اینقدر از محاسن ما سخن گفتهاند که دلیلی ندیدم من هم چنین کاری را صورت دهم. پس تصمیم گرفتم معایب خودمان را برشمرم. تا به حال ما تبریکات فراوانی برای هم فرستادهایم. واقعاً چگونه میشود یک نفر نداند که مشکل دارد و مشکلش را نشناسد و آنوقت توقع داشته باشد که مشکلش حل شود؟ این به معجزه شبیه است. ما مشکل جدی داریم. ما به هر دلیلی زیادتر از ملل دیگر دروغ میگوییم. تملق اگرچه خوشایند نیست، تک تک خودمان میدانیم چقدر تملق میگوییم. ما ترس بیجای فراوان داریم. فرهنگ اعتراض هم در ما وجود ندارد و این در بسیاری مواقع تبدیل شده به ظلمی برای دولتها و حکومتهایی که بر ما حکومت کردهاند... چاپ ۱۳۸۶
این کتاب مجموعه ی کارهای پراکنده ای هست که آقای نراقی تو نشریات و روزنامه های مختلف چاپ کردن... چندتایی هم مصاحبه هست توش... اگه از کتاب خودمونی ش خوشتون اومد این رو هم توصیه میکنم... البته بعضی جاهاش تکراری هست، اما به خوندنش میارزه. دیشب، 6 بهمن 88، نزدیکای ساعت سه بود، بدجوری خوابم میومد، یه مقاله ش رو میخوندم، میذاشتم تو قفسه، بعد دوباره وسوسه میشدم که ادامه بدم، برش میداشتم، یه مقاله ی دیگه میخوندم، میذاشتم دوباره تو قفسه،و دوباره ....
این کتاب و جلد قبلی آن جامعه شناسی خودمانی نوعی دروننگری در جامعه ایرانی است و نویسنده سعی دارد بگوید علت عقب ماندگی ما نه استعمار و توطئه خارجی و مسائلی از این دست که عادات بد خود ماست ا عادات و خلقی که با نگاهی بی طرفانه در رفتار روزمره ما کاملا مشهوداست عاداتی که به بهانه عرف و رسم و نوجیه می کنیم و حتی گاهی به چشممان نمی آیند و نیازی به توجیه کردنشان نمی بینیم به همین جهت و سادگی بیان و دوری از مغلق نویسی این کتاب فکر می کنم خواندنش برای همه ما لازم است
این کتاب حتی از جلد اول هم سخیفتر و چرتتر بود. خصوصاً توی این اوضاع تحمل اینکه یکی خودش رو عقلکل بدونه و بنشینه بالای منبر و همۀ تقصیرها رو بندازه گردن مردم، کار خیلی سختیه.
در ادامه کتاب جامعه شناسی خودمانی. تکرار حرفهای گفته شده+چند نکته جدید و کمی منسجم تر. به نظرم مصاحبه ها تا حدی تکراری بود و بارها نکات تکراری بیان شده بود و منشا افکار آقای نراقی هم مشخص شده بود که کتاب بازرگان و محمدعلی ایزدی و ... از عوامل مهم بودن. ساده نویسی باز هم حرف اول رو میزد و خوندنش رو توصیه میکنم. هم به دلیل انسجام متن ها هم اینکه میتونه شروعی باشه برای خوندن مطالب جدی تر جامعه شناسی و سیاسی و تاریخی. آقای نراقی تو مصاحبه های این کتاب گفته حوزه تحصیلیش جامعه شناسی نبوده و صرفا علاقه و بررسی خودش طی این چند سال باعث نوشتن این کتاب شده. به نظرم این دو نکته این کتاب رو بسیار تحسین برانگیز میکنه. از این جهت که بررسی میدانی و شخصی خود فرد اگرچه ممکنه باعث یه سری قضاوت ها بشه اما از طرفی واقعی تر از مطالعات صرفا آکادمیکه.
کتاب بدی نبود اما برای کسایی که جامعه شناسی خودمانی رو خونده بودن بیشترش تکراری بود. اما نکته قابل تامل این کتاب برای من این بود که همه مقالات مربوط میشدن به حوالی سالهای هشتاد و هشتادو یک یعنی حدود هفده هجده سال پیش اما انگار همه اون مقالات الان نوشته شده بودن و این یعنی تو این بازه زمانی حدودا هیچ تغییر مثبتی در ما رخ نداده و این اصلا خوب به نظر نمیاد. خیلی وقتا فک میکردم چقدر قبل تولد من ادما گل و بلبل بودن(منظورم از همه ادما مشخصه) اما این کتاب به من گفت دقیقا همون سال یکی بوده که اینا رو داد میزده اما همه گوشاهاشون رو گرفته بودند تا چیزایی که دوست ندارد رو نشنوند و این چرخه همین حالا هم داره تکرار میشه. نمیدونم منظورم رو خوب رسوندم یا نه... در کل شاید کتاب خیلی خوبی به نظر همه نباشه اما برای ادمی به کم تجربگی من تجربه ی خوبی بود و تجربه های خوبی رو به من یاد داد.
حس می کنم یه نوع خودشیفتگی تو نویسنده باعث شده بود فکر کنه چون کتاب اول فروش رفته لازمه بیاد این کتاب رو بنویسه و توش مکررات رو تکرار کنه!! کتاب حاوی مقاله هاییه که میشه اونها رو دنباله کتاب قبل دونست، و همچنین مصاحبه هایی با نویسنده که پیرامون کتاب اول هستن. با نخوندن این کتاب هیچی رو از دست نمی دید.
کتاب مانند نوشته های بریده روزنامه هاست بدون تحلیل و تفسیر، فقط توصیف و توضیح واضحات است مطلب خاصی برای گفتن ندارد و مثل جلد یک آن درمانده ایم (جامعه شناسی خودمانی) به نگاه ریشه ای نمیرسد، البته شاید این شگرد نویسنده بود تا مخاطب بیشتری را جذب کند به هر حال برای خواندن در مسیر کار تا خانه یا قرار دادن رایگان در مترو های شهر کتاب خوبی است
کتاب پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی بر آنچه خود می دانیم به زبانی ساده و روان به دور از پیچیده نویسی اشاره داد و در واقع یک یادآوری است بر مشکلاتی که بین تک تک اجزای یک جامعه می تواند وجوداشته باشد و نادیده گرفته می شود و در نهایت برآیند این مشکلات می تواند جامعه ای را شکل بدهد که نمی تواند عاری از اشتباه باشد و در نهایت مسیر پیشرفت و توسعه را با مشکلاتی مواجه می کند. از این رو نویسنده تاکید دارد سرآغاز حرکت به سوی توسعه آگاهی یافتن از درد و در ادامه درمان آن است و بدون طی کردن مرحله اول قدم گذاشتن در مراحل بعدی توسعه سودی نخواهد داشت. و با توجه به آنچه خودم استنباط کردم بهتره که در این مسیر یک بازتعریفی از برخی مفاهیم برای خودمان هم داشته باشیم مفاهیمی مثل دموکراسی و روشنفکری، آزادی و ......چرا که بیشتر مفاهیم وارداتی هستند و نیازمند آگاهی از پیش فرض های تحقق هر مفهموم هستیم.....