در این مجموعه 9 مقاله دربارهی علم و دین، به ویژه تاثیر علم در فکر و ذهن انسان، فراهم آمده است. در مقالهی نخست با عنوان "عدم حتمیت علوم دنیوی" ابتدا دربارهی سرشت علم سخن به میان میآید، به ویژه بر موضوع تردید و ابهام تکیه میشود. آنگاه نویسنده بر موضوع تاثیر دیدگاه علمی در مسائل سیاسی، به ویژه دشمنی ملتها، و پرسشهای دینی میپردازد. نویسنده هم چنین، به جامعهی امروزی و فجایع و مصیبتهای اجتماعیای اشاره میکند که اکتشافات علمی به وجود آورده است. نویسنده در بخش دیگر کتاب، به بحث دربارهی عدم حتمیت ارزشها میپردازد و در ضمن آن نشان میدهد که شک کردن اهمیت خاص دارد. از نظر او شک نه تنها هولناک و هراسآور نیست، بلکه امری است ارزشمند و گرانبها در کتاب همچنین مباحثی از این دست مطرح گردیده است: خوشایند بودن درک و کشف، رابطهی علم با دین، ارزش علم، تعریف علم، آشنایی با فیزیک جدید، و اطلاعاتی دربارهی سرشت قوانین فیزیکی.
Richard Phillips Feynman was an American physicist known for the path integral formulation of quantum mechanics, the theory of quantum electrodynamics and the physics of the superfluidity of supercooled liquid helium, as well as work in particle physics (he proposed the parton model). For his contributions to the development of quantum electrodynamics, Feynman was a joint recipient of the Nobel Prize in Physics in 1965, together with Julian Schwinger and Sin-Itiro Tomonaga. Feynman developed a widely used pictorial representation scheme for the mathematical expressions governing the behavior of subatomic particles, which later became known as Feynman diagrams. During his lifetime and after his death, Feynman became one of the most publicly known scientists in the world.
He assisted in the development of the atomic bomb and was a member of the panel that investigated the Space Shuttle Challenger disaster. In addition to his work in theoretical physics, Feynman has been credited with pioneering the field of quantum computing, and introducing the concept of nanotechnology (creation of devices at the molecular scale). He held the Richard Chace Tolman professorship in theoretical physics at Caltech.
آيا علم ارزشمند است ؟ تصورم بر اين است نفس توانايي انجام كاري في نفسه با ارزش است . اينكه حاصل و ثمرآن خير است يا شر، بستگي به چگونگي كاربرد آن توانايي دارد. اما خود نيرو ارزشمند است .از قضاي روزگار، در جزاير هاوايي ، گذارم به معبدي بودايي افتاد. در آن معبد با روحاني بودايي آشنا شدم . بيخ گوشم گفت : (نكته اي مي گويم كه اميدوارم هيچ گاه فراموش نكني . هركس را كليدي داده اند كه به قفل در بهشت مي خورد و آن را مي گشايد. اما همين كليد قفل درجهنم را نيز باز مي كند.)
اگر از علم انتظار دارید تا جواب هر پرسش عجیبی مثل ما چه هستیم؟ کجا می رویم؟ معنی دنیا چیست؟ و غیره را بدهد فکر می کنم که براحتی سرخورده شوید و به دنبال جوابهای مرموز این سوال ها بگردید. من نمی دانم چگونه دانشمندی میتواند چنین جوابی بدهد چون که کل ماوراء الطبیعه باید درك شود. خوب، ولش کنید. به هر حال من اینو نمی فهمم، اما هر طور که فکر کنید، طرز تفکر من در مورد کاری که می کنیم اینه که ما در حال کاوش هستیم و سعی داریم تا آن جا که ممکن است در مورد دنیا بدانیم. مردم از من می پرسند: «آیا تو در جستجوی قوانین نهایی فیزیک هستی؟» نه! من دنبال آن نیستم. من فقط دنبال بیشتر فهمیدن دنیا هستم و اگر معلوم بشود که قانون نهایی سادهای وجود دارد که همه چیز را توضیح می دهد، البته کشف آن خیلی دلپذیر خواهد بود.
