دوستانِ گرانقدر، به برخی از اخبارِ جلدِ « دوم» از « تاریخِ اجتماعیِ ایران» در موردِ اعرابِ وحشی و حرامی، در زیر اشاره میکنم
در صفحۀ 42 از این کتاب آمده: ابوکر پس از آنکه به کمکِ سردارِ خود « اسامه» تا حدّی سر و صدایِ مخالفان را خاموش کرد، برآن شد که کلیۀ دشمنانِ اسلام را سرکوب کند... برایِ اجرایِ نیّتِ خود طیِ بخشنامه ای به کلیۀ قبایلِ عرب اعلام کرد که: این لشگر را مأمور کردم که هرکه را از دین برگشته باشد، با شمشیر بکشد و جسدش را در آتش بسوزاند و زن و بچه اش را به اسیری ببرد
------------------------------------------------------------------------------
در صفحۀ 69 از این کتاب آمده: دوستیِ «علی» با «عمر» به اندازه ای بود که «عمر » دخترِ دوازده سالۀ « علی» را به زنی خواست و « علی» با این درخواست موافقت کرد
------------------------------------------------------------------------------
در صفحۀ 100 از این کتاب آمده: در اکثر جنگ هایِ صدرِ اسلام، هدفِ اکثرِ جنگجویانِ عرب، مال اندوزی بود و غالباً بینِ آنها بر سرِ غنائم جنگ در میگرفت و دستگاهِ خلافت و سازمانِ اداریِ آن، آنقدر ضعیف و ابتدایی بود که قادر به حلِ اختلاف و ایجادِ روشِ معقولی، برایِ گردآوری و تقسیمِ غنائم نبود، تاجایی که در زمانِ عمر و علی، گاه قالی های زربافت و مصنوعاتِ گرانبهایِ دیگر را که ساختۀ نبوغِ هنرمندانِ ایرانی بود، قطعه قطعه کرده و بینِ یکدیگر تقسیم میکردند، مانندِ فرشِ با ارزش و زیبایِ بهارستان
------------------------------------------------------------------------------
در تعلیماتِ اسلامی، هیچ چیزِ سوسیالیستی وجود نداشته و ندارد... محمد هرگز مالکیتِ خصوصی، بردگی و برده داری را انکار نکرد و حتی بنده کردنِ اسیرانِ جنگی را قانونی و مشروع می دانست
------------------------------------------------------------------------------
امیدوارم با خواندنِ تاریخِ مربوط به این سرزمین ذره ای آگاهی در عرب پرستانِ ساکن در ایران زمین ایجاد شود
پیروز باشید و ایرانی