به هر خاطره کودکی سرک بکشم فریاد بابا هست که خاطرهها را بلرزاند. گاهی دور هم که جمع میشویم بعد هر خاطرهای یکیمان بغض میکند و میگوید چقدر جایش خالیست، اما همه میدانیم که جایش خالی نیست، بیشتر از همه مامان که معلوم نیست بالاخره کی میخواهد رخت بیوه دلتنگ را از تنش بیرون بیاورد و پرده را بیندازد و اعلام کند که نمایش تمام شد.
گاهی دور هم که جمع میشویم بعد هرخاطره ای یکی مان بغض میکند و میگوید چقدر جایش خالیست اما همه میدانیم که جایش خالی نیست بیشتر از همه مامان که معلوم نیست بالاخره کی میخواهد رخت بیوه دلتنگ را از تنش بیرون بیاورد .
داستان خیلی زیبا ، روان . ودلنشین بود نویسنده باهوش و توصیفات و شبیه سازی های بسیار زیبا داستان باید چندبار خوانده شود تمام تشبیهات که باید خودتون متوجه بشید و در اخر شغل پدر چه بود؟ معما؟ شب کور و فرق انسان و حیوان نمیدانست قتل جوانها .و... دانلود رایگان https://taaghche.com/book/16247
شخصیتپردازی این داستان واقعا خیلی خوب بود. نقش مهمی داشت در ارایهی ماجرا و آن چه که باید در داستان انتظار داشت. و فضاسازی و کاربرد جلوههای محیط داستان هم یک نقطهی قوتش بود.