مرگ خيلى آسان مى تواند الان به سراغ من بيايد ،اما من تا مى توانم زندگى كنم نبايد به پيشواز مرگ بروم،البته اگر يك وقت ناچار با مرگ روبرو شدم-كه مى شوم مهم نيست، مهم اين است كه زندگى يا مرگ من چه اثرى در زندگى ديگران داشته باشد...
کتابی کم حجم دربارهی #صمد_بهرنگی و این توصیف ساده و زیبا از او(صمد): سی سال پیش در یکی از محله های تبریز کودکی به دنیا آمد که چون هزاران کودک دیگر با اولین قیافه ای که آشنا گردید فقر بود که توی اطاق محقرشان کنار پدر و مادرش چمباتمه زده بود…
کتابی در ستایش صمد بهرنگی. کتابی که از یه زاویه به امثال شاملو نگاه میکنه، قشر روشنفکر یا گاهی روشنفکر نمای اون دوران. من کتاب رو دوست داشتم، هر چند که کم حجم است و کوتاه اما پر از مفهوم است.
من اینجا بس دلم تنگ است، و هر سازی که می بینم بد آهنگ است، بیا رهتوشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم، ببینیم آسمان «هرکجا» آیا همین رنگ است. م.امید