دو و نیم؛ چرا انقدر کوتاه آخه! غافلگیرم کرد. :) اما دست رو موضوع خوبی گذاشته بود که امروزه کم تو برنامه های تلوزیونی درباره اش نمیشنویم. فقط چرا انقدر کوتاه؟! :)
پایان: ۱۴۰۴/۴/۶ یک برشی از زندگی یک زن که داره وضعیتش رو واسه مشاور ازدواج تعریف میکنه، به خوبی مشکل یک جامعه در ازدواج و بعداز ازدواج نشون میده. دوستش داشتم کوتاه بود، اما پرمعنا بود. داستان خیلی پتانسیل داشت که شاخ و برگ داشته باشه و بیشتر باشه. این خیلی کم بود(حدودا شاید نیم صفحه) اگر زیادتر بود مردم بیشتر باهاش ارتباط برقرار میکردن. اما خب ایرادی هم نمیشه درموردش گرفت، داستان کوتاه در قید و بند تعداد کلمه و صفحه زیاد نیست.
داستانش خیلی کوتاه بود. فکر میکنم یک ستاره براش کافی باشه. اونقدر هم که بعضیها تو نظرات ازش تعریف کردن، تعریف نداره. شاید مهمترین پیامی که بشه ازش گرفت این باشه که باید برای برطرف شدن مشکلات با هم دیگه صحبت کنیم.
خیلی کوتاه بود ولی حداقل جالب تموم شد. به نوعی قدرت کلمات رو نشون میده که یه جمله میتونه باعث بشه توی ذهنش خواننده داستان رو همچنان ادامه بده یا متوجه بشه چیزی برخلاف آنچه زن داستان میگه رخ داده.
یه داستان یک صفحه ای که تناقض خاصی داشت ،،اگه ادما تغییر نمیکنن چرا یهو همسرش بد شد اگرم تغییر میکنن چرا میگی تغییر نمیکنن و تلاشی نمیکنی 🙂🙂🙂 https://taaghche.com/book/20939