به بلندی یک بیت باشند یا قرار دادن علائمی چون خط مورب (اسلش) میان کلمات مصرع. از میان شعرهای این مجموعه شاید دو یا سهتایشان را خیلی دوست داشتم و در مجموع سبک و ساختار شعرها را دوست داشتم.
بخشی از یک شعر کتاب: فرشتهی نگران پشت گوشی تلفن! صدای گریهی تو رفت زیر دریا_ای...! صدای گریهی تو در صدای دریا بود صدای گریهی دریا به خاطر ما:... ای... یِی... یِی... صدای گریهی دریا... صدای گریهی تو... صدای گریهی من با تمام دنیا: . . . ای: