مجوعهای از ۸۲ شعر خیلی کوتاه و اغلب قشنگ و با حس خوب. واقعا ترغیب شدم باقی آثار این شاعر رو هم بخونم. و چقدر هم که عنوان و عکس جلدش قشنگ بود.^~^ "تو بوتهای گلسرخ، من باغبانی ناشی. تا تو بخواهی بشکفی من هزار بار زخم خوردهام!" . "چهقدر شراب ریختهای به چشمهات مگر که هر روز میگیرندَم به جرم مستی؟!"
با تشکر از شاعر این مجموعه، آقای رضا کاظمی. نمیدونم که این مجموعه متشکل از اولین سرودههای ایشون هست یا خیر ولی بعنوان یک مخاطب جدی ادبیات، شعرهای این مجموعه باعث تفکر و تاملم نشد و بیراه نیست اگر بگم شعرها بیشتر شبیه به نثر ادبی بودن. به نوعی میتونم بگم کشف و شهودی در پی نداشت و تصاویر اشباعشده و استعارهها مُرده بودن. با این حال، ارزش یک بار خواندن به عنوان قیاس رو داشت. خسته نباشید میگم به شاعر این مجموعه.
حقیقتا یکی از دلایل اصلی که کتاب رو سفارش دادم بخاطر عکس روی جلد بود ولی وقتی رسید دیدم عکس دیگه ای هست. احتمالا توی چاپ های جدیدتر عوض شده و چه بد ! عنوانش هم خیلی زیباست . شعرها هم معمولی بود و بعضی ها خوب .