این داستان به توصیف گوشه ای از رخدادهای وحشتناک پس از وقوع زلزلهای مهیب در شهر تهران میپردازد و مطالعه آن هرگز برای خوانندگان زیر 18 سال و یا کسانی که هرگونه ناراحتی قلبی یا عصبی دارند، مناسب نیست.
همه میدونیم که زلزله تهران فاجعه بزرگی خواهد بود و سیستمهای مقابله با حوادث غیر مترقبه ما در اون زمان کاملا ناکارآمد خواهد بود و هرج و مرج هم شکل خواهد گرفت، اما این داستان زیادی هالیوودی بود و خیلی هم جالب یا دقیق نبود
خیلی قبل پیش خوندم این کتاب رو. شاید بیشتر از پنج شش سال قبل. بهش ستاره نمی دم چون جزئیاتش یادم نیست و ممکنه امتیازی که می دم ناعادلانه باشه. شوک آخرش هم خیلی خوب بود به وضوح آخرین صحنه اش رو یادم میاد
چند سال پیش این کتاب را خواندم. بازخوانی آن در شرایطی که زلزلهٔ تهران بسیار محتمل شده است، خواندنی و دلهرهآور است. تهران برای زلزله آماده نیست و زلزلهٔ شدید در تهران شاید برابر با نابودی و هرج و مرج در کل کشور باشد.
[به این فکر میکنید که خوب شود دیشب زنتان رفت و وای الان اگر برگردد و در این شهر دنبال شما بگردد چه میشود] [به این فکر میکنید که اگر حجاب در جامعه ازاد بود چطور همه هم را میدریدند] enough for today.
فکر میکنم خیلی از نوشته های تخیلی این داستان به شایعه های روزمره بعد از زلزله تبدیل شده،این نویسنده چندین سال پیش هم کج بودن برج میلاد رو در ستون یکی از روزنامه ها به صورت طنزگونه مطرح کرده بود که تا چند سال به عنوان واقعیت بین مردم دهان به دهان می گشت.