محسن سلیمانی (زادهٔ ۱۳۳۸ – درگذشتهٔ ۲ بهمن ۱۳۹۶)، داستاننویس، مترجم و پژوهشگر ادبیات داستانی و طنز بود.
محسن سلیمانی، زادهٔ ۱۳۳۸ در تهران و فارغالتحصیل رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی بود. او که در حوزهٔ ترجمه و نقد ادبیات داستانی و داستاننویسی فعالیت داشت، کار نویسندگی را در «حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی» از سال ۱۳۵۹ شروع کرد. در آنجا چند سالی مسئول واحد ادبیات داستانی بود و سردبیری جُنگهای سوره از شمارهٔ ۱ تا ۹ را برعهده داشت. در سال ۱۳۶۶ همراه با شانزده تن از نویسندگان و هنرمندان، ازجمله محسن مخملباف، حسن حسینی، قیصر امینپور و فریدون عموزاده خلیلی در اعتراض به گرایشهای راستِ سیاسی مدیریت وقتِ حوزهٔ هنری، از این حوزه جدا شد و به مجلهٔ کیهان فرهنگی رفت و مسئول بخش ترجمهٔ ادبی و ادبیات داستانی کیهان فرهنگی شد. بعد از سه سال نیز از آنجا به معاونت امور بینالملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت و چند سالی نیز در لندن و نیویورک مسئول بخش فرهنگی ایران بود. او درضمن دبیر سرویس ادبی روزنامه همشهری (۱۳۷۰)، روزنامه صبح امروز (۱۳۷۹) و روزنامه بهار (۱۳۷۹) نیز بودهاست. سلیمانی در زمینهٔ نقد ادبی، اصول داستاننویسی و نیز داستان در حدود هفتاد کتاب ترجمه و تألیف کرد. او مقالات زیادی در زمینهٔ ادبیات نگاشته که در نشریههای معتبر داخلی به چاپ رسیدهاست. بهعلاوه، چند سالی نیز در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران داستاننویسی تدریس کردهاست.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ۱۸ تیرماه ۱۳۹۴ به سلیمانی نشان درجهیک هنری در زمینهٔ ادبیات داستانی اعطا کرد.
سلیمانی، که رایزن فرهنگی ایران در صربستان بود، صبح روز دوم بهمن سال ۱۳۹۶ در بلگراد درگذشت. از وی سه فرزند باقی ماندهاست.
ریچارد رایت در داستان «تو سیاهپوستی»، قصهای کوتاه اما تاثیرگذار از تبعیض نژادی را روایت میکند. تولستوی در داستان «عید پاک» ما را به دنیای بیکینه کودکان میبرد که نزاعشان مثل باران بهاری کوتاه و زودگذر است. آنها در حالیکه که بزرگترها به خاطر مسائلی کوچک هنوز در حال نزاع هستند، خیلی زود قهرشان به آشتی بدل میشود و برای باز کردن راه آب کوچکی کنار هم میایستند. داستان «قبل از کشتار» هنرناندو تلت، تردیدها و دودلیهای یک سلمانی مبارز است برای کشتن دشمنی که حالا زیر تیغ اونشسته است؛ داستانی که اگرچه شاید به لحاظ تفکر و جهان بینی مخالفانی داشته باشد، اما به لحاظ ساختاری داستان موفق و جذابی است. از ریچارد رایت داستان دیگری هم در این مجموعه وجود دارد به نام «گربه» که روایت انتقام کودکانه یک پسربچه از بدخلقیهای پدرش با به دار آویختن یک بچهگربه است. داستان «زور» نوشته ویلیام کارلوس ویلیامز مقاومت دختربچهای را در برابر پزشک و پدر و مادرش را روایت میکند که مانع کشف بیماری اوست. «به بانک ما خوش آمدید» اثر هنری سلسار نیز روایت جذابی از یک ایده قدیمی در ادبیات و سینما یعنی دزدی از بانک است. «تکه نخ» گی دو موپاسان هم یکی از بهترین داستانهای این مجموعه به حساب آورد؛ داستان فردی که هرچه برای اثبات بیگناهیاش بیشتر دستوپا میزند، بیشتر در مرداب ناباوریهای مردم فرو میرود. «بینام و نشان» اثر رالف الیسون و «یک آدم چقدر زمین میخواهد» نوشته تولستوی از دیگر داستانهای خواندنی این مجموعهاند که داستان تولستوی بارها مورد اقتباسهای سینمایی و نمایشی هم قرار گرفته است.