Jump to ratings and reviews
Rate this book

مبانی نظری و ساختار موسیقی ایرانی

Rate this book

Unknown Binding

2 people are currently reading
13 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (20%)
3 stars
3 (60%)
2 stars
1 (20%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Abolfazl.
93 reviews38 followers
April 20, 2020
مبانی نظری کتاب قابل فهم و ساده توضحیح داده شده است ولی برای فهم ساختار موسیقی نیاز به آشنا بودن با ردیف موسیقی ایرانی است. اگر در مرحله ردیف نوازی باشید ، برای تحلیل دستگاه های موسیقی این بخش کتاب کمک کننده است..
......
موسيقی کلاسيک ايرانی همچون درختی است که ريشۀ آن را سابقۀ کهن اين موسيقی تشکيل
می دهد. تنۀ اصلی اين درخت، رديف يا، به عبارت دقيق تر، مجموع رديف های سازی و آوازی است.
از اين تنه هفت شاخۀ اصلی منشعب می شوند که هفت دستگاه موسيقی ايرانی را تشکيل می دهند. اين
هفت دستگاه عبارت اند از: شور، نوا، سه گاه، چهارگاه، همايون، ماهور و راست پنجگاه.
از شاخۀ شور چهار شاخۀ کوچک تر منشعب می شوند که آوازهای اين دستگاه را تشکيل
می دهند. اين آوازها عبارت اند از: ابوعطا، بيات ترک، افشاری و دشتی.
از شاخۀ همايون يک شاخۀ کوچک تر منشعب می شود که آواز بيات اصفهان است.
به اين ترتيب، درخت موسيقی ايرانی، با ريشۀ کهن آن و با تنۀ رديف، شاخه های اصلی دستگاه ها،
شاخه های فرعی آوازها و شاخه های نازک گوشه ها شکل می گيرد. برگ ها و ميوه های اين درخت
قطعات موسيقی ای هستند که توسط موسيقی دانان مختلف ساخته يا به صورت بداهه اجرا می شوند.
اين برگ ها و ميوه ها از همان شيره ای تغذيه می کنند که در درون تنه و شاخه ها جريان دارد.
به عبارت ديگر، رديف دستگاه ها و آوازها، منبع تغذيه و سرچشمۀ اصلی قطعاتی است که توسط
موسيقی دانان آفريده می شوند.
Profile Image for Mojan.
67 reviews
August 19, 2020
من به‌جز یه سری قواعد خیلی ابتدایی، آشنایی زیادی با موسیقی خودمون نداشتم و و این کتاب هم فقط مطالب ابتدایی دیگه‌ای رو به اطلاعات پیشینم اضافه کرد.

این کتاب برای آشنایی کلی، شروع خوبیه. در واقع یک دید کلی به خواننده‌ می‌ده که چطور به موسیقی ایرانی نگاه کنه. هیچ‌یک از مسائل رو باز نکرده. در این حد که حتی به علامت عرضیِ «سُری» هم فقط اشاره‌ای گذرا می‌کنه. از اونجایی که مخاطبان اول این کتاب، هنرجوهای هنرستان موسیقی‌اند، پیش‌فرض نویسندگان اینه که خواننده با تئوری موسیقی غرب آشناست و دستگاه‌های مختلف موسیقی ایرانی رو هم شنیده و گوشه‌ها رو می‌شناسه.
من متأسفانه خیلی کم موسیقی ایرانی شنیده‌م. بخش زیادی از شنیده‌هام هم بدون توجه به دستگاه‌ها بوده. بنابراین نام دستگاه‌ها و گوشه‌ها هیچ‌چیز رو برام تداعی نمی‌کنه...
با توجه به این‌ها، خوندن این کتاب ــ به‌خصوص فصل سومش که به معرفی دستگاه‌ها می‌پردازه ــ بدون ساز و شنیدن هیچ لطفی نداره.
از طرف دیگه، نگاه ما به موسیقی چنان با نگاه غرب تفاوت داره، که اگه قبلاً با هریک از این دو دنیا (دنیای موسیقی ایرانی و غربی) آشنا باشی، زبان اون‌یکی به‌نظرت کاملاً بیگانه می‌آد. ما برای هریک از نکات قواعد موسیقی غرب، معادلی در زبان فارسی ساخته‌ایم و توی ذهنمون جا افتاده‌ن. حال آنکه وقتی به قواعد موسیقی ایرانی می‌رسیم، بعضی از همون معادل‌ها اسم دیگه‌ای دارن. البته که این اسم‌ها برگرفته از متون قدیمیه و نوع نگاه موسیقیدانان ایرانی هم تفاوت زیادی با نگاه غرب داشته. از طرفی، موسیقی ما تا مدت‌ها قواعد کاملی نداشته و بعدها بوده که استادان موسیقی ایرانی تصمیم گرفته‌ن با نگاهی به موسیقی غرب، قواعد موسیقی ایرانی رو تکمیل کنن.
دارم فکر می‌کنم که نام‌گذاری‌ها و قواعد موسیقی ما، در مقایسه با تئوری غرب، چقدر حسی و وابسته به فرهنگ و جغرافیا و ادبیاتمونه. درحالی‌که رویکرد موسیقی غرب، خیلی علمی‌تر و مبتنی بر منطقه. به‌جز مُدهای گرگوریایی که اساس گام‌های امروزی رو تشکیل می‌دن و اسم اکثرشون برگرفته از محل‌هایی در یونان باستانه (مثل برخی گوشه‌های موسیقی ایران)، بقیه‌ی تعاریف بر اساس همون چیزیه که می‌بینیم/می‌شنویم، و بر اساس نسبت‌هاشون با همدیگه.
البته من نمی‌تونم برای چنین مقایسه‌ای به این کتاب استناد کنم. چون باز هم می‌گم، همه‌چیز به‌طور گذرا معرفی شده بود.
به هر حال، فعلاً همین تفاوت ظاهری مشتاق‌ترم کرده که برم سراغ اتنوموزیکولوژی و البته تاریخ موسیقی ایران.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.