What do you think?
Rate this book


736 pages, Paperback
Published January 1, 2015
تا به حال شده است ناگهان به خودتان بیایید و متوجه شوید که به مونیتور کامپیوتر یا به صفحات کتاب زل زدهاید، اما هیچ چیزی وارد مغزتان نمیشود؟ در چنین لحظهای احتمال دارد حالتی از گسستگی به شما دست داده باشد. گسستگی حالتی است بین خواب و بیداری، و اندکی از هردو، به حالت همزمان. حالت گسستگی برای افراد مختلف به شیوههای متفاوت احساس میشود. بعضی افراد احساس میکنند اندکی منگ شدهاند. بعضی دیگر میگویند که احساس میکنند اشیا را زیاد خوب نمیبینند یا لبههای اشیا محو هستند.بعضی دیگر میگویند که احساس میکنند از پشت یک توری به اشیا نگاه میکنند و از لحاظ هیجانی، کرخت شدهاند.
خود شما هم بارها گسستگی را تجربه کردهاید. مثلا در حال رانندگی بودهاید و ناگهان به خود آمدهاید و دیدهاید که چند خیابان را رد کردهاید بدون آنکه یادتان بیاید در این مدت چه چیزهایی دیدهاید.
یا با دوستتان مشغول صحبت هستید، صدای او را میشنوید، سرتان را به حالت تایید تکان میدهید اما واقعا آنجا نیستید. شما به طور فیزیکی آنجا هستید اما ذهنتان جای دیگری است. بعد میبینید که دوستتان در حال تکان دادن دستش جلوی صورت شماست و میگوید: "کجایی بابا؟". گسستگی یه مکانیسم حیاتی (لازم برای زنده ماندن) است. سیستم عصبی انسان وقتی به حداکثر ظرفیت خود برای پردازش محرکها میرسد از گسستگی کمک میگیرد.
گسستگی روی انرژی متراکم و بیقراری که در درونتان وجود دارد یک "سرپوش" میگذارد، بدن را کرخت و بیحس میسازد طوری که فرد در درون خود کمتر احساس استرس و رنج میکند. این یک برنامه ی موقت و خوب است که طبیعت تدارک دیده تا هنگامی که احساس کلافگی میکنیم به کمک ما بیاید.