اگر معلوم بشود علم مانند پیازی با میلیون ها لایه است و ما از نگاه به این لایه ها خسته و درمانده می شویم، پس باید همچنان باشد لیکن ما بدون اینکه در مورد شکل پیاز فکر کنیم درصدد کسب اطلاعات بیشتری در مورد آن باشیم و پیامد آن هرچیزی که هست، معلوم خواهد شد. بنابراین هنگامی که برای تحقیق در مورد پیاز (علم) می رویم نباید از قبل حدس بزنیم که چه هست، فقط سعی کنیم بیشتر دربارهی آن بدانیم.
اگر مشکل شما اینه که چرا باید بیشتر بدانیم و فکر می کنید، سعی دارید با بیشتر دانستن به پاسخ یک سوال فلسفی عمیق برسید ممکن است که دچار اشتباه شده باشید. ممکن است با فهمیدن بیشتر طبیعت نتوانید به پاسخ این سوال فلسفی برسید، اما من به دنبال جواب چنین پاسخ های فلسفی نیستم که چنین نظری ندارم. علاقهی من به علم فهمیدن سادهی دنیاست و هرچه قدر بیشتر بفهمیم بهتر می فهمیم.
رموز قابل توجه زیادی وجود دارد، دربارهی این واقعیت که ما قادریم کارهای بسیار بیشتری از آنچه که حیوانات انجام می دهند انجام دهیم. و معماهای دیگری از این قبیل نیز موجود است. اما اینها رازهایی هستند که من می خواهم بدون اینکه جوابشان را بدانم در موردشان تحقیق کنم. و روی هم رفته نمی توانم به این داستانهای ویژه که در مورد رابطهی ما با کل هستی ساخته شده اند معتقد باشم. برای اینکه آنها خیلی ساده به نظر می رسند. خیلی محدود، خیلی محلی، خیلی ایالتی. کرهی زمین، او به کره زمین آمد، صورتی از خدا به زمین آمد، فکر کنید، و به آنچه که در آنجا است توجه نمایید. چرا که مطالبی که این چنین گفته می شود، متناسب نیست. به هر طریق بحث کردن فایدهای ندارد. من نظری نمی دهم (بحثی نیست). من فقط سعی می کنم به شما بگویم چرا دیدگاه علمی که دارم بر روی باورهایم اثر می گذارد. همچنین موضوع دیگری هست و آن این سوال که چگونه شما می فهمید که چیزی درست است؟ و اگر همهی ادیان مختلف در این مورد تئوریهای مختلفی داشته باشند، آنجاست که شگفت زدگی آغاز می شود. وقتی که شروع کردی به شک کردن، مثلا شک می کنی و از من می پرسی آیا علم درست است؟ شما می گویید: نه.
می دونی، یک مساله اینه که من می توانم با شک و تردید و ندانستن زندگی کنم. فکر کنم که خیلی جالب تر باشه که ندانی و زندگی کنی تا این که جواب هایی داشته باشی که احتمالا غلطتند. من جوابهای تقریبی دارم و همچنین باورهای ممکن و درجات یقین مختلف در مورد چیزهای مختلف دارم. اما مطلقا از چیزی که مطمئن نیستم و مسائلی هستند که هیچ چیزی در موردشان نمی دانم. مثلا آیا هیچ معنی دارد که بپرسیم چرا ما اینجاییم؟ این سوال چه معنی دارد؟ من در این مورد کمی فکر می کنم و اگر نتوانم بفهمم، سراغ چیز دیگری می روم و حتما نباید جوابش را بدانم. من از ندانستن چیزها احساس ترس نمی کنم.
گم شدن در یک دنیای مرموز، بدون هیچ هدفی، که تا آن جا که می دانم واقعا هم همینطور است، این چیزها من را نمی ترساند.
کتاب بسیار عالی هستش من که ازش لذت بردم دوستان درمورد تضاد و رابطه ی بین علم و دین چچیزهایی جالبی گفته مثلا اینکه ما از وقتی که به دنیا می اییم به یک دین و در خانواده ی مذهبی هستیم اما همین دختر یا پسر جوان این خانواده ی مذهبی وقتی که درس میخونه یا حتی گاهی اوقات مطالعه میکنه با افزایش اطلاعاتش و.....به خدا شک میکنه کلا در همه چیز شک میکنه
کتابی در ستایش جهل و تردید اونم از زبان یک فیزیکدان نابغه قرن بیستم کتابی که تاثیرش تا ابد همراهم خواهد بود و خوندنش برای همه واجبه. . یک فصل تکراری! داشت کتاب ولی دوبار خوندن یه فصل باعث نمیشه این کتاب 5 ستاره نباشه